• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

مشاوره روان‌شناسی

Asinus

کازمو ، عزازیل مزمل
ارسال‌ها
289
امتیاز
852
نام مرکز سمپاد
میرزا کوچک جنگلی 1.5
شهر
رشت
سال فارغ التحصیلی
1400
من خودم دوهفتست وسواسی شدم
در رو بار ها بار ها میکشم تا مطمئن بشم بسته شده و بعد هم میرم یه دور دور تیر برق میزنم و دوباره بر میگردم تا مطمئن بشم که بسته بشه
بار ها گوشی رو چک میکنم که اینترنت رو خاموش کرده باشم
هر جا میرم موقع برگشت باید چهل پنجاه ثانیه زل بزنم به جایی که بودم و چک کنم چیزی رو جا نزاشتم
و این ها همه دارند عذابم میدهند
و لذت هم نداره خیلی بده که بدونی کاری رو انجام دادی ولی دوباره و دوباره تکرارش کنی
 

Nerd_Girl

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
137
امتیاز
1,593
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
_
سال فارغ التحصیلی
95
مثلن کسایی که خودآزاری دارن،عین ایجاد یه زخم روی دستشون،ممکنه از این کار لذت ببرن.
یا سبکای سلطه گر و سلطه پذیر داریم ، اونی که سلطه پذیره لذت میبره(مطمئن نیستم همیشه یا نه)
+
این وسواس اختلالی هم در روند زندگیت ایجاد کرده؟
تو کارای روزمرت؟
تو ارتباطتت با بقیه؟
اگه انجام ندی و به ترتیب نچینی کتابا رو چه حسی بهت دست میده؟
بعد انجام این کارا چه حسی بهت دست میده؟
چند وقته این کارو میکنی؟
نه فکر نکنم خود آزاری باشه
نمیدونم تو روابط اجتماعیم تاثیری داشته یا نه ولی به خاطر این کارام بهم میگن ناسازگارم یا میگن استثنائی (تو خوابگاه اتاق تک نفره گرفتم تحمل هم اتاقی داشتن رو ندارم )
حس خوب باعث میشن آروم بشم
تا جایی که یادم بیاد این کارارو انجام میدادم و اون موقع هم مثل الان ازشون لذت میبردم قبل سن مدرسه اسباب بازیامو کنار هم میچیدم بعدا هم کتاب هامو به ترتیب خاصی تو قفسه میچیدم یا تو کیفم میذاشتم مداد رنگیام تو جعبه ترتیب خاصی داشتن مثل رنگین کمان
وقتی جایی که زندگی میکنم نامنظمه یا اتفاقای مختلفی میوفته ذهنم پر از اشکال رنگی مختلف میشه و قفسه های توی ذهنم نا منظم میشن این حس خیلی اذیتم میکنه با چیدن وسایل یا دسته بندی کردن موضوعات ذهنم مرتب میشه و آروم میشم وتکرار کلمات و صدا ها هم آرومم میکنه کلا کارای تکراری رو دوست دارم چه انجام دادنشون باشه و چه تماشا کردنشون
 
آخرین ویرایش:

Bita2003

کاربر فعال
ارسال‌ها
30
امتیاز
846
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
سراب
سال فارغ التحصیلی
1400
سلام یه رفیقی دارم اونم سمپادیه ولی اعتمادبنفس پایینی داره وبه همین دلیل دچارمشکلاتی میشه
لطفاکمکم کنید
 

