• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

تیزهوشان قبول شدم !

  • شروع کننده موضوع hany
  • تاریخ شروع

breeze

نسیم
ارسال‌ها
732
امتیاز
6,969
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
داراب
سال فارغ التحصیلی
98
دانشگاه
ایشالا شیراز
رشته دانشگاه
ایشالا پزشکی
من اصن فکرشم نمیکردم قبول شم بعدش نصف شب یه دفعه از خواب میپریدم اون پرینت قبولیم نگاه میکردم تازه لمسشم میکردم که توهم نباشه دوباره میخوابیدم
 

Sepehr :D

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
924
امتیاز
7,927
نام مرکز سمپاد
فلاحی
شهر
فسا
سال فارغ التحصیلی
1397
دانشگاه
علوم پزشکی شیراز
رشته دانشگاه
پزشکی
تلگرام
اینستاگرام
اصلا یادم نمیاد :|
 

Nahal.

کاربر حرفه‌ای
عضو مدیران انجمن
ارسال‌ها
344
امتیاز
2,646
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1400
من شب خونه مادرجونم مونده بودم مامانم اینا خونه خودمون بودن بعد یدفه نصفه شب زنگ زدن گفتن قبول شدی من چون اصن فکرشم نمیکردم قبول شم اول رفتم تو شوک بعدشم شرو کردم زنگ زدن ب کل فامیلا و ذوقمرگ:))
 

Z.BBH04

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
627
امتیاز
3,132
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۷
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1401
همانا من وسط هری پاتر و محفل ققنوس بودم اونجایی ک رفتن تو وزارت خونه بعد مرگ خوارا افتاده بودن دنبالشون بعد درا باز نمی شد ک فرار کنن .. ینی رسما تو اوج استرس بودم یدفعه مامانم گوشی رو کرد تو چشم گفت قبول شدی .. تو اون وضعیت انتظار این همه شوکه رو نداشتم . بعد چند ثانیه ک در شک بودم از تخت پریدم پایین.. طبقه بالا می خوابیدم من اونموقع بعد دور خونه رو می دویدم و اینا . بعد پنج دیقه گوشی رو ورداشتم ب هر کی میشناختم من جمله معلمم زنگیدم و اینا
بخاطر این ک هم اونجای کتاب محفل ققنوس بودم هم یدفعه نتایح رو دیدم .. هیچوقت اون صحنه از ذهنم پاک نمشه
 

omidreza

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
176
امتیاز
1,434
نام مرکز سمپاد
علامه حلی
شهر
.
سال فارغ التحصیلی
1400
روز اول ماه رمضون بود داشتیم با داداشم فیلم ریو رو میدیدیم
یه دفعه بابام بعد از 7.8 سال منو بوس کرد گفتم چتو شده؟؟؟؟!
گفت: قبول شدی! یه دفعه یکی از اعضای فامیل از تو دستشویی پرید بیرون گفت ماشاالله پهلوون
 

آرش.

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
354
امتیاز
2,374
نام مرکز سمپاد
شهریار
شهر
شهریار
سال فارغ التحصیلی
1389
یادمه ساعت چهار صبح بود توی تلگرام بودم و با دوستم مریم چت میکردم که یکدفعه یکی از کانالا اعلام کرد که نتایج اومده
منم به مریم گفتم دو دیقه وایسا ببینم نتایج چی شده ...اونم گفت خبرشو به منم بده بعدا:)

سایت رو باز کردم ، دیدم ابجیم ( حانیه )قبول شده....(اون موقع حدود دوازده سالش بود:))
یواش رفتم بیدارش کردم گفتم بیا پای کامیپیوتر ببین یه نامه برات اومده....

حانیه هم هاج و واج داشت نگام میکرد که نامه چیه !؟ نامه کیه!؟ :)

با چشمای خواب آلوده و اون حالت کودکانه ش چشماشو مالوند و اومد پای سیستم!

بهش گفتم نگاه کن ببین چی نوشتن برات ، نور مانیتور اذیتش میکرد چند ثانیه ای مکث کرد و بعد خوندش!

تا یه دیقه اول که من چیزی نگفتم و اون در حال خوندن و نگاه کردن بود گیج و مبهوت بود!

یه دفعه فهمید که چی شده دیدم که خنده ی روو لبش اومد:)......بغلش کردم بهش تبریک گفتم و با خوشحالی رفت خوابید


فردا صبحش واکنش اهالی خونه قشنگ بود:)

به مادر گرامی میگم حانیه توی سمپاد قبول شده!....میگه : خب شده که شده:)
(خانواده ی ما قبل از اینکه حانیه سمپاد بره اصلا اسم سمپاد رو هم نشنیده بودن:)!



