• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اعترافگاه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ham!D ShojaE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
اعتراف میکنم که یه زمانی نمیدونستم مطهری کیه یعنی یه وقتایی اسمشو تو پستا میدیدم و میگفتم این چرا انقد معروفه:-"=))
 
اعتراف میکنم که دویست بار خواهرم رو نیشگون گرفتم و گفتم پشه بود
پ ن : البته الان که بزرگ شده ده برابرش رو جبران میکنه
 
اعتراف میکنم
برای باز هزارم هم تونستم غرورمو بشکنم
منطقمو له کنم
و به حرف دلم گوش بدم که تهش میدونستم ... میشه : )
 
@phoenix_s9 تازگی ها متوجه شده اینجا میشه این و اون رو فالو کرد بعد من اون اوایل عضویتش فالوراش رو میدیدم ولی کسی رو فالو نکرده بود میگفتم این چه عنیه دیگه که به هیشکی بک نمیده البته در عالم دوستی
حلال السون
پند اخلاقی : قضاوت نکنین دوزتان
 
اعتراف میکنم اومدم اینجا ببینم ارمغغغاننن چی اعتراف کرده بعد یادم نبود ارمغان با 3 تا غ اس یا سه نا ن
اینکه دلم میخواد یقه ی افسر اموزشگاه رو بگیرم جرشش بدم هم اعتراف دیگمه!
 
اعتراف میکنم یبار که داشتم یواشکی شوکولات میخوردم یهو مامانم صدام زد و من استرس گرفتم شوکولاتو خیلی اتفاقی تاکید میکنم خیلی اتفاقی:-" انداختم تو بخاری8->:-"
 
اعتراف می‌کنم اصطلاح شیپ کردن را shape کردن می‌خوندم. بعدش که توی پادکست نوشابه زرد شنیدم فکر کردم sheep می‌خونند، با خودم گفتم یعنی چی؟ گوسفندشون می‌کنند؟ بعد که اینترنت جست و جو کردم دیدم ship هست! هنوز هم متوجه نمی‌شم این کلمه در این‌جا چه جایگاهی داره؟ تو کشتی تفریحی قرارشون می‌دند که خوش بگذرونند؟ :-"

همچنین اعتراف می‌کنم که تا مدت‌های طولانی Meme رو میم نمی‌خوندم :-" برای همین سعی می‌کردم در جایی از کلمه‌اش استفاده نکنم :))

از سمپادیا ممونم که این اصطلاحات را به من آموزش می‌ده :-"
 
اعتراف میکنم یبار تو ح ب نوشته بودیم ننالین چسنالا بخدا من خیلی بد بخت ترم از شما ، منظورم به فامیلامون بود و حرفای چرتشون برگشتم سایت دیدم @Karenn و چند نفر دیگه رگبار دیس رو روانه کردن بعد همون لحظه دوزاری م افتاد فکر کردن من کاربرای سایت رو میگم.
در این حد فلجم تو رسوندن منظور
 
اعتراف میکنم چند وقته عادت کردم به همه ح.ب ها یه ری اکشنی میدم و اگه اون وسطا با یه حرفی هیچ حسی نداشته باشم یا ندونم الان باید بخندم یا ناراحت شم(:-") یا بخشی موافقم و با بخشی مخالف، و هیچی نمیدم، تا یه هفته عذاب وجدان میگیرم:|

اعتراف میکنم برای اولین بار یه یکی در غیاب خودش ابراز دلتنگی کردم! یعنی نبود و گفتم دلم براش تنگ شده بود...
(من کلا تو ابراز احساسات خیلیییی خنگ و ضعیفم :/ حتی به مامان بابام هم روم نمیشه بگم دوسشون دارم :// هنوزم باورم نمیشه که جلو کلی آدم برگشتم گفتم دلم واسه نیایش و طاها خیلی تنگ شده بود)
بعدا نوشت: حتی بعدش اعتراف کردم که دلم واسه تف های طاها هم تنگ شده:))
 
اعتراف میکنم تا چن هفته پیش فکر میکردم مسیح آرش میشن ماکان بند.. :))
 
تمام امتحانای ترم اول کلاس چهارم رو هیچی نخوندم...و همه رو بیست شدم!!
 
اعتراف می کنم نزدیک ۲ ماه یه بچه گربه که گم شده بود(۶ سال پیش ۶ یا ۷ میلیون قیمتش بود) رو تو حیات خونمون نگه داشتم اما بلاخره صاحبش فهمید.
 
کلاس سوم بودم. زنگ تفریح داشتیم با چند نفر حرف مبزدیم، یکی گفت ما یه خونه داریم شش دنگش به نام منه. من پرسیدم کلا چندتا دنگ داره که شش تاش به نام توعه؟ : ))))))))))
 
اعتراف میکنم بچه بودنی هر وقت تو باغچه از این خونه های مورچه ها میدیدم میرفتم شیلنگ آب رو میذاشتم رو خونه شون آب باز میکردم تا همه شون بیان بیرون من ملکه شونو ببینم:)):-"
 
اعتراف می‌کنم با این که بیشتر از شیش و نیم ساله که تو سمپادیا هستم، همین چند روز پیش ایمیل خودمو تو مشخصاتم گذاشتم. قبلش یه ایمیل موقت بود که واسه ثبت نامم همون لحظه ساخته بودم.:-"
 
اعتراف می کنم تمام نمرات امتحانات مستمر هفتم رو بالای ۱۹ گرفتیم( من و دوستم) و تا آخر سال امتحانات مستمر رو ته کلاس می نشستیم و تقلب می کردیم، خدا ببخشتمون.
 
Back
بالا