f-1391

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,143
امتیاز
17,179
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بجنورد
سال فارغ التحصیلی
94
رشته دانشگاه
روانشناسی
نه فکر نکنم خود آزاری باشه
نمیدونم تو روابط اجتماعیم تاثیری داشته یا نه ولی به خاطر این کارام بهم میگن ناسازگارم یا میگن استثنائی (تو خوابگاه اتاق تک نفره گرفتم تحمل هم اتاقی داشتن رو ندارم )
حس خوب باعث میشن آروم بشم
تا جایی که یادم بیاد این کارارو انجام میدادم و اون موقع هم مثل الان ازشون لذت میبردم قبل سن مدرسه اسباب بازیامو کنار هم میچیدم بعدا هم کتاب هامو به ترتیب خاصی تو قفسه میچیدم یا تو کیفم میذاشتم مداد رنگیام تو جعبه ترتیب خاصی داشتن مثل رنگین کمان
وقتی جایی که زندگی میکنم نامنظمه یا اتفاقای مختلفی میوفته ذهنم پر از اشکال رنگی مختلف میشه و قفسه های توی ذهنم نا منظم میشن این حس خیلی اذیتم میکنه با چیدن وسایل یا دسته بندی کردن موضوعات ذهنم مرتب میشه و آروم میشم وتکرار کلمات و صدا ها هم آرومم میکنه کلا کارای تکراری رو دوست دارم چه انجام دادنشون باشه و چه تماشا کردنشون
نه منظورم این نبود بگم خود آزاری داری،داشتم میگفام تو اختلالات دیگه عین خودآزاری هم ممکنه طرف لذت ببره.
+
@مار نظری نداری شما؟:-"
آسیب روانی پاس کردین؟:-"
بذاربد من با همکارم مشورت کنم،نتیجه رو بهتون میگم:-"
اما
نگفتی اگه انجام ندی چه حسی بهت دست میده؟
این مهمه.
توی اختلال وسواسی انگار مثلن طرف با چیدن کتابا تو یه قفسه حس خوبی دریافت میکنه(همین طور که گفتی) و فکر میکنه اگه این کارو انجام نده اتفاق بدی واسش میفته(چیزی که بهش اشاره نکردی) مثلن اگه این مداد رنگیا رو مرتب نچینم،ممکنه امتحان امروزمو خراب کنم.
 

f-1391

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,143
امتیاز
17,179
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بجنورد
سال فارغ التحصیلی
94
رشته دانشگاه
روانشناسی
ینی مرتب کردن وسایل ، به یک صورت خاص وسواسه ؟؟؟

راه درمانش چیه ؟؟
نه الزامن!
ممکنه یکی بحث تربیتی و فرهنگی باشه،بهش یاد داده باشن باید همیشه مرتب باشه،نظم داشته باشه.
صرف انجام یه سری کارای خاص نمیشه گفت وسواسه.
 

Nerd_Girl

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
137
امتیاز
1,593
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
_
سال فارغ التحصیلی
95
نه منظورم این نبود بگم خود آزاری داری،داشتم میگفام تو اختلالات دیگه عین خودآزاری هم ممکنه طرف لذت ببره.
+
@مار نظری نداری شما؟:-"
آسیب روانی پاس کردین؟:-"
بذاربد من با همکارم مشورت کنم،نتیجه رو بهتون میگم:-"
اما
نگفتی اگه انجام ندی چه حسی بهت دست میده؟
این مهمه.
توی اختاال وسواسی انگار مثلن طرف با چیدن کتابا تو یه قفسه حس خوبب دریافت میکنه(همین طور که گفتی) و فکر میکنه اگه این کارو انجام نده اتفاق بدی واسش میفته(چیزی که بهش اشاره نکردی) مثلن اگه این مداد رنگیا رو مرتب نچینم،ممکنه امتحان امروزمو خراب کنم.
همون حسی که گفتم ذهنم نامنظم میشه و...
اعصابم خرد میشه بد اخلاق میشم دلم میخواد گریه کنم داد بکشم و...
 

