• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

فمنیسم؟!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Newton
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

آیا با برابری زن و مرد موافقید؟


  • رای‌دهندگان
    178
برعکس این صحبت های تبعیض مثبت، من به عنوان راهکار کوتاه مدت باهاش موافقم.
مثلا الان یه صندلی هایی تو دانشگاه های جهان مخصوص زن های رنگین پوست یا خاورمیانه است، اون آدم همین الان به خاطر تبعیض و اینا نمیتونه یه رزومه قوی در حد آدم سفید پوست داشته باشه طبیعتا. همینجوری که من در حد خودمم خوب عمل کنم بهترین دانشگاه اینجا ممکنه رنکش از دانشگاه متوسط مثلا اروپا پایین تر باشه؛ خب به این آدم نباید یه فرصت اضافه تری داده بشه که بتونه خودشو نشون بده رزومه درست کنه؟ طبیعیه که وقتی نمیتونیم امکانات رو یکی کنیم فرصت ها رو برای آدم ها بیشتر کنیم که اون آدم بتونه حداقل با آدم‌هایی شبیه به خودش برای یه کرسی و صندلی رقابت کنه و نه آدم‌هایی که امکانات خیلی بیشتری داشتن ازش.
 
مغلطه نکن رها جان متوجه شدید منظورم از این حرف چی بود❤️
نه مغلطه نمی‌کنم
منظورت رو هم فهمیدم برای همین میگم اطلاعاتت کمه
این خارج شدن از جریان که میگی توی همه‌چی وجود داره و نقدی بهش نیست واقعا
اکثر ایده‌های این‌مدلی هم روی کاغذ قشنگن و در مرحله اجرا ممکنه خیلی از آرمانشون دور بشن ولی یک عده ادم دارن زور میزنن به مسیر اصلی برشون گردونن
مقایسه‌ت با اسلام رو دیگه نیستم، اون حتی روی کاغذم قشنگ نیست
 
برعکس این صحبت های تبعیض مثبت، من به عنوان راهکار کوتاه مدت باهاش موافقم.
مثلا الان یه صندلی هایی تو دانشگاه های جهان مخصوص زن های رنگین پوست یا خاورمیانه است، اون آدم همین الان به خاطر تبعیض و اینا نمیتونه یه رزومه قوی در حد آدم سفید پوست داشته باشه طبیعتا. همینجوری که من در حد خودمم خوب عمل کنم بهترین دانشگاه اینجا ممکنه رنکش از دانشگاه متوسط مثلا اروپا پایین تر باشه؛ خب به این آدم نباید یه فرصت اضافه تری داده بشه که بتونه خودشو نشون بده رزومه درست کنه؟ طبیعیه که وقتی نمیتونیم امکانات رو یکی کنیم فرصت ها رو برای آدم ها بیشتر کنیم که اون آدم بتونه حداقل با آدم‌هایی شبیه به خودش برای یه کرسی و صندلی رقابت کنه و نه آدم‌هایی که امکانات خیلی بیشتری داشتن ازش.
آفرین مثال خوبی زدی درسا
حالا تو میگی کوتاه مدت. اوکی. تا کی؟
چون ببین مشکل خاورمیانه و اصولا جبر جغرافیایی احتمالا حالا حالاها با ماست. این تبعیض مثبت تا کی اعمال بشه؟ چون ریشه ی مساله که حل نمیشه
اگه مثلا ده بیست سال این تبعیض مثبت رو بذارن(جدا از نفعی که امثال ما میبریم) آیا در بلندمدت هم تونسته اثری بذاره؟ یا صرفا میاد و میره؟
 
آخه رها داریم رو زمین صحبت میکنیم دیگه، همین الان سرمایه داری در سطحی از قدرته که شرکت ها فرت و فرت بدون دلیل خاصی ملت رو همه جای دنیا(بگیم اروپا کمتر) تعدیل میکنن.
قانون چجوری طراحی بشه که هزینه رو دوش کارفرما نیفته؟ به هرحال یکی باید اون هزینه ی نفر ساعت از دست رفته رو متقبل شه دیگه. حالا کارفرما، دولت(و متعاقب اون مردم با مالیات) یا نیروی کار
اره درست میگی، بالاخره یه نفر هزینه رو میده. سوال اینه که ما به عنوان جامعه میخوایم این هزینه رو چجوری تقسیم کنیم؟
کارفرما نخواپ استخدام کنه نتیجه این میشه که هزینه روی دوش فرد زن میفته (با تبعیض استخدام و حقوق کمتر) ودرنهایت باعث بی‌عدالتی و اتلاف استعداد زنان میشه
دولت بده، هزینه از مالیات همه (مرد و زن، مجرد و متاهل) تأمین می‌شه و در نتیجه عدالت بیشتر میشه و اشتغال زنان حفظ میشه
انتخاب بین این دوتا، یه انتخاب سیاسیه نه اقتصادی. اگه باور داریم بچه‌دار شدن یک منفعت اجتماعی هست (نیروی کار آینده، مالیات‌دهنده آینده) پس منطقیه که جامعه هزینه‌شو بده، نه فقط زن‌ها و نه فقط کارفرمای خاص. اگر معتقد نیستیم که وای به حالمون
 
آفرین مثال خوبی زدی درسا
حالا تو میگی کوتاه مدت. اوکی. تا کی؟
چون ببین مشکل خاورمیانه و اصولا جبر جغرافیایی احتمالا حالا حالاها با ماست. این تبعیض مثبت تا کی اعمال بشه؟ چون ریشه ی مساله که حل نمیشه
اگه مثلا ده بیست سال این تبعیض مثبت رو بذارن(جدا از نفعی که امثال ما میبریم) آیا در بلندمدت هم تونسته اثری بذاره؟ یا صرفا میاد و میره؟
ببین یه چیزیو نمیشه حل کرد، مثل بدبختی خاورمیانه. برای همین گزینه انسانیش اینه که ما این اپشنو همیشه بهشون بدیم دیگه. یعنی شاید به صرفه ترین انتخاب نباشه که ما توی جایی که همه مدرک از دلف و کمبریج دارن مثلا یه ایرانی با مدرکش از دانشگاه تهران رو بیایم جا بدیم، ولی انسانیه که این شانسو حداقل به آدمی که به اندازه ما خوش شانس نبوده بهشون بدیم.
یه چیزیم میشه حل کرد. مثلا سهمیه مناطق اگرچه که اقدامی نمیشه ولی در اصل باید راهکار کوتاه مدتی باشه برای اینکه ما بتونیم همه کشور رو تجهیز کنیم. یا مثلا تبعیض علیه سیاه پوستت قراره تا نسل بعدی کمرنگ بشه دیگه، چند ده سالی فرصت بدیم بهش.
یه چیزیم که هست اینه که این سیستم باید یه سیستم سنجش قوی و برابری داشته باشه. مثلا اگر این آدم نمیتونه در حد بقیه باشه نباید به خاطر این بمونه.
 