زیاد تر از این حرفا میتونم داستان رو کش بدم اما حوصله نوشتن و خوندنش نیست:)

حالا هم که دو ساله از سمپاد در اومده و دوباره شرکت کرده امیدوارم دوباره قبول بشه:)
 

Thealiow

Ali.t.z
ارسال‌ها
2
امتیاز
7
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
بجنورد
سال فارغ التحصیلی
1404
من داشتم با مامانم چایی می‌خوردم یهو بم گفت برو ببین قبول شدی یا نه رفتم دیدم نوشته نتایج اومده بعد مامانم سریع رف داخل سایت و دید من قبول شدم در حدی خوشحال شدیم زنگ زدیم به کل فامیل گفتیم الان همه بچه های فامیل بم حسادت میکنن
 

باحال خوش

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
343
امتیاز
1,745
نام مرکز سمپاد
فرزانگان2
شهر
کرمان
سال فارغ التحصیلی
1400
اون موقع برقمون رفته بود داداشم میخاست اینترنت گوشیشو امتحان کنه کاملا تصادفی رفت تو سایت منم داشتم آماده میشدم برم کلاس زبان با خودم حساب میکردم چند درصد امکان داره قبول شم که داداشم گفت قبول شدی باورم نشد فک کردم داره کرم میریزه رفتم دیدم گریه ام گرفته بود بعد بابام مسخرم میکرد که تو الان تیزهوشی یا بی هوش مامانمم خیلیی خوشحال بود
اون روز کلاس زبان از تنها کسی که پرسید من بودم( این چه وضعشه؟)
بعدم زنگ زدم و پیامک دادم به دوستام که برین تو سایت نتایج اومده
یادش به خیر پارسال همین موقعا این اتفاق افتاد
 

Dorsa.y

کاربر فعال
ارسال‌ها
21
امتیاز
74
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
.
سال فارغ التحصیلی
1400
وقتی که خبر رسید نتایجو زدن از من اینترنت اختلال پیدا کرده بود . هیخودمو از شدت هیجان و استرس به اینور اونور میکوبیدم :))
تا اینکه آخرش بابام زنگ زد گف قول شدی
دیگه از شدت خوشحالی تو پوستم نمی گنجیدم :D هی دور خونه با سرعت میدوویدم :D
 

زمستون

فراخ الملوک
ارسال‌ها
298
امتیاز
2,110
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
سبزوار
سال فارغ التحصیلی
1401
جونم براتون از اون روز خووووووب بگه که:
دوستم بهم زنگ زد گفت : بهار قبول شدی؟
من : عه مگه جوابا اومده؟
دوستم : آره برو ببین خبرم بده
من : باشه
و به بابام گفتم جوابا اومده . بابام رفت نشست پشت کامپیوتر منم لپ تاپ ( راه کار برای افزایش سرعت خبردار شدن:D) . خلاصه هنوز لپ تاپ بالا نیومده بود که بابام داد زد : بهاااااااااااااار قبول شدی.
منم کلی ذوق کردم و پریدم بغلش . بابامم منو عین این بچه های یه ساله پرت کرد بالا و گرفتم.
بعدشم که به دوستم خبر دادم . فقط چیزی که تونست از حال خوشم کم کنه این بود که دوست صمیمیم قبول نشد:-s:-s
 

a.khakpour77

گُم‌دَرسَر!!!
عضو کادر مدیریت
مدیر کل
ارسال‌ها
1,390
امتیاز
15,943
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 5 تهران
شهر
فرز 1 بندرعباس/فرز 5 تهران
سال فارغ التحصیلی
1396
دانشگاه
علوم‌پزشکی تهران
رشته دانشگاه
ژنتیک
من قبلاً گفتم چجوری فهمیدم،
ولی الان میخوام ی چیزی رو اضافه کنم:
من هنوزم کارنامه‌ی قبولیمو خودم ندیدم:D
و نمیدونم چ شکلی بود یا توش چی نوشته شده بود:D
 

Eina

Arianator
ارسال‌ها
4
امتیاز
20
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ناحیه ۳
شهر
کرج
سال فارغ التحصیلی
1403
من اصلا روزشم خبر نداشتم کلاس زبان بودم دوستام گفتن چیکار کردی تیزهوشانو منم هول شدم بسته مکالمه هم نداشتم هی به مامانم سر کلاس اس ام اس دادم بعد که گفت قبول شدی داشتم میمردم از خوش حالی :)):D:-"
 