_fatima_

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
393
امتیاز
8,577
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
-_-
سال فارغ التحصیلی
97
مدال المپیاد
طلای هدر دادن وقت
من خیلی اعتماد بنفسم پایینه:(
درحدی که همه بهم میگن :(
جالبیش اینه که مامانم دعوام میکنه میگه چرا اینجوری که همه باید بهت بگن کمبود اعتماد بنفس دااری:/
چیکار کنم؟
 

f-1391

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,143
امتیاز
17,179
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بجنورد
سال فارغ التحصیلی
94
رشته دانشگاه
روانشناسی
من خیلی اعتماد بنفسم پایینه:(
درحدی که همه بهم میگن :(
جالبیش اینه که مامانم دعوام میکنه میگه چرا اینجوری که همه باید بهت بگن کمبود اعتماد بنفس دااری:/
چیکار کنم؟
درسمون به اونجا نرسیده <':
دوستان با تجربه بیاین راه حل بدین:D
ولی
لیست کردن کارایی که خیلی خوب اونا رو انجام‌میدید و مرور کردنشون! در صورتی که باعث "غره"شدنتون نشه،میتونه یکم تاثیر گذار باشه.
 

جوجه

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
985
امتیاز
1,916
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 2 تهران
شهر
کرج . ری. تهران
سال فارغ التحصیلی
91
مدال المپیاد
دو سال برای شیمی خوندم بعد پشیمون شدم:دی
دانشگاه
تهران بودم ارشد ایرانم
رشته دانشگاه
روان شناسي باليني
من خیلی اعتماد بنفسم پایینه:(
درحدی که همه بهم میگن :(
جالبیش اینه که مامانم دعوام میکنه میگه چرا اینجوری که همه باید بهت بگن کمبود اعتماد بنفس دااری:/
چیکار کنم؟

درد جدی ای به نام کم بودن اعتماد به نفس نداریم تو روان شناسی بالینی ، نتیجتا درمان شسته رفته هم نداره
وقتی یکی میاد پیش ما می گه اعتماد به نفسم کمه ، ازش می پرسیم بگو دقیقا منظورت چیه؟
یه کارایی هست که به نظرت توانایی شونو داری ولی هول می شی؟
خیلی از کارایی که برای بقیه راحته رو فکر می کنی توش ناتوانی؟
مهارت های مدیریتی و اجرایی ات کمه؟
مهارت های بین فردی ات خوب نیس؟
همش یه فکری میاد تو ذهنت که من از همه بدترم؟ من الان گند می زنم؟ من اصلا ارزش ندارم.
خیلی چاقی مثلا ، از خودت حجالت می کشی؟
باید یه آشنا پیشت باشه تا احساس دلگرمی کنی؟ تنهایی می ترسی؟
و ... کلی احتمال دیگه (یا بعضیاش با هم)

ته تهش یا یه سری فکر اشتباهی تو ذهنت هست که باید روش کار کنیم که روی هیجان هات اثر بذاره، یا یه سری مهارت رو نداری که باید کسب بشن


پی نوشت: پست های قبلی ، اگه چیزی هست که باید ج بدم بگین
 
آخرین ویرایش:

مُهَنّـــا

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
128
امتیاز
856
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
یزد_قم
سال فارغ التحصیلی
94
دانشگاه
cfu
من یه سوال داشتم انجمن روانشناسیو هم گشتم ولی تاپیک مناسب سوالمو پیدا نکردم برای همین همینجا میپرسم.

دوستانی که روانشناسی خوندین!
از رشته تون راضی هستین؟ چیزی دستتونو گرفته؟ منابع درسی ای که میخوندین آیا کاربردی بود و دست پر راهیتون میکرد یا هرچی یاد گرفتین از کارگاهاتون بوده؟
به عنوان یه مادر یا همسر یا یه فردی که توی اجتماع داره زندگی میکنه، چقدر درسایی که خوندین به کارتون اومده؟ و ازین دست سوالات:-?
 