آخرین ویرایش:
ببین یه چیزیو نمیشه حل کرد، مثل بدبختی خاورمیانه. برای همین گزینه انسانیش اینه که ما این اپشنو همیشه بهشون بدیم دیگه. یعنی شاید به صرفه ترین انتخاب نباشه که ما توی جایی که همه مدرک از دلف و کمبریج دارن مثلا یه ایرانی با مدرکش از دانشگاه تهران رو بیایم جا بدیم، ولی انسانیه که این شانسو حداقل به آدمی که به اندازه ما خوش شانس نبوده بهشون بدیم.
یه چیزیم میشه حل کرد. مثلا سهمیه مناطق اگرچه که اقدامی نمیشه ولی در اصل باید راهکار کوتاه مدتی باشه برای اینکه ما بتونیم همه کشور رو تجهیز کنیم. یا مثلا تبعیض علیه سیاه پوستت قراره تا نسل بعدی کمرنگ بشه دیگه، چند ده سالی فرصت بدیم بهش.
آره برا همین رو مثال خاورمیانه تاکید کردم چون با نمونه های ریسیسم و سکسیسم متفاوته و موضوعش صرفا انسانیته، نه بهبود عملکرد جامعه در بلندمدت
خب حالا بریم سراغ همین بحث «نسل بعدی»
پس تو نظرت اینه مثلا چیزی در حدود ۲۰ ۲۵ سال معادل یک نسل تخمین خوبیه از زمان این تبعیض های مثبت؟
بعد بریم سراغ دوتا موضوع دیگه
۱.دایورسیفیکیشن رو تا کجا ادامه بدیم؟ مثلا اگر معتقدیم زنان بهشون ظلم شده در طول تاریخ(که شده) این ظلم رو در رابطه با اقلیت های جنسی هم پیگیری کنیم؟ برای اونها هم تبعیض مثبت قائل بشیم تا نسل بعدی بافرهنگتر؟
۲.میزان این تبعیض مثبت چقدر باید باشه؟ آیا به این قائلی که حد کمی از این تبعیض مثبت میتونه انگیزه دهنده باشه برای اون جامعه آماری و در عین حال حد بیش از حدی از این تبعیض مثبت میتونه اون جامعه آماری رو ضعیف کنه؟(طرف میگه چرا بخونم من که «سهمیه»م تضمین شده ست) یا نظرت اینه این ظلم انقدر شدید بوده که پاسخ هم باید شدید باشه؟
 
این هست، اینطور هم که مشخصه کلا این تفکر وجود داره که فمینیسم میخواد به مردا آسیب بزنه و خب میخوام بدونم این تفکر از کجا اومده؟ و دقیقا چه چیزیش اذیتشون میکنه و فکر میکنن ممکنه بهشون آسیب برسه به خاطرش.
توییتر و کلاً سوشال مدیا.:))
"عام فلان دختره گفت از پسرا متنفرم، شما فمنیستا همتون همینید و از ما مردا متنفرید.😡 از اولم آقامون آیسان اسلامی ذات شما ها رو شناخت.🥹"
 
پس تو نظرت اینه مثلا چیزی در حدود ۲۰ ۲۵ سال معادل یک نسل تخمین خوبیه از زمان این تبعیض های مثبت؟
بستگی داره.
مسئله ای مثل نژاد پرستی ممکنه بیشتر طول بکشه ریشه کن شدنش در حالی که مثلا پروتستان و کاتولیک کمتر. این بحث جداییه.
۱.دایورسیفیکیشن رو تا کجا ادامه بدیم؟ مثلا اگر معتقدیم زنان بهشون ظلم شده در طول تاریخ(که شده) این ظلم رو در رابطه با اقلیت های جنسی هم پیگیری کنیم؟ برای اونها هم تبعیض مثبت قائل بشیم تا نسل بعدی بافرهنگتر؟
تو ذهنم این بود که برای یه عده‌ای که بیشترن میشه کرسی های مخصوص در نظر گرفت و عده‌ای که کمترن حمایت های ویژه. مثلا اینکه یکی برای کوییر بودنش استخدام نشه قابل گزارش باشه ولی نمیدونم چجوری میشه یه همچین چیزیو عملی کرد. در مورد این نظری نمیدم پس.
میزان این تبعیض مثبت چقدر باید باشه؟ آیا به این قائلی که حد کمی از این تبعیض مثبت میتونه انگیزه دهنده باشه برای اون جامعه آماری و در عین حال حد بیش از حدی از این تبعیض مثبت میتونه اون جامعه آماری رو ضعیف کنه؟(طرف میگه چرا بخونم من که «سهمیه»م تضمین شده ست) یا نظرت اینه این ظلم انقدر شدید بوده که پاسخ هم باید شدید باشه؟
بله موافقم که بیش از حد تبعیض مثبت گذاشتن میتونه اون جامعه رو ضعیف کنه. راهکارم برای این کار سنجش برابر بعد از مدتیه. اون انسان خاورمیانه ای تو دانشگاهی که درس میخونه بعد سه چهار ترم نمیتونه رقابت کنه؟ حذف بشه و امثالهم
 
صحبت زیاد بود
صرفا نظر خودمو میگم

برابری زن و مرد هم درست نیست هم شدنی نیست

عملا هم تبدیل به یک جدال میشه مثل الان که یکی میخواد از اون یکی بزنه بالا

و خط پایانی هم نداره این جدال و فقط فرصت ادمهای مستعد سوخته میشه

تبعیض مثبت کار نمیکنه مگر در حالتی که یک کیس خاص از دسته مورد تبعیض قرار گرفته باشه که بخاطر اون و برای کمک بهش ، مورد توجه بیشتر قرار بگیره

ولی اینکه فرتی چک سفید امضا بدیم به بقیه که بیاید این فرصت مخصوص شما نه این کار نمیکنه
 
به نام خدا، می‌خوام یه rant دراز تحویلتون بدم. اکثر چیزهایی که می‌گم رو در مقالات خوندم.

اولا، لطفا مردستیزی رو با فمنیسم اشتباه نگیرید. فمینیسم یه جریان رادیکال داره عین تمام "ایسم"‌های دیگه. با اونا کار ندارم.
دوما، هیولای سرمایداری (همون سرمایداری رادیکال، خواهشا بحث چپ رو وسط نکشید، منظور تعادله)، روی زن و مرد انقدر قشنگ کار کرده که ازشون پول بمکه که نگو و نپرس. خیلی قضیه جالب و ترسناکی داره.
مثال ۱: تمام ملاک‌های زیبایی برای پول چاپیدنه. این رو به عنوان کسی که خودش شدیدا درگیره می‌گم. می‌دونید چرا شیو کردن برای زن‌ها رایجه؟ زمان جنگ جهانی اول یا دوم (یادم نیست)، به دلیل قحطی، تولید جوراب‌شلواری رنگ پوست متوقف شد. شرکت‌هایی مثل ژیلت، که از اینکه از زنان نمی‌تونستند درآمدزایی کنند ناراحت بودند، فرصت رو غنیمت شمردند و شروع کردند به تبلیغات پروپیمون جهت تمیزی و نظافت‌ شیو کردن برای زنان. این طور شد که کل جهان درگیر شد.
مثال ۲: اختلالت خوردن، که خودتون احتمالا می‌دونید در زنان بسیار رایجه، الان به جون مردان هم افتاده. چرا؟ صنعت فیتنس. می‌دونید آمار آنورکسیا در مردان چه افزایشی پیدا کرده؟ یا اینکه بعضی مردانی که یه آسیب عاطفی دیدند، چقدر بیش از حد درگیر باشگاه رفتن می‌شن؟ می‌دونید صنعت فیتنس داره چه سودیییی این وسط می‌کنه؟
مثال ۳: سال‌ها صنعت مد و زیبایی از احساس ضعف زنان استفاده کرد و می‌کند، ولی مردها چی؟ یهو هیولا فهمید که پسران رو فراموش کرده! بنابراین incel culture و جریان alpha man شکوفا شد و امثال اندرو تیت از احساس کمبود و خلع حمایت عاطفی پسران نوجوان بیچاره استفاده کردند و صنعتی جدید متولد شد.

