• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

بد ترین دردی که حس کردید چی بود ؟

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع موجو
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
شکستن انگشت کوچک پا
عفونت شدید گوش
 
پنیک اتک و حمله قلبی
درد روحی
میگرن
 
درد شکستن بینی، افتادن ناخن پا
 
شاید ۶ سالم بود،داشتم مستر بین می‌دیدم و کیک دوقلو تاینی با شیرکاکائو می‌خوردم حس کردم کمرم میخاره که دستم بردم بخارونمش و زنبور بود.نیشم و زد و به شدت درد زیادی بود برای اون موقع ام.
به هرکی هم می‌گفتم باور نمی‌کرد و فکر می‌کردن دارم ادا در میارم چون تو خونه درو پنجره بسته زنبور نمیاد.:))
 
رفتن دست لای در ماشین
 
درد جسمی رو یادم نمیاد خوشبختانه شاید سردرد شدید بوده باشه
اما درد روحی زیاد ..
 
منم درد قبل پریود و هیچ وقتم دردش برام عادی نمیشه هر دفعه یه مدل جدید بیچاره م میکنه :))
 
یه شب بارونی، طرفای ساعت ۳ و ۴ صبح از سه تا پله‌ی تو حیاط لیز خوردم و در حالتی افتادم که کمرم خورد به لبه‌ی پله‌ی سوم و دردی پیچید که حتی نفس کشیدنو هم سخت کرد.
حالا همه خواب بودن نه می‌تونستم کسی رو صدا بزنم و نه می‌تونستم بلند شم از جام...
به هر بدبختی‌ای که بود خودمو رسوندم داخل خونه و صبح ساعت ۶ پاشدم رفتم سر کار در شرایطی که کلاسم طبقه‌ی بالای مدرسه بود و من توانایی بالا رفتن از پله‌ها رو نداشتم و کمرم به اندازه‌ی یه کف دست تا یکی دو ماه کبود بود.
 
ابتدایی یکی از تفریحاتمون این بود که از روی جدول کنار باغچه بپریم و از میله دروازه آویزون شیم! (کمبود امکانات و اینا :)) )
بعد اگه می‌تونستی به‌جای میله اول که نزدیک بود، میله دوم رو بگیری خیلی خفن بودی! و من در تلاشم برای پریدن و گرفتن میله دوم نتونستم خودمو نگه دارم و با کمر و پشت سر محکم خوردم زمین و هنوز حتی منگی و درد اون لحظه رو می‌تونم حس کنم.
 
Back
بالا