جوجه

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
985
امتیاز
1,916
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 2 تهران
شهر
کرج . ری. تهران
سال فارغ التحصیلی
91
مدال المپیاد
دو سال برای شیمی خوندم بعد پشیمون شدم:دی
دانشگاه
تهران بودم ارشد ایرانم
رشته دانشگاه
روان شناسي باليني
روان شناسی از این رشته هاست که بسته به تلاش فردی و دانشگاه خیلی فرق داره ، یعنی می تونی دکترا بگیری جایی ، و کلا بی سواااد محض باشی توش(اغراقی در کار نیست) ، می تونی بدون کارگاه هم تو بعضی دانشگاه ها (انگشت یه دست کمتر) خوب بار ببندی (کارگاه ها هم عمدتا زمان لازم برای تبحر رو ندارنا)
سوال آخرت هم ، من تا همین اواخر تردید داشتم که به کارم اومده یا نه ، ولی الان می تونم بگم آره . واقعا اثر مثبت داشته، حتی با وجود این که تو کاربرد دونسته هام تو زندگی کمی محتاطم(به خاطر اختلاف فکری خودم با برخی مکاتب و کلا سیستمم اینه میام خونه همه چی رو می ذارم بیرون، در این حد که ملت شاکین فلانی یه لیسانس روان شناسی پیام نور گرفته کلی حرفای جالب می زنه تو چرا هیچی بلد نیستی؟)
 

_fatima_

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
393
امتیاز
8,577
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
-_-
سال فارغ التحصیلی
97
مدال المپیاد
طلای هدر دادن وقت
درد جدی ای به نام کم بودن اعتماد به نفس نداریم تو روان شناسی بالینی ، نتیجتا درمان شسته رفته هم نداره
وقتی یکی میاد پیش ما می گه اعتماد به نفسم کمه ، ازش می پرسیم بگو دقیقا منظورت چیه؟
یه کارایی هست که به نظرت توانایی شونو داری ولی هول می شی؟
خیلی از کارایی که برای بقیه راحته رو فکر می کنی توش ناتوانی؟
مهارت های مدیریتی و اجرایی ات کمه؟
مهارت های بین فردی ات خوب نیس؟
همش یه فکری میاد تو ذهنت که من از همه بدترم؟ من الان گند می زنم؟ من اصلا ارزش ندارم.
خیلی چاقی مثلا ، از خودت حجالت می کشی؟
باید یه آشنا پیشت باشه تا احساس دلگرمی کنی؟ تنهایی می ترسی؟
و ... کلی احتمال دیگه (یا بعضیاش با هم)

ته تهش یا یه سری فکر اشتباهی تو ذهنت هست که باید روش کار کنیم که روی هیجان هات اثر بذاره، یا یه سری مهارت رو نداری که باید کسب بشن


پی نوشت: پست های قبلی ، اگه چیزی هست که باید ج بدم بگین
اره همش حس میکنم من نمیتونم نتیجه بگیرم
من هیچ وقت موفق نمیشم
من همیشه باید بدبخت باشم
اخرش تلاشام نتیجه نمیده
.
.
بعد ی چیز دیگه من خیلی تمرکز پایینی دارم
اینم میشه بگید؟
نوشتن و اینارم انجام دادم ولی بعد یه مدت دوباره تمرکزم کم میشه
 

جوجه

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
985
امتیاز
1,916
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 2 تهران
شهر
کرج . ری. تهران
سال فارغ التحصیلی
91
مدال المپیاد
دو سال برای شیمی خوندم بعد پشیمون شدم:دی
دانشگاه
تهران بودم ارشد ایرانم
رشته دانشگاه
روان شناسي باليني
خب این فکرا رو می شه روشون کار کرد. براشون شواهد جمع آوری کرد و درست هاشو از الکی هاش تشخیص داد ، ریشه هاشو پیدا کرد و موقع فعال شدن بهشون حمله کرد