دقت کنید ‌که دو جنس طی این نابرابری آسیب می‌بینند. فمینیسم علیه فشارهای علیه مردان هم شکایت می‌کنه؛ فشارهایی چون بازداری هیجانی، خلع حمایت‌های عاطفی و تنهایی. می‌دونید چرا male loneliness epidemic انقدر باب شده؟ چون متاسفانه تمام حمایت عاطفی مرد سال‌ها گردن همسرش می‌افتاده. الان که زنان مجبور به ازدواج نیستند و با دقت بیشتری مرد خود را انتخاب می‌کنند، بعضی از مردان انتخاب نمی‌شوند، و مقصر اصلی این اتفاق گردن زنان افتاده. در این راستا فمینیسم مورد شماتت قرار می‌گیره. در صورتی که مردها باید از هم دیگه حمایت کنند و این خلع رو با اجتماعات خود، مانند زنان، پر کنند. حالا این وسط امثال اندرو تیت اومدند و درآمدزایی می‌کنند.

اصلا چرا آمار نشون می‌ده که مردانی که زن دارند بیشتر عمر می‌کنند ولی زنانی که مجردند بیشتر عمر می‌کنند؟ زنان بهترند یعنی؟ نه. دلیلش به نظرم اینه. (این سه مورد تحلیل شخصی خودمه):
۱. زنان حمایت اجتماعی بیشتری دارند و اجازه ابراز احساسات خود (به جز خشم، که سرکوبش خودش خیلی خطرناکه) رو دارند.
۲. زنان به دلیل انتظارات جامعه، هم کارهای خانگی یاد می‌گیرند (لازم برای بقا) و هم به دلیل شرایط مدرنیته کار می‌کنند. پس برای بقا تکمیلند.
۳. معمولا باردار نمی‌شوند (که خودش فشار زیادی به بدنش میاره).
حالا مردان نه حمایت رو دارند، نه آموزش‌های لازم برای بقا به تنهایی.

این بخش اول.
 
حالا بخش دوم.
بذارید از یه سری تجارب زنانه پرده‌برداری کنم و نظرم درباره بحث برابری بگم. همه در مقالات هستند، برید سرچ کنید.

افراط در فمینیسم
شما فکر می‌کنید برابری در جهان دایر شده؟ همین چند وقت پیش دانشگاهی در ژاپن دستش رو شد که نمرات امتحان ورودی زنان رو یواشکی کم‌تر می‌کرده. مطالعات روی pcos و endometriosis (مشکلات زنان) کم‌تر از مطالعات روی کچلی مردانه است. ساخت داروهای پیشگیری از بارداری مردانه به دلیل عوارض زیاد متوقف شدند، با اینکه داروهای برای زنان دقیقا همون عوراض رو دارند و با این وجود تایید شدند. شکایات درد زنان توسط پزشکان اونقدر جدی گرفته نمی‌شوند.
بحث ایران هم که...لازمه توضیح بدم؟ بذارید نگم، خودتون می‌دونید. بذارید یه کشور دیگه رو بگم. شما فکر می‌کنید برابری زن و مرد در ژاپن وجود داره؟ زن‌ها بسیار سرکوب‌ شده و ساکت هستند و کودکانه رفتار می‌کنند. پدیده وجود دوربین مخفی در اتاق‌های پرو بسیار زیاده. تعرض جنسی در قطار بسیار زیاده. صنعت هنتای هم بحثش مفصله. کلا فرهنگ پدوفیلی عجیبی دارند، واردش نمی‌شم.


پس این طور که می‌گن برابری دیگه وجود داره و زنان دارند زیادی‌خواهی می‌کنند، نیست.
دوما، کلا هر جا افراط هست، تفریط نیز وجود دارد. همون قضیه تز و آنتی‌تز و سنتز. غیرقابل اجتنابه. در تمام طول تاریخ، در همه جنبش‌ها، این قضیه وجود داشته. الان اگه بعضی‌ جاها فمینیسم داره زیادی جلو می‌ره، برای دعوا کردن با یه حرکت رادیکال دیگه‌ست. در آینده نتیجه دعوای این رو یه چیز جدید و تعدیل‌شده‌تریه.

حالا درباره پاسخ‌های جامعه به این تبعیض‌ها
من به برابری جسمانی مرد و زن اعتقاد ندارم. چرا؟ چون که تا چندی پیش، همه مطالعات روی مردان انجام می‌شد و نتایجش به زنان نیز تعمیم داده می‌شد و نتیجه‌اش فاجعه بود.
مثلا در تصادفات زنان بیشتر فوت می‌کنند، چون کمربند ایمنی روی عروسک‌های مردانه امتحان شده‌اند.
یا ملاک‌های افسردگی بیشتر منطبق بر بیماران مذکر است و زنان زیادی یک سری علائم دیگه بیشتر گزارش می‌دهند که توی DSM به عنوان "افسردگی آتیپیکال" شناخته می‌شه.


پس خودمون هم بکشیم، هورمون‌ها فرق داره. آیا تربیت و جامعه تاثیر داره؟ بسیییااااررررر. ولی این طور نیست که سیستم جسمانی هر دو یکیه. من خیلی روی این قضیه کار کردم، ولی خلاف میلم، یافتم که یه سری تفاوت‌ها در بعضی حوزه‌ها هست به هر حال. دلایلش هم تکاملیه و قضیه ارزش نیست. یه سری چیزها مثل تفاوت ذاتی در هوش ریاضی ثابت نشده. یه سری چیزها چرا.

