⭐️Setareh⭐️
Lucifer in Hell
- ارسالها
- 787
- امتیاز
- 5,413
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان ۳
- شهر
- تهران
- سال فارغ التحصیلی
- 0000
گوجه سبز از چاقاله بادوم و توت فرنگی خوشمزه تره
بخشی از مشکلاتی که تو ایران داریم نهادینه شده توی فرهنگ غلطمون هست
عوض شدن حکومت باعث نمیشه حالا ها حالا ها از بین برن
مثال بخوام بزنم؛ پارتی بازی برای همشهری؛ پارتی بازی برای فامیل؛ فرهنگ رانندگی؛ فرهنگ بعضی از کاسب ها؛ فرهنگ استفاده درست از محیط زیست؛ فرهنگ برخورد با زن؛ فرهنگ برخورد با ادم خارجی(چه پایین تر از خودمون چه بالاتر)؛ فرهنگ استفاده از منابع غیرتجدید پذیر
برای هرکدومش میخوام یه مثال بزنم
رژیم عوض بشه هم باز نمیتونه در جا جلوی پارتی بازی پلیس رو برای همشهریش بگیره؛ کسی نیست که اعتراض کنه؛ چیزی بوده بین خودشون
رژیم عوض بشه هم احتمالا نتونه پارتی بازی برای استخدام کردن یا نکردن اشنای فامیل رو بگیره؛ هزاران راه دور زدنش وجود داره؛ البته بماند این فرهنگ غلط انقدر جا افتاده که دیگه طبیعی شده
رژیم عوض بشه هم بازهم فرهنگ یکسری ها اینه اگر توی اتوبان نوشته ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برای ثابت کردن کله شقی خودشون با ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت رانندگی بکنه
رژیم عوض بشه هم باز نمیتونه مثلا جلوی کاسب های علایدین رو بگیره(اینجا گلس رو لایه ای میفروشن؛ همینقدر عجیب؛ یا روی ایفون ضمانت میدن!)
رژیم عوض بشه هم باز نمیتونه جلوی اینایی که میرن ۱۳ بدر پوست هندونه پرت میکنن تو رودخونه رو بگیره
این تصور که تخمه میخوری تف کنی کف زمین جذب خاک میشه از کجا اومده؟
رژیم عوض بشه هم باز یسری از مردای ایرانی با زن مثل برده رفتار میکنن؛ چه قانون بهشون اجازه بده یا نده
رژیم عوض بشه هم باز یسری از مردم با افغانی ها مثل ادم درجه ۳ برخورد میکنن با توریست اروپایی انقدری نایس و مهربون که سفرش مفت در بیاد
اسمش رو هم میذارن مهمان نوازی؛ در حالی که اگر دوبی داره از توریسم پول در میاره؛ دلیلش اینه مردمش چون طرف خارجیه رایگان بهش غذا و جا نمیدن!
رژیم عوض بشه هم باز خیلی کار داریم به اون فرد بفهمونیم با آب شرب ماشینت رو نشور؛ برگای حیاط رو با فشار آب تمیز نکن
لب کلامم این بود؛ فرهنگ ما خیلی کار داره درست بشه؛ البته قوانین درست و اموزش های درست باعث میشه حرکت کنیم به این سمت ولی انتطار درست شدن یک روزه نداشته باشید
روستاییها دنیای کوچکتری دارند. آدم های کمتری دیدهاند و تنگنظر و خسیسترند. به شدت حسودند و بر خلاف آدم شهری که اگر شرارتی هم میکند برای بدست آوردن چیزی است، آدم روستایی بیهدف شرارت میورزد و گاه شرارتش نه برای این است که خودش چیزی بدست بیاورد، بلکه تنها برای نابود کردن داشتههای دیگران است. روستایی جاهطلب است و از آنجا که دنیای کوچکی هم دارد، در ازای چیزهای کوچک هم راضی به انجام شرارتهای بزرگ در حق دیگران میشود. روستاییها راحتتر دروغ میدهند و برخلاف آدم شهری راست گفتن برایشان چندان اصلا ارزش محسوب نمیشود(حتی یک آدم شهری دروغگو هم شاید راست نگوید ولی به هر حال راستگویی برایش ارزش است). جدای از راستگویی، آدم روستایی به طور کلی درمورد بقیه ارزشهای انسانی هم لنگ میزند و از مظاهر تمدن به دور است. آدم روستایی حتی کمتر دیندار است و به سبب بدوی بودنش نمیتواند به اصول دینی پایبند باشد و حتی روابط جنسی تودرتو، خارج از تعهد و خیانت در میان روستاییها بیشتر است(این رهایی از احکام دینی از سر ما قبل تمدن و بدوی بودنش است، برخلاف آدم شهری که دوره دینداریاش را -به عنوان مرحلهای از تمدن- گذرانده و حالا به دوره پسادینداری خودش رسیده). آن تصویر صاف و ساده که از روستایی به وجود آمده است هم تنها به خاطر ناآشنایی و عدم درک آدم روستایی از ساختار زندگی شهری و سردرگمی آدم روستایی در شهر است؛ که آن هم اگر چند سالی را در محیط شهری بگذراند و از ماجرا سر در بیاورد، میبینیم به خاطر شرارت و جاهطلبی ذاتیاش چطور از هر آدم شهر دیگری پدرسوختهتر میشود و چگونه از ابزارهایی که از مدتها پیش در اختیار شهریها بود به بدترین شکل ممکن برای شرارتورزی استفاده خواهد کرد. روستاییها پلیدند؛ مولوی هم با من موافق است.روستاییها پلیدند.