تمرکز هم ، اگه در سطح داغون بودی که الان اینجا نبودی سمپادی جان! معمولا بچه ها با شکایت تمرکز میان، می گیم برو پیش روان پزشک یه مدت ریتالین بگیر چون اثرش مشهوده . اینطورین که وقتی عادی هست اوضاع ، مشکلی ندارن، ولی سعی میکنن بیشتر تمرکز کنن (فعالیت شدید تو ناحیه فرونتال رو توقع داریم) بعد اتفاقا از حالت عادی خودشون هم کم تمرکز تر می شن (یهو فعالیت فرونتال شدید کم می شه) و دارو درستش میکنه.
اگه در این سطح نیست ، دارو نمی خواد. یه کمی بهشون فرصت بده بیان ، جاتو عوض کن، مدل خوندنتو عوض کن، درس جذاب تری بخون تو وقتایی که کم تمرکزی، سرچ کن یه سری راهکار هست تو نت، بچه های اینجا هم قطعا راه های خوبی بلدن ، خودت هم می تونی ببینی کی و چه ساعتی، چه موقعیتی باشه تمرکزت بیشتره ، در کلی این که ببین چی روت ج می ده، حل نشد مشاوره برو
بی تمرکزی موقع خوندن یه سری درس بی هیجان ، تو روزگار تی وی و گوشی چیز عجیبی نیس، هر چی بیشتر با رسانه ها در ارتباطیم بیشتر در معرض خطر کم تمرکزی هستیم. یه مقاله می دیدم بچه هایی که دو ساعت کارتون می بینن زیر سن مدرسه ، تو مدرسه اینجور مشکلاتشون بیشتر از اوناییه که کمتر از دو ساعت می دیدن.
 

Amir ruh

کاربر فعال
ارسال‌ها
21
امتیاز
42
نام مرکز سمپاد
اژه ای
شهر
خمینی شهر
سال فارغ التحصیلی
1400
سلام من یه چهار ماهیه که گوش سمت چپم توش صدای باد احساس میکنم بعضی وقت ها هم زیاد میشه مثل صدای طوفان به نظرتون مشکلم عصبیه؟ یا چیز دیگیه؟
 

f-1391

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,143
امتیاز
17,179
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بجنورد
سال فارغ التحصیلی
94
رشته دانشگاه
روانشناسی
سلام من یه چهار ماهیه که گوش سمت چپم توش صدای باد احساس میکنم بعضی وقت ها هم زیاد میشه مثل صدای طوفان به نظرتون مشکلم عصبیه؟ یا چیز دیگیه؟
!
دلایل متفاوتی ممکنه داشته باشه!
من تو اطرافیانمون چند نفر رو با همین مشکل صدا توی گوششون داشتیم که هر کدوم دلایل "کاملن" مختلفی داشتن!
از اون‌ چند نفر یکیشون تحت تنش و استرس شدید بود،که به خاطر این شرایط اذیت بود و باز هم دارو دریافت میکرد(از پزشک،نه روانپزشک) تا مشکلش رفع شد.
شمام حتی اگه حس میکنید ممکنه مشکلتون عصبی باشه(که ممکنم هست چیز دیگه ای باشه!)،بهتون پیشنهاد میکنم،در صورت صلاح دید به "پزشک" مراجعه کنید. ؛)
 

Amir ruh

کاربر فعال
ارسال‌ها
21
امتیاز
42
نام مرکز سمپاد
اژه ای
شهر
خمینی شهر
سال فارغ التحصیلی
1400
خیلی ممنون
 

f-1391

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,143
امتیاز
17,179
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بجنورد
سال فارغ التحصیلی
94
رشته دانشگاه
روانشناسی
من شاید جایی که حس کنم فقط یکم‌مقصرم یا حتی مقصر نیستم معذرت خواهی میکنم.
و وقتی اشتباهی میکنم،اشتباهمو میپذیرم و باز هم "عذر" میخوام و دنبال توجیح کردن یا بحث نیستم...
ولی نمیدونم این اخلاقم به خاطر اعتماد به نفس پایینمه یا اعتماد به نفسم اونقد بالاست که میدونم اگه اشتباهاتمو بپذیرم و عذر خواهی کنم،چیزی ازم کم نمیشه...
یا اون طرفیه،اینقدر اعتماد به نفسم پایینه و خودمو کم میبینم که یه آدم ضعیفم که باید اشتباهاتشو قبول کنه.
چیزی به ذهنم نمیرسه بدونم علت این رفتارم چیه...
هرچند با اصل رفتار مشکلی ندارم و میپسندمش اما دنبال علتشم
 