قضیه اینه که آیا درباره equality حرف می‌زنیم یا equity؟ یه تصویر اندازه هزار کلمه حرف داره، پس:
download.jpg

قضیه تبعیض مثبت که بیان شد، همان بحث equity هست. این equity همهههههه جای جهان داره پیاده می‌شه. مثلا مسیرهای برجسته زرد برای دوستان نابینا. یا اینکه دانشگاه‌های خارجی برای ایرانیان یه سهمیه قرار می‌دن. یا قضیه بورسیه که همه جا دیده می‌شه. همین سمپاد! یه تدبیر دولتی برای ارا‌ئه دادن آموزش بهتر به بچه‌های مستعد هست، تا توانایی‌هاشون حیف نشه. اگه بحث equality بود، همه‌مون باید مدرسه عادی می‌رفتیم. : )))))
حالا درباره بورسیه ایرانیان، ببخشید آیا ایرانیان خنگ‌تر از اروپایی‌ها هستند؟ نه! صرفا به دلیل شرایط محیطی/سیاسی در مشقت هستند. این که چنین چیزی برای زنان هم هست، به این معنا نیست که ضعیف‌ترند. به این دلیله که در گذشته نه چندان دور، تبعیض واقعی و علنی علیه اونا بوده. این تبعیض مثبت برای اینه که نسبت دو جنس در طی چند سال برابر بشه و بعد قطع شه.
حالا باید این قضیه با احتیاط توسط متخصصین اجرا بشه. یه تحقیق جالبی در کتاب "درآمدی بر جامعه‌شناسی، علمی‌انتقادی" از ارل ببی (فصل ۷) خوندم در این باره: یه دانشگاه فکر کنم برای هیئت‌علمی تیم جامعه‌شناسیش استاد می‌گرفته، و یه خانمی میاد اعتراض می‌کنه که از ۱۰ نفر، چرا ۳تاشون فقط خانم بوده؟ اینا هم پنیک می‌کنند که وای یعنی اینجا هم تبعیض بوده؟ تهش طی بررسی‌های آماری دقیق، به این می‌رسند که نسبت استخدام حدودا همان نسبت فارغ‌التحصیلان دکتری سال‌های قبل بوده که گویای انتخاب کاملا تصادفی بوده.

خب من دیگه خسته شدم، مرسی بابت توجه‌تون.
 
آخرین ویرایش:
چهار صفحه بحث خوندم و عذر میخوام خندم گرفت ۹۰٪ مثال هاتون میرسید به خارج از ایران!
وای فمیسنیت آمریکایی چکار میکنه، وای سیاهپوست ها فلان وای حقوق زن ها تو فلان کار، فلان ورزش… اون پشم هاشو میزنه این پشم هاشو نمیزنه !!

اول یکم آروم بعد چشم هاتون رو باز کنید کجا زندگی میکنید؟ آمریکا؟ اروپا؟ نخیر عزیز من خاورمیانه کشور مسلمان ایران… شما ها نمیخواد نگران فمنیست غربی و کارهاش باشید، زن غربی حقوق اولیش رو داره و الآن برای مشکلات جزئی میجنگه زن ایرانی حتی آدم حساب نمیشه الآن هم نیاید بگید جامعه تغییر کرده اولا خداروشکر که جامعه تغییر کرده ولی قانونی چیزی تغییر کرده من خبر ندارم؟ زن به طور سیستماتیک تو این کشور «له» شده، شما هر چقدر هم از یک سری قانون فرار کنید آخرش سر راهتون سبز میشن و زندگیتون رو تباه میکنن بیاید چندتاشون رو ببینیم:

  • حجاب اجباری در محیط آموزشی از ۶ سالگی
  • حجاب اجباری زنان در عموم[خیابان، ادارات، مراکز آموزشی و…]
از دست دادن حقوق اولیه زندگی پس از امضای عقدنامه از جمله؛
  • حق خروج از کشور
  • حق دریافت پاسپورت
  • حق تعیین محل سکونت
  • حق اشتغال کامل بدون محدودیت
  • حق تحصیل
  • حق خروج از منزل
  • حق طلاق
  • حق انتخاب تابعیت فرزند
  • حق ولایت بر فرزند
  • حق ازدواج مجدد
  • نابرابری میزان دیه زن و مرد
  • وجود بکارت برای زن [دوشیزه بودن]
  • اجازه پدر و جد پدری برای ازدواج
  • میزان ارث رسیده به زن نصف مرد
  • در صورت نبود فرزند ۱/۴ اموال از همسر به زن و می‌رسد و حق ارث اعیانی ۱/۸ است
  • برابر نبودن ارزش شهادت مرد و زن در دادگاه
  • نبود قانون حمایت از زنان در بستر خشونت خانگی
قوانین ضدزن در تجاوز؛
  • وجود ۴ شاهد مرد برای اثبات تجاوز
  • در صورت حاملگی در اثر تجاوز زن حق سقط ندارد و بچه باید دنیا آورده شود در غیر این صورت زن به قتل عمد متهم خواهد شد و مرد متجاوز می‌تواند برای فرزند حاصل از تجاوزش درخواست دیه کند

این ها بخشی از قوانین سیستماتیک این کشور بودن خیلی های دیگه به صورت پنهان در قوانین دیگه هستن، پس تا زمانی که این‌ها وجود دارن اینقدر از فمنیست غربی نطق نکنید خواهشا چون همینا رو به اونا بگید فکر میکنن تو قرون وسطی زندگی میکنیم و هیچی درکی ازش ندارن!

و به عنوان کسی که عضوی از جامعه ایران هستید و مادر، خواهر، پارتنر و روزی دختری خواهید داشت پس خیلی جا ها با این قوانین رو به رو شدید و وقتی از جامعه زن‌سالاری و معتقد نبود به برابری و نبود فرصت برابر بدون اهمیت جنس صحبت میکنید یا واقعا چشم ها و گوش هاتون رو بستید و ذره‌ای از قدرت تفکر استفاده نمیکنید و یا تبریک میگم شما یک «ملا» هستید:)


توضیح چند مورد که خالی از لطف نیست:

ولایت پدر
ولی قانونی کودک پدر است و پس از او جد پدری

مادر حضانت دارد (نگهداری و مراقبت)، اما ولایت تصمیم‌گیری‌های مالی و حقوقی با پدر است حتی در صورت طلاق و حضانت با مادر ولایت پدر نفی نمی‌شود

تمکین و انواع آن
تمکین عام یعنی همکاری در زندگی مشترک:
  • سکونت در منزل مشترک
  • احترام و همراهی متعارف
  • رفتار مطابق شأن خانواده
این بخش به معنای فرمان‌بری مطلق نیست؛ بلکه بر اساس عرف و احترام متقابل سنجیده می‌شود.

تمکین خاص‌ به معنی روابط زناشویی متعارف است، نه هر نوع رابطه‌ای
قانون می‌گوید زن نسبت به شوهر حق بهره‌مندی جنسی متعارف دارد و نمی‌تواند بدون دلیل موجه کاملاً آن را قطع کند

نتیجه حقوقی عدم تمکین:
  • امکان شکایت شوهر برای «عدم تمکین»
  • قطع نفقه تا زمانی که دلیل موجه وجود نداشته باشد
ازدواج مجدد مرد و چند همسری
مرد می‌تواند با رعایت شرایط قانونی، همسر دیگری اختیار کند (چندهمسری)، اما این کار بدون قید و شرط نیست، شروط سخت گیرانه بر عقد دائم دلالت دارد نه موقت و مرد می‌تواند در دادگاه زن را به عدم تمکین متهم و اقدام به خیانت خود را قانونی کند.
 
چهار صفحه بحث خوندم و عذر میخوام خندم گرفت ۹۰٪ مثال هاتون میرسید به خارج از ایران!
وای فمیسنیت آمریکایی چکار میکنه، وای سیاهپوست ها فلان وای حقوق زن ها تو فلان کار، فلان ورزش… اون پشم هاشو میزنه این پشم هاشو نمیزنه !!

