- ارسالها
- 835
- امتیاز
- 7,710
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان ۲
- شهر
- اصفهان
- سال فارغ التحصیلی
- 1404
- دانشگاه
- MUI
- رشته دانشگاه
- پزشکی
تو هستی من شدی، از آنی همه منعنان تگاور بدو داد و گفت
که با تو همیشه خرد باد جفت
من نیست شدم در تو، از آنم همه تو
تو هستی من شدی، از آنی همه منعنان تگاور بدو داد و گفت
که با تو همیشه خرد باد جفت
وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم،تو هستی من شدی، از آنی همه من
من نیست شدم در تو، از آنم همه تو
میرم و همچنان رود نام تو بر زبان منوقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم،
بند را برگسلیم، از همه بیگانه شویم
من از زلفش سخن راندن نیارممیرم و همچنان رود نام تو بر زبان من
ریزم و همچنان بود مهر تو در مفاصلم
دستی که در فراق تو میکوفتم به سرمن از زلفش سخن راندن نیارم
تو بر زلفش زدن چون یاری ای باد
ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسپدستی که در فراق تو میکوفتم به سر
باور نداشتم که به گردن درآرمت
پیاده شد از اسب رستم چو بادترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسپ
خاطر آسوده ازین گردش ایام بخسپ
دریغ آن رخ و برز و بالای توپیاده شد از اسب رستم چو باد
به جای کله خاک بر سر نهاد
وقتی که پرسشی کنی اصحاب درد رادریغ آن رخ و برز و بالای تو
دریغ آن همه مردی و رای تو
سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانشوقتی که پرسشی کنی اصحاب درد را
چون من شکسته دل ترم اول مرا بپرس

شب تاریک و سنگستان و من مستسرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش
تمنای وفاداری مرا هرگز نبود از توشب تاریک و سنگستان و من مست
قدح از دست من افتاد، نشکست

تا که نامی شدم از نام نبردم سودیتمنای وفاداری مرا هرگز نبود از تو
ولی ای بی وفا، از بی وفا هم انتظاری هست
از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستمتا که نامی شدم از نام نبردم سودی
گر نمردم من و این گوشه گمنامیها
مبر ز من که رگ جان من بریده شوداز سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم
خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم

تا کی به تمنای وصال تو یگانهمبر ز من که رگ جان من بریده شود
بیا که با تو مرا صدهزار پیوند است
یارب آن شاهوش ماهرخ زهرهجبینهمه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
ترسم که سر کوی تورا سیل بگیردیارب آن شاهوش ماهرخ زهرهجبین
در یکتای که و گوهر یکدانهی کیست
به ایران و توران ورا بندهاندترسم که سر کوی تورا سیل بگیرد
ای بی خبر از گریه مستانه ام امشب
دل ز تن بردی و در جانی هنوزبه ایران و توران ورا بندهاند
به رای و به فرمان او زندهاند
