- ارسالها
- 583
- امتیاز
- 10,149
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- -
- سال فارغ التحصیلی
- 2025
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشیشعر امید بخشتان، زمزمه بهار بود
به زیر برف صورتش، تیغ چونان انار بود
که بسی گل بدمد و باز تو در گل باشی
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشیشعر امید بخشتان، زمزمه بهار بود
به زیر برف صورتش، تیغ چونان انار بود
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمیبینمنوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد و باز تو در گل باشی
ای دوست قبولم کن و جانم بستاندامان
دامان دوست گیر و رهایش مکن که دوست
دارد عنایتی به خلق گرفتار بند خویش
ندا برآمد امشب که:ای دوست قبولم کن و جانم بستان
مستم کن وز هر دو جهانم بستان
جانندا برآمد امشب که:
«جان کیست فدا؟»
بجست جان من از جا
که: «نقد بستانید!»
~مولانا.
این زمان صدر اجل در حلقه اعیان ملکجان
تورا جانم صدا کردم ولیکن برتر از جانی
مگر جان بی تو میماند در این تندیس انسانی
گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیریاین زمان صدر اجل در حلقه اعیان ملک
نصب تندیس تو را در این مکان بازو گشاد
~بهار.
گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منشيارب به كه شايد گفت اين نكته كه در عالم
رخساره به كس ننمود آن شاهد هر جايى
حافظ

ای نوبهار خندان! از لامکان رسیدی!یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
نمیخوامش برو بردار سپردم به ننش
(شاعر حافظ ویت صبا )![]()
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشیای نوبهار خندان! از لامکان رسیدی!
بویی ز یار داری، از یار ما چه دیدی؟
~مولانا.
کمتر از خاک نهای! بشکف و از خویش بر آ!نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

ای هدهد صبا به سبا میفرستمتکمتر از خاک نهای! بشکف و از خویش بر آ!
همچو گل از گل خود وز نفس باد صبا!
~شاعرش هم مهم نیست![]()
دیدهی دیو و پری یافت ز ما سروری!ای هدهد صبا به سبا میفرستمت
بنگر که از کجا به کجا میفرستمت
پریدیدهی دیو و پری یافت ز ما سروری!
هدهد جان بازگشت سوی سلیمان خویش!
~مولانا.
جانپری
جان شیرین منی، ای از لطافت چون پری
گر پری جان است، تو از جان شیرین خوشتری
جانجان
جان خوشست اما نمیخواهم که جان گویم تو را
خواهم از جان خوشتری یابم که آن گویم تو را
دل نداند که فدای سر جانان چه کندجان
جان عزیزست نباشد که ز دستت برود بیهوده
حیف آب است که سیراب کند خرزره را