- ارسالها
- 859
- امتیاز
- 9,376
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- .
- سال فارغ التحصیلی
- 99
- رشته دانشگاه
- داروسازی
لطف حق با تو مداراها کندناوک چشم تو در هر گوشه ای
همچو من افتاده دارد صد قتیل
حافظ
چون که از حد بگذرد رسوا کند
لطف حق با تو مداراها کندناوک چشم تو در هر گوشه ای
همچو من افتاده دارد صد قتیل
حافظ
ده روز مهر گردون افسانه است و افسونلطف حق با تو مداراها کند
چون که از حد بگذرد رسوا کند
ای شب از رویای تو رنگین شدهده روز مهر گردون افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
حافظ
گفت که دیوانه نه ای لایق این خانه نه ایاگر شاهی،گدایی،آخرش مرگ
اگر زرین کلاهی،آخرش مرگ
تابش جان یافت دلم وا شد و بشکافت دلممرغ در دامم مرا پروانه ی پرواز نیست
در گلویم نغمه هست و رخصت اواز نیست
تو که از محنت دیگران بی غمیمغرور مشو این همه بر سوز خود ای شمع
کاین سازش پروانه هم از روی حساب هست
در جهانی که نباشد ز کسی نام و نشانیک ذره وفا را به دوعالم نفروشیم
هر چند در این عهد خریدار ندارد
سر بسته ماند بغض گره خورده در دلمدر جهانی که نباشد ز کسی نام و نشان
قدسی از گفته شیوا اثری ما را بس
قدسی مشهدی
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدنتازیان را غم احوال گران باران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
حافظ
بیاین از سر بگیریم مشاعره رو :)
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شدمنم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
-حافظ

دوش آن صنم چه خوش گفت د رمجلس مغانمنفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
حافظ
وفا نکردی و کردم جفا ندیدی و دیدمتو طاعت حق کنی به امید بهشت
نه نه تو نه عاشقی که مزدوری تو
شیخ بهایی
من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفتوفا نکردی و کردم جفا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم بریدی و نبریدم
وقت است که بنشینی و گیسو بگشاییمن به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو
مولانا
یار دارد سر صید دل حافظ یارانوقت است که بنشینی و گیسو بگشایی
تا با تو بگویم غم شب های جدایی
- هوشنگ ابتهاج
