- ارسالها
- 586
- امتیاز
- 9,750
- نام مرکز سمپاد
- _
- شهر
- -
- سال فارغ التحصیلی
- 1401
- دانشگاه
- پلی تکنیک
- رشته دانشگاه
- پلیمر
یکبار هم ای عشق من از عقل میندیشدر خیال من نمیگنجد دلم را بشکنی
هرکسی آمد شکست اما تو هرکس نیستی
بگذار که دل حل بکند مساله هارا...
یکبار هم ای عشق من از عقل میندیشدر خیال من نمیگنجد دلم را بشکنی
هرکسی آمد شکست اما تو هرکس نیستی
آن دیده کز این ایوان، ایوان دگر بیندیکبار هم ای عشق من از عقل میندیش
بگذار که دل حل بکند مساله هارا...
دل ناله کند از من، من ناله کنم از دلآن دیده کز این ایوان، ایوان دگر بیند
صاحبنظری باشد، شیرین لقبی باشد
در کوی ما شکسته دلی میخرند و بستا بنا بر بن فانی باشد
بن بی نا به بادی باشد
تا خار غم عشقت آویخته در دامندر کوی
در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس
بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است
اشتیاقی كه به ديدار تو دارد دلِ منتا خار غم عشقت آویخته در دامن
کوته نظری باشد رفتن به گلستان ها!
نیست در عالم ز هجران تلخ تراشتیاقی كه به ديدار تو دارد دلِ من
دلِ من داند و من دانم و دل داند و من...
نخستین باده کاندر جام کردندنیست در عالم ز هجران تلخ تر
هرچه خواهی کن ولیکن آن مکن
مولانا
دل میرود ز دستم صاحب دل آن خدارانخستین باده کاندر جام کردند
ز چشم مست ساقی وام کردند
ماییم و موج سودا شب تا به روز تنهادر تاب و تب باد سحرگاه که بودم ؟
بعد از تب و گرمای سحرگاه چه بودم ؟
تو را با غیر میبینم صدایم در نمی آیدلب فرو بسته ام از ناله و فریاد ولی
دل ماتم زده در سینه من نوحه گر است
در این بازار گر سودیست با درویش خُرسندَستتو را با غیر میبینم صدایم در نمی آید
دلم می سوزد و کاری ز دستم بر نمی آید
هر آنکس که باتو نگوید درستیک بار به من قرعه ی عاشق شدن افتاد
یک بار دگر بار دگر بار دگر نه
در مسلخ عشق جز نکو را نکشندترک عادت مرض سخت و گریبان گیری ست
خواستم عشق تو را ترک کنم باز نشد
دانی که چیست حاصل انجام عاشقی؟در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان زشت خو را نکشند
یک نفر هست که قلبش به تو وابسته شدهدانی که چیست حاصل انجام عاشقی؟
جانانه را ببینی و جان را فدا کنی