f-1391

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,143
امتیاز
17,179
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بجنورد
سال فارغ التحصیلی
94
رشته دانشگاه
روانشناسی
وقتی معذرت خواهی می کنی ، درونت چه خبره؟ غم ؟خشم؟ شرم؟ ... و همزمان سعی کن بفهمی چی از فکرت می گذره (خودت روان شناسی ، دنبال ان ای ات هات هستم البته اگه هیجانت منفیه، از اونجا با تکنیک پیکان می شه رفت پایین) (البته خودت اگه توش تبحر نداری تنهایی انجام نده، ظاهر بسیار ساده ای داره و ظرافت های بسیاری در عمل)
حس شرم و خشم ندارم...
یه حس خنثی دارم،شاید یه غم خفیف...
(یه حسی مثل اینکه من چقدر آدم مظلومی هستم)
ولی بعدش پشیمون نمیشم از عذر خواهی کردن و یه جورایی یه احساس رضایت دارم،مثل اینکه این کاریه که باید انجام میدادم و حالا انجامش دادم و رضایت دارم از انجامش...
+
نه خودم تبحر ندارم، یه روانشناس میتونه بهم کمک کنه؟
 

جوجه

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
985
امتیاز
1,916
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 2 تهران
شهر
کرج . ری. تهران
سال فارغ التحصیلی
91
مدال المپیاد
دو سال برای شیمی خوندم بعد پشیمون شدم:دی
دانشگاه
تهران بودم ارشد ایرانم
رشته دانشگاه
روان شناسي باليني
حس شرم و خشم ندارم...
یه حس خنثی دارم،شاید یه غم خفیف...
(یه حسی مثل اینکه من چقدر آدم مظلومی هستم)
ولی بعدش پشیمون نمیشم از عذر خواهی کردن و یه جورایی یه احساس رضایت دارم،مثل اینکه این کاریه که باید انجام میدادم و حالا انجامش دادم و رضایت دارم از انجامش...
+
نه خودم تبحر ندارم، یه روانشناس میتونه بهم کمک کنه؟
اگه روان شناسی می خونی، حتما یه روان شناس باید داشته باشی(اگه می خوای کار درمانی کنی البته) مثل این می مونه که بخوای شکم مریض و باز کنی، با دست های آلوده ، بدون شناخت سوگیریهای خودت ، هلش می دی اینوراونور
حس رضایت که خوبه ، دوشاوری نداره!(;
ولی رو این جمله من چقدر آدم مظلومی هستم، می شه یه تونل کند:>
 

f-1391

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
1,143
امتیاز
17,179
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
بجنورد
سال فارغ التحصیلی
94
رشته دانشگاه
روانشناسی
اگه روان شناسی می خونی، حتما یه روان شناس باید داشته باشی(اگه می خوای کار درمانی کنی البته) مثل این می مونه که بخوای شکم مریض و باز کنی، با دست های آلوده ، بدون شناخت سوگیریهای خودت ، هلش می دی اینوراونور
حس رضایت که خوبه ، دوشاوری نداره!(;
ولی رو این جمله من چقدر آدم مظلومی هستم، می شه یه تونل کند:>
عجیبه که دو تا داستان کاملن متضاد(اعتماد به نفس بالا و پایین) ممکنه نمود رفتاری یکسانی داشته باشه!
روانشناس یه بار رفتم تالا و راضی بودم ، چه پیشنهاد خوبی بود، دو جهتس، میتونم روی مسئله فکر کنم و یه استدلالی داشته باشم و بعد برم پیش رونشناس ببینم چقدشو درست استدلال کردم! :-"


خودم رگه هایی از اعتماد به نفس پایین رو حس میکنم که نباید بذارم بیشتر از این رشد کنه، یا شاید اونقدی رشد کرده که لازم باشه جلوش گرفته بشه.
 
بالا