• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

5 سال دیگه تو سمپادیا چه خبره؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع کوزت
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
امیدوارم اینقد سرم ب سفر و چیزای خوب، گرم باشه ک اصلا یادم نیاد سمپادیایی هم وجود داره 🫣
 
داشتم صفحه اولو میخوندم و اصلا حواسم به تاریخش نبود، یهو دیدم مال 16 سال پیشه و همه انتظار داشتن سایت از بین بره : )
 
۵ سال دیگه عمومی تموم شده، احتمالا دارم طرحم رو میگذرونم
گاهی میام اینجا سر میزنم هنوز
هنوز سینگل خواهم بود
 
5 سال بعد @Artin... یه تاپیک میتینگ زده و من و @Hecate اولین اعلام حضورکننده ها هستیم :))
بعد عسل میگه حوصله شما گودو هارا ندارم و @sara-s و @SinaSabetifard و @برفــــ هم میگن میایم @hadiso هم که دیگه اصلا نمیاد سایت و اونموقع در بلاد کفر مشغول علم آموزی هست صرفا شاید ویدیوکال کنیم باهاش
و وقتی دور هم جمع شدیم انقدر حرف برای گفتن داریم و انقدر کارهای مهم تر که راجبشون غر بزنیم که حتی یاد دوران کنکور هم نمیوفتیم . حالا شاید منم یه بستنی مهمون کردم همه رو :))
.
این خوش بینانه ترین حالت ممکنی بود که تصور کردم
دیدم توی این اکیپ تگ شدم اصلا یادم نبود همچین اکیپی هم بوده...

ولی هنوز درباره کنکور داریم حرف میزنیم🙏
 
۵ سال دیگه ۲۵.۵ سالمه
طبق برنامه باید ۱۴۰۷ کارشناسیم تموم شه، اگرم اتفاق خاصی نیوفته، تموم میشه
ارشد رو ۲ حالت داره، یا اپلای میکنم و من رو از یک کشور دیگه میخونید
یا ایران موندم و دارم پایان نامه مینویسم و منتظر دفاعم(یا امیرکبیر استریت میکنم یا کنکور میدم میرم شریف)

قطعا تو ۲۵.۵ سالگی هنوزم یک سینگل بگورم ولی امیدوارم نباشه این روزا غضه کیو میخوردم

کار نمیدونم میکنم یا نمیکنم، برنامه ای ندارم فعلا، شاید کردم شایدم نکردم هدفم اینه بکنم

و تمام چنلام و اکانت هام سر جاش میمونه
 
پنج سال دیگه به احتمال زیاد دارم هنوز درس میخونم(متاسفانه)
نمیدونم بین چند تا پلنی که دارم کدوم شرایطش جور بشه یا اصلا خودم مایل بشم سمت کدوم برم
الان به قدری همه چیز نا آرومه که از فردا هم مطمئن نیستم چه برسه ۵ سال دیگه که تصمیم بگیرم ...
امیدوارم ۵ سال دیگه همه چیز آروم باشه
مهم تر از اون ما آروم باشیم
امیدوارم ۵ سال دیگه هم آدم خوبی باشم
تا موقع هنر رو ادامه داده باشم کلی نقاشی کشیده باشم
کلی کتاب خونده باشم
میدونم تا اون موقع تقریبا با هیچکدوم از آدم هایی که الان باهاشون حرف میزنم و ارتباط دارم دیگه ارتباط ندارم (این الان داره خیلی ناراحتم میکنه بازم متاسفانه)
اینجا کسی رو خیلی خوب نمیشناسم ،خیلی فعالیت ندارم فکر نمی کنم ۵ سال دیگه بیشتر از این داشته باشم (اگه اصلا داشته باشم)
امیدوارم از ته قلب که تا اون موقع ، نه حجاب اجباری ای هست نه فیلتر و قطعی اینترنتی
امیدوارم که ۵ سال دیگه وضعیت بهتر از الان باشه
امیدوارم که همه چیز خوب پیش بره..
 
