این متن خیلی جالب بود. من موافقم که این خشونت علیه بدن زن الان جلوتر اومده و ما موارد خشونت علیه بدن و رفتار مرد رو به وضوح میبینیم. اشاره به نمونه ی اندرو تیت و ناکافی بودنی که در مردان ایجاد میکنه خیلی روشنگر و به جا بود.
ولی من میخوام در نمونه ای مثل شیو کردن یک سوال بپرسم. با فرض اینکه درباره ی منشا شکل گیری چنین چیزی اشتباه نمیکنی و این یک امر متاخر فرهنگیه، به نظرت الان اصلا چنین چیزی چقدر مهمه؟ چقدر مهمه که انرژی صرف مبارزه با شیو کردن(یا دقیقتر بگیم اجبار اون) بشه؟ ما نابرابری های خیلی واضحی بین مرد و زن میبینیم که هنوز برطرف نشده و حتی نزدیک بهشون هم نیستیم. اگر موارد مناقشه برانگیزی مثل تبعیض مثبت جنسیتی رو هم کنار بذاریم، جاهایی هستن که همگرایی بسیار بالاست. در چنین فضایی چه سودی داره صحبت از چیزی که الان بیشتر تبدیل به یک روتین شخصی شده؟
همونجور که درسا قبلتر به درستی گفت خنده داره من بیام بگم یکی باید شیو کنه یا نه. کاملا به خود فرد مربوطه در مقیاس عمومی. تو رابطه هم که آدما دیالوگ خودشون رو با همدیگه دارن.
خب سوال خوبیه، دلیل علمی برای اهمیتش الان نمیدونم، پس نظر خودم رو میگم.
البته بگم که شیو کردن رو فقط به عنوان مثال عرض کردم، چون دربارهاش خونده بودم. خودم نه مخالفم، نه موافق. به نظرم انتخاب شخصیه و اگه یکی بخواد مجبورم کنه به اسم رهایی شیو نکنم، پاش رو قلم میکنم. 🥰😂
ولی! شیو کردن به خودی خودش مهم نیست. به عنوان علامت/سمپتم یه پدیده مهمه.
در روانشناسی (و احتمالا در پزشکی؟ اطلاعی ندارم)، ما سمپتمها رو مییابیم و به ریشه مشکل رجوع میکنیم و اونجا مداخله میکنیم. مثلا من نمیتونم فقط روی نشخوار فکری کار کنم وقتی که ترس از طرد شدن زیرش رو رها کردن به امون خدا.
به نظرم خوبه و مفیده که همه ما دلایل یه سری الگوها و کارها رو بدونیم، چون بعدا برای انتخابهای شخصی بیشتر دید خواهیم داشت. مثلا اگه پسرها بدونند که در تاریخ، پاشنهبلند یک کفش مردانه برای افزایش قد بود یا رنگ صورتی رنگ مردانهای حساب میشد، شاید باعث نشه که برن تو سطح شهر پاشنهبلند بپوشند، ولی باعث میشه که حس ضعفی که با این اشیا براشون تداعی شده، کاهش پیدا کنه. یعنی آدمها متوجه میشن که صرف اشیا معنا ندارند، ما طی مفهومپردازی اجتماعی ساختگی، به آنها معنا میدیم (اگه براتون جالبه constructivism رو سرچ کنید).
دقیقا همین امر به نظرم در طولانی مدت باعث ایجاد برابری دو جنس و حتی باعث تقویت همدلی میشه. مثلا، زمانی که من دلایل زیربنایی پدید اومدن incel culture رو فهمیدم، با وجود اینکه من هدف خشونتهای این قشر قرار میگیرم، تونستم نسبت بهشون همدل باشم. تونستم اونا رو همسان با خود نوجوانم بدونم که در نوجوانی زیر فشارهای معیارهای زیبایی له شد.
من اگه انقدر وقت گذاشتم برای توضیح پدیدههای فمینیستی، از روی دلسوزی برای جوونایی بود که جدا بیخبرند و به خاطر این بیخبری مداوم انگ "احمق" و "سنتی" و "زنستیز" بهشون میخوره. و دخترهایی که مردسالاری در گوشت و پوستشون رخنه کرده. من شدیدا دلم میسوزه و به نظرم حالا که اوضاع کشور این طوریه، ما باید بستر این آموزشها رو فراهم کنیم. حالا من بیشتر، چون رشتمه. برای همین حتی کوچکترین علائم هم از قلم نباید بیفته.
خود این شیو کردن هم یکم باز کنم براتون، حالا که انقدر مورد مناقشهست.
۱. از اونجایی که اکثر خانمها مداوم کل بدن خود رو شیو میکنند، میتونم بگم در
بدترین حالت، یک زن هر روز یا یک روز در میون کل بدنش رو شیو میکنه. این قضیه ممکنه ۵ دقیقه یا بیشتر طول بکشه. یعنی ۵ دقیقه از وقت و انرژی یک زن، یه روز درمیون داره صرف چنین کاری میشه. این ۵ دقیقه خیلی موثره، چون وقتی رفتم لیزر متوجه شدم که چقدر زندگی من راحتتر شد!
۲. حالا شیو کردن + آرایش کردن و سایر چیزهای خرد خرد که روی هم جمع میشن، تهش حدود ۲-۳ ساعت وقت و انرژی روزانه میبره. بعضیها مثل من این روتینها رو دوست دارند، ولی حتی من هم نمیتونم منکر زحمتش بشم.
اینجاست که دونستن دلایل این چیزها مهمه. من فهمیدم و تصمیم گرفتم بهش ادامه بدم، ولی نه به اندازه قبل (بخشیش به خاطر اینه که این الگوها درونی شده و از تغییرش عاجزم). یکی ممکنه این رو متوجه شه و تصمیم بگیره کلا بذاردش کنار! و این حقشه!
توی دنیای سرمایهداری فعلی، پول و انرژی مهمترین دارایی یک انسانه. حالا ببین یه قشر به صورت سيستماتيک داره انرژیشون صرف کلی چیز دیگه میشه. چارهای هم نداره! یه خانم اگه شیک و زیبا نباشه، ممکنه اونقدر خوب باهاش برخورد نشه در محیط کار. ولی آقایان فقط باید حداقلهای ظاهری رو حفظ کنند.
همین پرتی وقت چیزیه که ما ایرانیان میکشیم و باعث کند شدن پیشرفتمون نسبت به خارجیها بشه. انقدر وقت و انرژی صرف وصل شدن به اینترنت میشه که تهش توی کار اصلی کم میاریم. انرژی و وقت
محدوده و غنیمته.