اول یکم آروم بعد چشم هاتون رو باز کنید کجا زندگی میکنید؟ آمریکا؟ اروپا؟ نخیر عزیز من خاورمیانه کشور مسلمان ایران… شما ها نمیخواد نگران فمنیست غربی و کارهاش باشید، زن غربی حقوق اولیش رو داره و الآن برای مشکلات جزئی میجنگه زن ایرانی حتی آدم حساب نمیشه الآن هم نیاید بگید جامعه تغییر کرده اولا خداروشکر که جامعه تغییر کرده ولی قانونی چیزی تغییر کرده من خبر ندارم؟ زن به طور سیستماتیک تو این کشور «له» شده، شما هر چقدر هم از یک سری قانون فرار کنید آخرش سر راهتون سبز میشن و زندگیتون رو تباه میکنن بیاید چندتاشون رو ببینیم:

  • حجاب اجباری در محیط آموزشی از ۶ سالگی
  • حجاب اجباری زنان در عموم[خیابان، ادارات، مراکز آموزشی و…]
از دست دادن حقوق اولیه زندگی پس از امضای عقدنامه از جمله؛
  • حق خروج از کشور
  • حق دریافت پاسپورت
  • حق تعیین محل سکونت
  • حق اشتغال کامل بدون محدودیت
  • حق تحصیل
  • حق خروج از منزل
  • حق طلاق
  • حق انتخاب تابعیت فرزند
  • حق ولایت بر فرزند
  • حق ازدواج مجدد
  • نابرابری میزان دیه زن و مرد
  • وجود بکارت برای زن [دوشیزه بودن]
  • اجازه پدر و جد پدری برای ازدواج
  • میزان ارث رسیده به زن نصف مرد
  • در صورت نبود فرزند ۱/۴ اموال از همسر به زن و می‌رسد و حق ارث اعیانی ۱/۸ است
  • برابر نبودن ارزش شهادت مرد و زن در دادگاه
  • نبود قانون حمایت از زنان در بستر خشونت خانگی
قوانین ضدزن در تجاوز؛
  • وجود ۴ شاهد مرد برای اثبات تجاوز
  • در صورت حاملگی در اثر تجاوز زن حق سقط ندارد و بچه باید دنیا آورده شود در غیر این صورت زن به قتل عمد متهم خواهد شد و مرد متجاوز می‌تواند برای فرزند حاصل از تجاوزش درخواست دیه کند

این ها بخشی از قوانین سیستماتیک این کشور بودن خیلی های دیگه به صورت پنهان در قوانین دیگه هستن، پس تا زمانی که این‌ها وجود دارن اینقدر از فمنیست غربی نطق نکنید خواهشا چون همینا رو به اونا بگید فکر میکنن تو قرون وسطی زندگی میکنیم و هیچی درکی ازش ندارن!

و به عنوان کسی که عضوی از جامعه ایران هستید و مادر، خواهر، پارتنر و روزی دختری خواهید داشت پس خیلی جا ها با این قوانین رو به رو شدید و وقتی از جامعه زن‌سالاری و معتقد نبود به برابری و نبود فرصت برابر بدون اهمیت جنس صحبت میکنید یا واقعا چشم ها و گوش هاتون رو بستید و ذره‌ای از قدرت تفکر استفاده نمیکنید و یا تبریک میگم شما یک «ملا» هستید:)


توضیح چند مورد که خالی از لطف نیست:

ولایت پدر
ولی قانونی کودک پدر است و پس از او جد پدری

مادر حضانت دارد (نگهداری و مراقبت)، اما ولایت تصمیم‌گیری‌های مالی و حقوقی با پدر است حتی در صورت طلاق و حضانت با مادر ولایت پدر نفی نمی‌شود

تمکین و انواع آن
تمکین عام یعنی همکاری در زندگی مشترک:
  • سکونت در منزل مشترک
  • احترام و همراهی متعارف
  • رفتار مطابق شأن خانواده
این بخش به معنای فرمان‌بری مطلق نیست؛ بلکه بر اساس عرف و احترام متقابل سنجیده می‌شود.

تمکین خاص‌ به معنی روابط زناشویی متعارف است، نه هر نوع رابطه‌ای
قانون می‌گوید زن نسبت به شوهر حق بهره‌مندی جنسی متعارف دارد و نمی‌تواند بدون دلیل موجه کاملاً آن را قطع کند

نتیجه حقوقی عدم تمکین:
  • امکان شکایت شوهر برای «عدم تمکین»
  • قطع نفقه تا زمانی که دلیل موجه وجود نداشته باشد
ازدواج مجدد مرد و چند همسری
مرد می‌تواند با رعایت شرایط قانونی، همسر دیگری اختیار کند (چندهمسری)، اما این کار بدون قید و شرط نیست، شروط سخت گیرانه بر عقد دائم دلالت دارد نه موقت و مرد می‌تواند در دادگاه زن را به عدم تمکین متهم و اقدام به خیانت خود را قانونی کند.
من فکر نمیکنم درباره ی ضدزن بودن قوانین ایران بحثی وجود داشته باشه. اگر به مسائلی مثل تبعیض مثبت پرداختیم، با ذکر تعریف اون، به این دلیل بود که این مسائل کلان فمنیسم کاملا محل بحث هستن
جایی که با همدیگه هم نظریم خب هم نظریم دیگه بیایم چی بگیم؟:))
نکته ی بعدی اینه که ما وقتی از زندگی تو ایران صحبت میکنیم باید توتالیتاریسم واضح سیاسی رو هم در بررسی خودمون بیاریم. تمام این قوانین ضدزن در ایران وجود دارن و من مطمئنم حتی بگردیم میتونیم موارد بیشتری هم پیدا کنیم. اما من و شما متاسفانه با حکومتی طرف هستیم که صدای مرد و زن معترض به قوانین رو نمیشنوه. بخوایم تغییری ایجاد کنیم از محل قانونی باید رای بیاریم بریم مجلس قانون تصویب کنیم که انقدری برامون گزینه نیست که همون بخندیم به این «گزینه» بهتره:)) نهایت تغییری که ممکنه بشه ایجاد کرد با ماه ها اعتراض خیابانی بر سر پوشش اختیاری هست که اونم باز قانون تغییر نکنه، صرفا به قول خودشون شل تر انجامش میدن در شرایط حساس کنونی و ..
موضوع غیرواقعی بودن جامعه ی ایران نیست. موضوع اینه وقتی ناتوانی خودش رو در مواجهه با تغییر این قوانین ضدزن میبینه، وارد بحث های فلسفی پیرامون فمنیسم میشه تا حداقل در مناسبات بین فردی خودش بتونه جوری که میخواد عمل کنه. من منافاتی بین این کنش و ضدزن دیدن قوانین واضح ایران نمیبینم.
 
به نام خدا، می‌خوام یه rant دراز تحویلتون بدم. اکثر چیزهایی که می‌گم رو در مقالات خوندم.