۵ سال دیگه خیلی زیاده اینقدر که خودمو نمیتونم تو اونموقع اصلا تصور کنم
ولی در غیر اون صورت اواخر سال ۱۴۰۹ میشه یعنی‌ من ۲۴ سالمه کارشناسیو گرفتم و احتمالا دیگه یه جا میرم سر کار و شاااید ارشد ام‌بی‌ای یا یه چیزی مربوط به گرایش کارشناسیم بخونم که نمیدونم اصلا هنوز گرایش انتخاب نکردم
نمیتونم چیزی در مورد زندگی عاطفیم پیشبینی کنم اصلا چیزی به ذهنم‌ نمیرسه ولی امیدوارم تا اونموقع حداقل عاشق شده باشم
احتمالا تا اونموقع یه مقدارم تکلیفم با خودم و زندگیم مشخص تر شده
دیگه اینکه احتمالا سایت کم میام ولی میام البته اگه سایتی وجود داشته باشه
من اینکه باهم دیگه داریم‌تو سایت بزرگ میشیمو دوست دارم امیدوارم همینجوری مونده باشه
ولی در کل نظرم روی ایران و جهان کلا خیلی مثبت نیست یعنی جنگ جهانی‌ای چیزی احتمالا باعث میشه که کارشناسیم تا اونموقع طول بکشه
اهان راستی یه پیشبینیم در مورد شرکت بکنم در ۵ سال آینده احتمالا ما با هم دوست میمونیم و جسته و گریخته از هم خبر داریم ولی گروهمون سوت و کور تر شده بلاخره بچه ها احتمالا ازدواج کردن و سرشون گرم خانه و خانوادس:‌)
بیشتر هم جای فکر کردن داره احتمالا تا یکی دو روز دیگه ادیت بزنم و چیزای بیشتری اضافه کنم نمیدونم
 
۲۲ سالم شده
اووعه
اولن انتظار میره آدم شده باشم(احتمالا شدم)
دوما آلمانی رو دیگه باید تا C2 یاد گرفته باشم تحت هر شرایطی
یه چیزیم بگم, در مورد دانشگاهی که توشم نظر نمیدم چون شرایطم خیلی سینوسی شده
اون آیلتس/تافل رو هم باید گرفته باشم
اگر همه چیز طبق برنامه پیش بره دیگه ایران نیستم و برای دوره ارشد اپلای کردم
اگرم نه که یه شغلی با بدبختی جور کردم و خب میرم سرکار
به احتماااااال خیلی زیاد بنده تدریس هم میکنم, فیزیک تدریس میکنم,دوستانی که مایلن بیچاره بشن میتونن بنده رو به عنوان استاد انتخاب کنن
از بابت عیال و این موضوعات نمیدونم راستش, ببینیم چی میشه
 
حقیقتا چند وقته نمیتونم ارزویی داشته باشم و به اینده فکر نمیکنم و برای 5 سال دیگه خودم رو جایی نمیبینم و این موضوع ازارم میده
به هرحال امسال اصلا سال خوبی نبود برنامه های زیادی برای خودم داشتم و به خاطر جبر جغرافیا هی خراب تر شد و برخلاف همش پیش رفت
علاوه بر جبرجغرافیا من متوجه شدم کلاس ریاضی فرزانگان واقعا منفوره فرزانگان شیراز رنگ سمپاد نداره و من رو به کل ناامید کرد انگار یه نفر داشت بهم میگفت خب ملینا این همه تلاش کردی رویا بافتی واقعا اون قدر جالب نیست و دانشگاه هم همین جوریه دیگه
من سمپادیا رو از تلگرام دنبال میکردم و با این سایت تابستون خیلی رندوم تو همون چنل تلگرامی که مدت ها دنبال میکردم اشنا شدم
سایت سمپادیا یه جای پر رنگ و لعابه که این روز های سرد گرم مونده (خدا حفظش کنه)
امیدوارم پنج سال دیگه جایی باشم که من کلاس ششم تا نهمی همیشه براش رویا می بافته و من به مسیر زندگی برگشته باشم
طبق مسیری که ملینا کلاس نهمی درنظر گرفته بود 23 سالگی ، دوره کارشناسی در حال خوندن کامپ شریفم و دارم کارهای رفتن از مرز پرگهر رو میکنم و به عنوان یک مهندس دارم میرم امریکا خیلی ارمانیه ولی خب
و در اخر باید بنویسم علاوه برگسترش چنلم و یادگرفتن چیز های جدید بعد از کنکور علاقه مندم تا در سمپادیا بیشتر فعالیت کنم
امیدوارم تا 5 سال دیگه سمپادیا و تمام چیزهای وابسته به سمپادیا گسترش پیدا کرده باشه و همچنان گرم و خوش و رنگ و لعاب باقی بمونه .
 
