• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قشنگ‌ترین بیت‌هایی که شنیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع radiowavefm
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
من به رفتار عشق مشکوکم
در دلِ مشتِ بسته اش چیزی ست
رویِ رویش شکوهِ شیراز است
پشتِ رویش قشونِ چنگیزی ست

#علیرضا_آذر
 
در گیر و دار محکمه میزان دروغگوست
در کشوری که رعیت و سلطان دروغگوست
تشخیص گرگ ها چقدر سخت می شود
در گله ای که حضرت چوپان دروغگوست
 
اگر مرگ داد است بیداد چیست
زداد این همه بانگ و فریاد چیست
از این راز جان تو آگاه نیست
بدین پرده اندر ترا راه نیست
"شاهنامه فردوسی"
 
گر سرو ها دارد سری
ور شاخ ها دارد تری
ور گل کند صد دلبری
ای جان توچیز دیگری

مولوی
 
غم دارم و غمگسار میباید و نیست
در دست من آن نگار میباید و نیست...

هلالی جغتایی
 
گر در طلب گوهر کانی، کانی
گر در هوس لقمه نانی، نانی
این نکته رمز اگر بدانی، دانی
هر چیز که در جستن آنی، آنی...

مولانا
 
مست منی و پست من
عاشق و می پرست من

برخورد او ز دست من
هر کی کشید بار من
مولانا
 
ای نسخه ی نامه ی الهی، که تویی
وی آینه ی جمال شاهی، که تویی
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست،
در خود بطلب هرآنچه خواهی، که تویی!
"نجم رازی"
 
تو مرا یاد کني يا نکنی باورت گر بشود ، گر نشود حرفي نيست اما نفسم مي گيرد در هوايي که نفس هاي تو نيست…

“سهراب سپهری”
 
بیچاره آهویی که صید پنجه شیری است
بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی است

«فاضل نظری»
 
با این دو سه نادان که چنان می دانند
از جهل که دانای جهان ایشانند
خر باش که این جماعت از فرط خری
هرکو نه خر است،کافرش می خوانند
 
جمعه لحظه ی آخردویدنه!
اما به انتهای راه نرسیدنه!
شنبه روز اول رسیدنه!
برای انتهای راه دویدنه!

"آرش شایان"
 
ای در دل من میل و تمنا همه تو
وندر سـر من مایه سودا همه تو
هرچنـــــد به روزگار در می‌نگرم
امروز هـمه تویی و فردا همه تو
 
آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست
وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست...

قاصد ز برم رفت که آرد خبر از یار
بازآمدو اکنون خبرازخویش ندارد
 
آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد:
چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی
به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی

ز تو دارم این غم خوش ، به جهان از این چه خوشتر
تو چه دادی ام که گویم که از آن به ام ندادی

سایه
 
در می خانه گشایید که گم کرده رهی
همچو منصور انالحق زده و بر دار است
 
بی قرار توئم و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
 
گفته بودی درد و دل کن گاه با هم صحبتی
کو رفیق رازداری ؟ کو دل پرطاقتی ؟

《فاضل نظری》
 
Back
بالا