• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قشنگ‌ترین بیت‌هایی که شنیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع radiowavefm
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست
وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست...

قاصد ز برم رفت که آرد خبر از یار
بازآمدو اکنون خبرازخویش ندارد
 
آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد:
چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی
به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی

ز تو دارم این غم خوش ، به جهان از این چه خوشتر
تو چه دادی ام که گویم که از آن به ام ندادی

سایه
 
در می خانه گشایید که گم کرده رهی
همچو منصور انالحق زده و بر دار است
 
بی قرار توئم و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
 
گفته بودی درد و دل کن گاه با هم صحبتی
کو رفیق رازداری ؟ کو دل پرطاقتی ؟

《فاضل نظری》
 
هر چند مفلسم نپذیرم عقیقِ خُرد!!!
کان عقیقِ نادرِ ارزانم آرزوست ...

مولانایی که کوه و بیابانان و انسانش آرزوست *_*
 
بیا بیا که زمانی ز مِی خراب شویم
مگر رسیم به گنجی در این خراب آباد ...
 
بيا بيا كه درین خطه ی خراب آباد
نگشت بی تو دمی این دل خراب، آباد
فروغ لاله مگر عکس روی شیرین است
که گرد کوه برآمد به دیدن فرهاد!!؟



------------------------------------

زاهدان گو حذر کنید که ما
دامن آلوده ایم و درد آشام
چون صراحی فرو نمی آریم
سر به چیزی مگر به باده و جام
مفتی درس دیر عشق کجاست
تا بگوید که نیست باده حرام؟؟
شیخ ما را به توبه می خواند
ما کدامیم و اهل توبه کدام ؟؟


این ترجیع بند ابن حسام خوسفی فوق العاده است
هر وقت می خونمش لبریز از شور و حال میشم ...
حتی همین الان
دیوانه وار هر چند حرفی که تایپ می کنم رو صفحه کلید ضرب می گیرم ...


باز بیگانه شد ز هستی خویش
این دل عاشق بلا اندیش
عشق را بیشه ایست کاندر وی
شیر از آهو کم است و گرگ از میش
یار با خال ما چنین خالی
دلبران منعمند و ما درویش
چشم او دل ببرده می ترسم
که از این فتنه های بیش از پیش
غمزه ی شوخ آن کمان ابرو
همچو تیرم برآورد از کیش ...
 
طوفان اگر فرو بنشیند عجیب نیست
پایان بی دلیل دویدن نشستن است

بازم فاضل نظری:D:))
 
خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

مولانا
 
بندی به پایش افکنم ، گویم خداوندش منم
چون بنده در سودای زر ، کالای بازارش کنم
گوید میفزا قهر خود ، گویم بکاهم مهر خود
گوید که کمتر کن جفا ، گویم که بسیارش کنم

سیمین بهبهانی
 
ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه!؟
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟!!!

حافظ
 
آخرین ویرایش:
10531513707618752150.jpg


@Ehsan.Ansari
 
Back
بالا