اولا، لطفا مردستیزی رو با فمنیسم اشتباه نگیرید. فمینیسم یه جریان رادیکال داره عین تمام "ایسم"‌های دیگه. با اونا کار ندارم.
دوما، هیولای سرمایداری (همون سرمایداری رادیکال، خواهشا بحث چپ رو وسط نکشید، منظور تعادله)، روی زن و مرد انقدر قشنگ کار کرده که ازشون پول بمکه که نگو و نپرس. خیلی قضیه جالب و ترسناکی داره.
مثال ۱: تمام ملاک‌های زیبایی برای پول چاپیدنه. این رو به عنوان کسی که خودش شدیدا درگیره می‌گم. می‌دونید چرا شیو کردن برای زن‌ها رایجه؟ زمان جنگ جهانی اول یا دوم (یادم نیست)، به دلیل قحطی، تولید جوراب‌شلواری رنگ پوست متوقف شد. شرکت‌هایی مثل ژیلت، که از اینکه از زنان نمی‌تونستند درآمدزایی کنند ناراحت بودند، فرصت رو غنیمت شمردند و شروع کردند به تبلیغات پروپیمون جهت تمیزی و نظافت‌ شیو کردن برای زنان. این طور شد که کل جهان درگیر شد.
مثال ۲: اختلالت خوردن، که خودتون احتمالا می‌دونید در زنان بسیار رایجه، الان به جون مردان هم افتاده. چرا؟ صنعت فیتنس. می‌دونید آمار آنورکسیا در مردان چه افزایشی پیدا کرده؟ یا اینکه بعضی مردانی که یه آسیب عاطفی دیدند، چقدر بیش از حد درگیر باشگاه رفتن می‌شن؟ می‌دونید صنعت فیتنس داره چه سودیییی این وسط می‌کنه؟
مثال ۳: سال‌ها صنعت مد و زیبایی از احساس ضعف زنان استفاده کرد و می‌کند، ولی مردها چی؟ یهو هیولا فهمید که پسران رو فراموش کرده! بنابراین incel culture و جریان alpha man شکوفا شد و امثال اندرو تیت از احساس کمبود و خلع حمایت عاطفی پسران نوجوان بیچاره استفاده کردند و صنعتی جدید متولد شد.

دقت کنید ‌که دو جنس طی این نابرابری آسیب می‌بینند. فمینیسم علیه فشارهای علیه مردان هم شکایت می‌کنه؛ فشارهایی چون بازداری هیجانی، خلع حمایت‌های عاطفی و تنهایی. می‌دونید چرا male loneliness epidemic انقدر باب شده؟ چون متاسفانه تمام حمایت عاطفی مرد سال‌ها گردن همسرش می‌افتاده. الان که زنان مجبور به ازدواج نیستند و با دقت بیشتری مرد خود را انتخاب می‌کنند، بعضی از مردان انتخاب نمی‌شوند، و مقصر اصلی این اتفاق گردن زنان افتاده. در این راستا فمینیسم مورد شماتت قرار می‌گیره. در صورتی که مردها باید از هم دیگه حمایت کنند و این خلع رو با اجتماعات خود، مانند زنان، پر کنند. حالا این وسط امثال اندرو تیت اومدند و درآمدزایی می‌کنند.

اصلا چرا آمار نشون می‌ده که مردانی که زن دارند بیشتر عمر می‌کنند ولی زنانی که مجردند بیشتر عمر می‌کنند؟ زنان بهترند یعنی؟ نه. دلیلش به نظرم اینه. (این سه مورد تحلیل شخصی خودمه):
۱. زنان حمایت اجتماعی بیشتری دارند و اجازه ابراز احساسات خود (به جز خشم، که سرکوبش خودش خیلی خطرناکه) رو دارند.
۲. زنان به دلیل انتظارات جامعه، هم کارهای خانگی یاد می‌گیرند (لازم برای بقا) و هم به دلیل شرایط مدرنیته کار می‌کنند. پس برای بقا تکمیلند.
۳. معمولا باردار نمی‌شوند (که خودش فشار زیادی به بدنش میاره).
حالا مردان نه حمایت رو دارند، نه آموزش‌های لازم برای بقا به تنهایی.

این بخش اول.
این متن خیلی جالب بود. من موافقم که این خشونت علیه بدن زن الان جلوتر اومده و ما موارد خشونت علیه بدن و رفتار مرد رو به وضوح میبینیم. اشاره به نمونه ی اندرو تیت و ناکافی بودنی که در مردان ایجاد میکنه خیلی روشنگر و به جا بود.
ولی من میخوام در نمونه ای مثل شیو کردن یک سوال بپرسم. با فرض اینکه درباره ی منشا شکل گیری چنین چیزی اشتباه نمیکنی و این یک امر متاخر فرهنگیه، به نظرت الان اصلا چنین چیزی چقدر مهمه؟ چقدر مهمه که انرژی صرف مبارزه با شیو کردن(یا دقیقتر بگیم اجبار اون) بشه؟ ما نابرابری های خیلی واضحی بین مرد و زن میبینیم که هنوز برطرف نشده و حتی نزدیک بهشون هم نیستیم. اگر موارد مناقشه برانگیزی مثل تبعیض مثبت جنسیتی رو هم کنار بذاریم، جاهایی هستن که همگرایی بسیار بالاست. در چنین فضایی چه سودی داره صحبت از چیزی که الان بیشتر تبدیل به یک روتین شخصی شده؟
همونجور که درسا قبلتر به درستی گفت خنده داره من بیام بگم یکی باید شیو کنه یا نه. کاملا به خود فرد مربوطه در مقیاس عمومی. تو رابطه هم که آدما دیالوگ خودشون رو با همدیگه دارن.
 
آخرین ویرایش:
من فکر نمیکنم درباره ی ضدزن بودن قوانین ایران بحثی وجود داشته باشه. اگر به مسائلی مثل تبعیض مثبت پرداختیم، با ذکر تعریف اون، به این دلیل بود که این مسائل کلان فمنیسم کاملا محل بحث هستن
جایی که با همدیگه هم نظریم خب هم نظریم دیگه بیایم چی بگیم؟:))
نکته ی بعدی اینه که ما وقتی از زندگی تو ایران صحبت میکنیم باید توتالیتاریسم واضح سیاسی رو هم در بررسی خودمون بیاریم. تمام این قوانین ضدزن در ایران وجود دارن و من مطمئنم حتی بگردیم میتونیم موارد بیشتری هم پیدا کنیم. اما من و شما متاسفانه با حکومتی طرف هستیم که صدای مرد و زن معترض به قوانین رو نمیشنوه. بخوایم تغییری ایجاد کنیم از محل قانونی باید رای بیاریم بریم مجلس قانون تصویب کنیم که انقدری برامون گزینه نیست که همون بخندیم به این «گزینه» بهتره:)) نهایت تغییری که ممکنه بشه ایجاد کرد با ماه ها اعتراض خیابانی بر سر پوشش اختیاری هست که اونم باز قانون تغییر نکنه، صرفا به قول خودشون شل تر انجامش میدن در شرایط حساس کنونی و ..
موضوع غیرواقعی بودن جامعه ی ایران نیست. موضوع اینه وقتی ناتوانی خودش رو در مواجهه با تغییر این قوانین ضدزن میبینه، وارد بحث های فلسفی پیرامون فمنیسم میشه تا حداقل در مناسبات بین فردی خودش بتونه جوری که میخواد عمل کنه. من منافاتی بین این کنش و ضدزن دیدن قوانین واضح ایران نمیبینم.
پوریا جان نمیدونم چرا منافاتی بین این کنش ها و ضدزن دیدن قوانین ایران و ارسال من دیدی که این ها رو گفتی… بگذریم، بحث فمینسم و فمینیست بودن خیلی گسترده تر از این هاست اما برمیگردم سر صحبت های خودم اول از همه ما یک اکت اجتماعی انجام میدیم برای جامعه خودمون چه بسا جامعه بسیار کوچک خانواده چون نظر من اینه در هر زمینه‌ای اول اگر تونستی روی خانواده و اطرافیان تاثیرگذاری به سزایی داشته باشی روی جامعه بزرگ تر هم میتونی، بعد چرا باید رفت سراغ کشور های دیگه؟! اصلا خواسته های فمینیست غربی با ایرانی در حال حاضر خیلی جاها نه تنها نزدیک نیست بلکه ناهمسو هم میشه تا جایی که طی ماه های اخیر دیدیم فمینیست غربی تو روی ما هم وایساد!!!

