• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تا بوده چشم عاشق در راه يار بوده
بي آنكه وعده باشد در انتظار بوده
هر که را مشکل بود حلال مشکل ها علیست
در دریای حقیقت بحر بی پایان علیست
 
آن که افلاطون و جالینوس ماست
پر فنا و علت و بیمار ماست
تو از حوالی اقلیم هرکجا آباد
بیا که می رود این شهر رو به ویرانی
کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق
بیا که یاد تو ارامشی است توفانی
- قیصر امین پور
 
تو همچو صبحی و من شمعِ خلوتِ سَحَرم
تبسمی کن و جان بین که چون همی‌سِپُرَم
 
تو همچو صبحی و من شمعِ خلوتِ سَحَرم
تبسمی کن و جان بین که چون همی‌سِپُرَم
من از گیسوش فهمیدم به وقت مرگ نزدیکم
خوشا ای عشق ممنونم، همیشه خوش‌خبر باشی
 
Back
بالا