ایلیا

لنگر انداخته
عضو مدیران انجمن
ارسال‌ها
2,802
امتیاز
14,787
نام مرکز سمپاد
حلی
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
97
دانشگاه
هنر تهران
رشته دانشگاه
عکاسی
من خواهرم قبول شده، باید سمپادیا رو نابود کنم که پاش نرسه به اینجا. :))
 

Anousha15

کاربر فعال
ارسال‌ها
27
امتیاز
82
نام مرکز سمپاد
استعداد هاى درخشان دختران ناحيه ٢
شهر
كرج
سال فارغ التحصیلی
1398
تيزهوشان عاليه من وقتى قبول شدم باورم نميشد همه تبريك ميگفتن و اونقدر كه همه به قبوليم اعتقاد داشتن خودم نداشتن لحظه عالى بود و گريه مردم يه عالمه.الان همه جا پوسترم رو زدن و جشن هم گرفتيم.تيزهوشان واقعا به نعمت و موفقيت بزرگه.اميدوارم واسه همه پيش بياد.
 

NEW_SAEED

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
187
امتیاز
1,869
نام مرکز سمپاد
DR.KHORRAMY
شهر
قم
سال فارغ التحصیلی
1500
میدونستم او نروز اعلام نتایجه از صب هی میرتفم تو سامانه تا ببینم نتایج اومده یا نه
نیومده بود با خودم گفتم برم زولا بازی کنم
خلاصه تو زولا هم شانس نداشتیم و کلن روز روز ما نبود با خودم گفتم که ما که اینجا چیزی بدست نیوردیم خدیا برم سایت اونجا یه چیزی به ما بده
من رفتم تو سایتو و اولین کلمه ای که اومد جلو چشام جمله قبول شده سبز رنگ بود ....
من که یه دیقه هنگ کردم بعدش رفتم تو اتاق خوشحالی کردم ...
 

mastermind81

...loading
ارسال‌ها
365
امتیاز
1,976
نام مرکز سمپاد
شهید رجایی
شهر
ES_SHAHR
سال فارغ التحصیلی
1400
من که اصلا نمیدونستم کی قراره بیاد.
تو باشگاه(پینگ پنگ) بودم یه دفعه تلفن مربيمون زنگ خورد تلفن رو که قطع کرد خبر قبولیم اعلام شد :D:D:D
هیچی دیگه من هم با یه(oooooooooooh yyyyyyyyyyyyyyyyyyyyeeeeeeeeessssss)ازش استقبال کردم...
کل دختر . پسراي باشگاه اومدن تبریک گفتن ...
روز خوبی بود.....
 

SHERLOCKMATS

Goalkeeper
ارسال‌ها
246
امتیاز
1,599
نام مرکز سمپاد
شهید رجایی
شهر
اسلامشهر
سال فارغ التحصیلی
1400
تلگرام
پشتیبان قلمچی بهم زنگ زد گفت قبول شدی،
ده بار حدود سه متر پریدم بالا.
نه مامانم، نه بابام، نه عموهام هیچکدوم باور نمیکردن، تا حدی که عموم رفت تو سایت ببینه من راست میگم یا نه
 

ehsan.AK

جناب کیانوش
ارسال‌ها
370
امتیاز
2,299
نام مرکز سمپاد
میرزا کوچک خان ۲
شهر
رشت
سال فارغ التحصیلی
1401
من اون روز همراه دوستام رفته بودم استخر
نتایج قرار بود فردای اون روز اعلام بشه ولی وقتی داخل رختکن بودیم میخواستیم برگردیم خونه یهو مامان دوستم بهش زنگ زد و گفت نتایج اومده
منم با همون وضع و مایو در تن با گوشیم رفتم داخل سایت رو دیدم و از شدت خوشحالی داد کشیدم و دوستمو بوس کردم ( و مردم فکر کردن ما گی.ایم:|)
خونه هم که رفتم به مامانم گفتم من یه تیزهوشم(:^o) و چند لحظه طول کشید تا مامانم بفهمه چی شد و منو از شادی بغل کنه:D
 
آخرین ویرایش:

Asii

کاربر جدید
ارسال‌ها
3
امتیاز
11
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۵
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1400
من نصفه شب از مسافرت برگشته بودم '-'
تلگرام رو وا که کردم دیدم دوستم قبول شده بعدش رفتم که نتایج رو ببینم دستم رو گذاشتم روی صفحه گوشی(XD) و بعد ۱...۲...۳ قبول شده بودم!('-') بعدش سریع فقط دویدم سمت مامانم داد زدم تیزهوشان قبول شدم(^-^)
ینی داشتم ذوق مرگ میشدم ^^
 
بالا