چقدر نوشتن این الانی که حتی از فردای خودمون خبر نداریم سخت و عجیبه. و خیلی قشنگ.
تا پنج سال دیگه من ۲۵ سالم شده.
بالاخره تنها سفر رفتن رو امتحان کردم؛ شیراز و اصفهان رو دیدم و صد البته، انقدر دریا رفتم که خسته شدم ازش.
امیدوارم تا اون موقع تونسته باشم برم چین یه بار:)
بالاخره کارشناسیمو تموم کردم و دوره‌ی کارشناسیم میشه مدرکی برای بقیه‌ی زندگیم که هیچوقت (دوباره) به خودم شک نکنم.
بعد این پنج سال یا خیلی سینگلم یا خیلی توی رابطه‌م. هرچی خیره.
علاوه بر اینا یه سری دوستای خیلی باحال و پایه پیدا کردم. باهم میریم کوه و دریا و کمپینگ و این ادا بازیا😔
روسی هم تموم کردم. و شنا. و کاراته(دان ۲ رو حداقل بگیر😭😂) و بالاخره ترسو گذاشتم کنار شطرنج و ویولن هم شروع کردم.
امیدوارم تا اون موقع بتونم حداقل بیس یه خیریه لوازم تحریر و تحصیلی رو بزنم. یک پرتاب برای ستاره ها.
و مهاجرت..
بعد پنج سال میام اینجا و میگم باید بیشتر بلند پروازی میکردم.
 
4 سال از پزشکی رو گذروندم و شاد تر ترم
برام جالبه چقدر شادی جزو مهم ترین چیزاییه که مطرحش میکنم، چیه این تلاش برای احساس خوب و شاد بودن و مگه چیزی جز چهار ماده مترشح از مغز خودمن؟:)
 
اولش بنظرم یکم بیهوده اومد ولی یکم که فکر کردم دیدم هم فانه و هم حال میده نوشتنش
5 سال دیگه خیلی دلم میخواد هنوزم اینجا فعالیت بکنم ولی حدس میزنم اینجارو فراموش کنم
24 سالم شده و احتمالا ارشدو دارم تموم میکنم . اگه شغلی که دوست داشته باشمو پیداش نکرده باشم احتمالا دارم ضجه میزنم برای اپلای و خب این قسمت منطقی قضیس .ممکنه هم کلا دانشگاه و درسو فلان تو ایران بره رو هوا . احتمالا دوستا و آدمای مهم زندگیمو هنوز داشته باشم . یه بخش اجتناب ناپذیرش اینه که از یه سریاشون دور شدم و راهمون جدا تر شده و یه بخش دیگشم اینه احتمالا آدمای مهم جدیدی به زندگیم اضافه شن .در هر صورت حس میکنم از لحاظ ارتباطی کاملا راضی خواهم بود. احتمالا آدم عاقل تر و دانا تریم نسبت به مسایل مختلف زندگی و بر خلاف الان با خودم به صلح رسیدم. مطمینم که مستقل شدم و از این بابت راضیم و مطابق تلاشایی که کردم احتمالا تونستم با خانواده بهتر ارتباط بگیرم .برادر بهتری برا داداش کوچیکم شدم که اون موقع احتمالا داره برا ورود به سمپاد تلاش میکنه ( در هر صورت تا جای ممکن از این سایت دور نگهش میدارم :)) ) و پسر بهتری برای مامان و بابام هستم . تجربه های جدید زیادی که تو ذهنمه رو امتحان میکنم و مطمینم تو خیلیاش قراره شکست بخورم و نا امید بشم ولی پشیمون نه . آدم شجاع تریم و دیگه از ترس مواجهه با شکست انفعال برام انتخاب نیست.
 
Back
بالا