من همیشه خودم رو فمینیست میدونم چرا؟ چون همین که آدم حساب میشم، حق تحصیل دارم، میتونم برم دانشگاه، حق اجازه صحبت کردن دارم و یا حتی شلوار میپوشم به خاطر فمینیسم و صد البته همون فمینیست غربی سال های گذشته هست که باعث جهانی شدن این اکت شدن و اما میرسیم به ایران، سیستم حقوق زنان در ایران معاصر خیلی متفاوت با غرب پایه گذاری شد، با موج اکت های فمینستی در جهان و نبودش در ایران به جز تعداد انگشت شماری زنان تحصیل کرده، شاه فقید بود که به زن ایرانی ارزش انسان بودن رو داد تا جایی که زن ایرانی (۱۹۶۳) قبل از زن سوییسی (۱۹۷۱) به حق رای رسید و تصویب مجموعه قوانین دیگه در حمایت از حقوق زنان… درسته که در برابر نظام حکومتی حال حاضر نمیشه انتظاری از تغییر قوانین داشت ولی همین آگاهی بخشی که طی سال های اخیر مخصوصا از طریق سوشال‌مدیا، فمینیست ایرانی انجام داد باعث تغیر و اصلاح برخی از مسائل فرهنگی ضد زن مخصوصا در نسل جدید شد… وقتی که صحبت در این تاپیک و چه در بستر دیگه‌ای از فمینیسم میشه و افراد تمام مبنا حرفشون شرایط غرب و اتفاقات اون هست من ایرانی دقیقا راجع به چی بحث کنم؟ بارها برای من پیش اومده تا میام از حقوق زنان و فمینیسم بگم درجا یکی میپره وسط که فلان اتفاق تو آمریکا تو موافقی؟ تو با ووک ها موافقی؟ اینکه سهمیه برای زن ها و اقلیت های جنسی توی پوزیشن های شغلی کشور های غربی میزارن موافقی؟؟؟ و کلی چرا دیگه!!!!

خیلی رک میگم من فمینست ایرانی تا زمانی که حتی حق یک انسان عادی رو در این کشور نداشته باشم نمیام در مورد اکت فمینیست غربی که ۵۰/۶۰سال پیش از این موضوعات بدیهی گذر کرده صحبت کنم و از چیزهایی که بگم که اگر برای اونا دغدغه‌س برای من حتی ملموس نیست مثل فردی که آب نداره بخوره و داره از تشنگی جون میده بخواد برای غذا خوردن بقیه نظر بده !

راستش من علاقه‌ای دیگه به ادامه این بحث ندارم تا اینجا هم زیادی صحبت کردم
 
این متن خیلی جالب بود. من موافقم که این خشونت علیه بدن زن الان جلوتر اومده و ما موارد خشونت علیه بدن و رفتار مرد رو به وضوح میبینیم. اشاره به نمونه ی اندرو تیت و ناکافی بودنی که در مردان ایجاد میکنه خیلی روشنگر و به جا بود.
ولی من میخوام در نمونه ای مثل شیو کردن یک سوال بپرسم. با فرض اینکه درباره ی منشا شکل گیری چنین چیزی اشتباه نمیکنی و این یک امر متاخر فرهنگیه، به نظرت الان اصلا چنین چیزی چقدر مهمه؟ چقدر مهمه که انرژی صرف مبارزه با شیو کردن(یا دقیقتر بگیم اجبار اون) بشه؟ ما نابرابری های خیلی واضحی بین مرد و زن میبینیم که هنوز برطرف نشده و حتی نزدیک بهشون هم نیستیم. اگر موارد مناقشه برانگیزی مثل تبعیض مثبت جنسیتی رو هم کنار بذاریم، جاهایی هستن که همگرایی بسیار بالاست. در چنین فضایی چه سودی داره صحبت از چیزی که الان بیشتر تبدیل به یک روتین شخصی شده؟
همونجور که درسا قبلتر به درستی گفت خنده داره من بیام بگم یکی باید شیو کنه یا نه. کاملا به خود فرد مربوطه در مقیاس عمومی. تو رابطه هم که آدما دیالوگ خودشون رو با همدیگه دارن.
خب سوال خوبیه، دلیل علمی برای اهمیتش الان نمی‌دونم، پس نظر خودم رو می‌گم.
البته بگم که شیو کردن رو فقط به عنوان مثال عرض کردم، چون درباره‌اش خونده بودم. خودم نه مخالفم، نه موافق. به نظرم انتخاب شخصیه و اگه یکی بخواد مجبورم ‌کنه به اسم رهایی شیو نکنم، پاش رو قلم می‌کنم. 🥰😂

ولی! شیو کردن به خودی خودش مهم نیست. به عنوان علامت/سمپتم یه پدیده مهمه.
در روانشناسی (و احتمالا در پزشکی؟ اطلاعی ندارم)، ما سمپتم‌ها رو می‌یابیم و به ریشه مشکل رجوع می‌کنیم و اونجا مداخله می‌کنیم. مثلا من نمی‌تونم فقط روی نشخوار فکری کار کنم وقتی که ترس از طرد شدن زیرش رو رها کردن به امون خدا.

به نظرم خوبه و مفیده که همه ما دلایل یه سری الگوها و کارها رو بدونیم، چون بعدا برای انتخاب‌های شخصی بیشتر دید خواهیم‌ داشت. مثلا اگه پسرها بدونند که در تاریخ، پاشنه‌بلند یک کفش مردانه برای افزایش قد بود یا رنگ صورتی رنگ مردانه‌ای حساب می‌شد، شاید باعث نشه که برن تو سطح شهر پاشنه‌بلند بپوشند، ولی باعث می‌شه که حس ضعفی که با این اشیا براشون تداعی شده، کاهش پیدا کنه. یعنی آدم‌ها متوجه می‌شن که صرف اشیا معنا ندارند، ما طی مفهوم‌پردازی اجتماعی ساختگی، به آن‌ها معنا می‌دیم (اگه براتون جالبه constructivism رو سرچ کنید).

