- ارسالها
- 1,075
- امتیاز
- 76,341
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- -
- سال فارغ التحصیلی
- 93
«من زندگی رو دوست دارم»
پیرمرد اعتراف کرد و کموبیش دستپاچه شد.
«از وقتی آس و پاس شدم زندگی رو دوست دارم. بعضی وقتا انقدر خوشحالم که دلم میخواد نورِ آفتاب یا بادی رو که تو پارک میپیچه گاز بگیرم. میدونین دلیلش چیه؟ بیشتر وقتا به مرگ فکر میکنم. امروز کی این کار رو میکنه؟ هیچکی فکرِ مرگ نیست.
همه میذارن مرگ مثل تصادف قطار یا یه حادثهٔ غیرمنتظره دیگه غافلگیرشون کنه. آدمیزاد خیلی احمق شده. من هرروز به فکرِ مرگم،چون هرروز ممکنه بیاد دنبالم. و چون به مرگ فکر میکنم، زندگی رو دوست دارم. زندگی اختراع بینظیریه، منم که متخصص اختراعم»
فابیان
اریش کِستنِر
پیرمرد اعتراف کرد و کموبیش دستپاچه شد.
«از وقتی آس و پاس شدم زندگی رو دوست دارم. بعضی وقتا انقدر خوشحالم که دلم میخواد نورِ آفتاب یا بادی رو که تو پارک میپیچه گاز بگیرم. میدونین دلیلش چیه؟ بیشتر وقتا به مرگ فکر میکنم. امروز کی این کار رو میکنه؟ هیچکی فکرِ مرگ نیست.
همه میذارن مرگ مثل تصادف قطار یا یه حادثهٔ غیرمنتظره دیگه غافلگیرشون کنه. آدمیزاد خیلی احمق شده. من هرروز به فکرِ مرگم،چون هرروز ممکنه بیاد دنبالم. و چون به مرگ فکر میکنم، زندگی رو دوست دارم. زندگی اختراع بینظیریه، منم که متخصص اختراعم»
فابیان
اریش کِستنِر





