• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

قشنگ‌ترین بیت‌هایی که شنیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع radiowavefm
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
هر چند مفلسم نپذیرم عقیقِ خُرد!!!
کان عقیقِ نادرِ ارزانم آرزوست ...

مولانایی که کوه و بیابانان و انسانش آرزوست *_*
 
بیا بیا که زمانی ز مِی خراب شویم
مگر رسیم به گنجی در این خراب آباد ...
 
بيا بيا كه درین خطه ی خراب آباد
نگشت بی تو دمی این دل خراب، آباد
فروغ لاله مگر عکس روی شیرین است
که گرد کوه برآمد به دیدن فرهاد!!؟



------------------------------------

زاهدان گو حذر کنید که ما
دامن آلوده ایم و درد آشام
چون صراحی فرو نمی آریم
سر به چیزی مگر به باده و جام
مفتی درس دیر عشق کجاست
تا بگوید که نیست باده حرام؟؟
شیخ ما را به توبه می خواند
ما کدامیم و اهل توبه کدام ؟؟


این ترجیع بند ابن حسام خوسفی فوق العاده است
هر وقت می خونمش لبریز از شور و حال میشم ...
حتی همین الان
دیوانه وار هر چند حرفی که تایپ می کنم رو صفحه کلید ضرب می گیرم ...


باز بیگانه شد ز هستی خویش
این دل عاشق بلا اندیش
عشق را بیشه ایست کاندر وی
شیر از آهو کم است و گرگ از میش
یار با خال ما چنین خالی
دلبران منعمند و ما درویش
چشم او دل ببرده می ترسم
که از این فتنه های بیش از پیش
غمزه ی شوخ آن کمان ابرو
همچو تیرم برآورد از کیش ...
 
طوفان اگر فرو بنشیند عجیب نیست
پایان بی دلیل دویدن نشستن است

بازم فاضل نظری:D:))
 
خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

مولانا
 
بندی به پایش افکنم ، گویم خداوندش منم
چون بنده در سودای زر ، کالای بازارش کنم
گوید میفزا قهر خود ، گویم بکاهم مهر خود
گوید که کمتر کن جفا ، گویم که بسیارش کنم

سیمین بهبهانی
 
ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه!؟
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟!!!

حافظ
 
آخرین ویرایش:
10531513707618752150.jpg


@Ehsan.Ansari
 
شیخی به زنی فاحشه گفتا: مستی.
هر لحظه به دام دگری پابستی؛

گفتا؛ شیخا، هر آن‌چه گویی هستم،
آیا تو چنان‌که می‌نمایی هستی؟

"خیام"
 
روزگار این سان که خواهد بی کس وتنها مرا
سایه هم ترسم نیاید دیگر از دنبال من

(شهریار)
 
عشق یعنی در میان صد هزاران مثنوی..
نام یک تک بیت ناگه مست و مدهوشت کند..
 
من نه آنم که دو صد مصرع رنگین گویم
من چو فرهاد یکی گویم و شیرین گویم
 
از پی رد و قبول عامه، خود را خر مساز
ز آنکه نبود کار عامی جز خری یا خرخری

گاو را باور کنند اندر خدایی عامیان
نوح را باور ندارند از پی پیغمبری
 
Back
بالا