دقیقا همین امر به نظرم در طولانی مدت باعث ایجاد برابری دو جنس و حتی باعث تقویت هم‌دلی می‌شه. مثلا، زمانی که من دلایل زیربنایی پدید اومدن incel culture رو فهمیدم، با وجود اینکه من هدف خشونت‌های این قشر قرار می‌گیرم، تونستم نسبت بهشون هم‌دل باشم. تونستم اونا رو هم‌سان با خود نوجوانم بدونم که در نوجوانی زیر فشار‌های معیارهای زیبایی له شد.
من اگه انقدر وقت گذاشتم برای توضیح پدیده‌های فمینیستی، از روی دلسوزی برای جوونا‌یی بود که جدا بی‌خبرند و به خاطر این بی‌خبری مداوم‌ انگ "احمق" و "سنتی" و "زن‌ستیز" بهشون می‌خوره. و دخترهایی که مردسالاری در گوشت و پوستشون رخنه کرده. من شدیدا دلم می‌سوزه و به نظرم حالا که اوضاع کشور این طوریه، ما باید بستر این آموزش‌ها رو فراهم کنیم. حالا من بیشتر، چون رشتمه. برای همین حتی کوچک‌ترین علائم هم از قلم نباید بیفته.

خود این شیو کردن هم یکم باز کنم براتون، حالا که انقدر مورد مناقشه‌ست.
۱. از اونجایی که اکثر خانم‌ها مداوم کل بدن خود رو شیو می‌کنند، می‌تونم بگم در بدترین حالت، یک زن هر روز یا یک روز در میون کل بدنش رو شیو می‌کنه. این قضیه ممکنه ۵ دقیقه یا بیشتر طول بکشه. یعنی ۵ دقیقه از وقت و انرژی یک زن، یه روز درمیون داره صرف چنین کاری می‌شه. این ۵ دقیقه خیلی موثره، چون وقتی رفتم لیزر متوجه شدم که چقدر زندگی من راحت‌تر شد!
۲. حالا شیو کردن + آرایش کردن و سایر چیزهای خرد خرد که روی هم جمع می‌شن، تهش حدود ۲-۳ ساعت وقت و انرژی روزانه می‌بره. بعضی‌ها مثل من این روتین‌ها رو دوست دارند، ولی حتی من هم نمی‌تونم منکر زحمتش بشم.
اینجاست که دونستن دلایل این چیزها مهمه. من فهمیدم و تصمیم گرفتم بهش ادامه بدم، ولی نه به اندازه قبل (بخشیش به خاطر اینه که این الگوها درونی شده و از تغییرش عاجزم). یکی ممکنه این رو متوجه شه و تصمیم بگیره کلا بذاردش کنار! و این حقشه!

توی دنیای سرمایه‌داری فعلی، پول و انرژی مهم‌ترین دارایی یک انسانه. حالا ببین یه قشر به صورت سيستماتيک داره انرژیشون صرف کلی چیز دیگه می‌شه. چاره‌ای هم نداره! یه خانم اگه شیک و زیبا نباشه، ممکنه اونقدر خوب باهاش برخورد نشه در محیط کار. ولی آقایان فقط باید حداقل‌های ظاهری رو حفظ کنند.
همین پرتی وقت چیزیه که ما ایرانیان می‌کشیم و باعث کند شدن پیشرفتمون نسبت به خارجی‌ها بشه. انقدر وقت و انرژی صرف وصل شدن به اینترنت می‌شه که تهش توی کار اصلی کم میاریم. انرژی و وقت محدوده و غنیمته.
 
اگر الان که همتون راجع به زن ایرانی حرف می زنید موضوع رو به زن افغان بکشیم خیلی از همین کسایی که فمنیستن یهو آنتی فمنیست اندروتیتی می‌شن:))
 
اگر الان که همتون راجع به زن ایرانی حرف می زنید موضوع رو به زن افغان بکشیم خیلی از همین کسایی که فمنیستن یهو آنتی فمنیست اندروتیتی می‌شن:))
انقلاب و تغییر شرایط در هر کشوری رو کشورهای اطراف و مهاجران همون کشور تأثیرات زیادی می‌زاره.
من تو کتاب در قلمرو پادشاهان از کارمن بن لادن خوندم که انقلاب ۵۷ ایران کلی وضعیت زن هارو در عربستان عقب انداخته.
کارمن میگه که مادرشوهر و خواهر شوهرش حتی وقتی میخواستن با راننده یا آشپز و کارگرهای مرد خونه حرف بزنن از طریق یه پسر بچه زیر سن بلوغ این کارو میکردن و تازه یه مقدار وضعیتشون باز تر شده بود و مثلاً خودشون مستقیم به راننده میگفتن کجا میخوان برن ولی وقتی انقلاب ایران اتفاق افتاده اینا دوباره به حالت قبل برگشتن و حتی در مواردی رادیکال تر هم شدن. اینا تازه خانواده های ثروتمند جامعه بودن و پسرشون( همون شوهر کارمن) مردی روشن فکرتر بوده نسبت به بقیه و خود خانواده هرسال سفرهای خارجی به کشورهایی مثل سوییس و آمریکا داشتن. شما خودت وضعیت یک زن از طبقه پایین جامعه رو حساب کن.
یا مثلاً زمانی که با خانواده برادر شوهرش ( ٱسامه بن لادن معروف) به یه سفر رفتن و ٱسامه به همسرش دستور داده حق استفاده از شیشه شیر برای نوزادشان رو نداره و بچه بی قراری می‌کنه کارمن از همسرش میخواد یه چیزی به ٱسامه بگه و اونم میگه نمیتونه تو دستوراتی که یه مرد دیگه به خانواده اش داده دخالت کنه.
حالا این همه چرت و پرت گفتم که به این نتیجه برسم حتی اگه فمنیست ها به طور مستقیم برای زنان افغان فعالیت نکنن به احتمال زیاد با پیشرفت شرایط جامعه برای زن ایرانی تاثیراتش به زن افغان هم میرسه. یه مورد دیگه هم که وجود داره در رابطه با فمنیست ایرانی اینه که خیلی از مواردی که ما بهش اعتراض داریم و معتقدیم باعث نابرابری و آسیب به ما شده از دین میاد و خب دین ما و افغان ها و کلی از کشورهای همسایه یکی هست و اگه تو یه گوشه بتونیم اون مورد رو درست کنیم احتمالا تو جاهای دیگه هم یه تأثیراتی بزاره، یا حداقل باعث تفکر یه عده بشه.(من خیلی خوشبینم و فیلم زیاد دیدم در واقعیت شاید اصلا باعث سانسور و سرکوب شدیدتر هم شد...)
 
یک سختی خیلی بزرگ رو بر اون متحمل کردیم.
فمینیسم و بحث فمینیسم لازمه تا امثال این ادم از روی دین نیان چنین حرفی رو بزنن که واضحا به معنای ناتوانی و نحیف بودن زنه.
 
Back
بالا