وود
DA
- ارسالها
- 27
- امتیاز
- 703
- نام مرکز سمپاد
- اژهای
- شهر
- اصفهان
- سال فارغ التحصیلی
- 1398
روستاییها دنیای کوچکتری دارند. آدم های کمتری دیدهاند و تنگنظر و خسیسترند. به شدت حسودند و بر خلاف آدم شهری که اگر شرارتی هم میکند برای بدست آوردن چیزی است، آدم روستایی بیهدف شرارت میورزد و گاه شرارتش نه برای این است که خودش چیزی بدست بیاورد، بلکه تنها برای نابود کردن داشتههای دیگران است. روستایی جاهطلب است و از آنجا که دنیای کوچکی هم دارد، در ازای چیزهای کوچک هم راضی به انجام شرارتهای بزرگ در حق دیگران میشود. روستاییها راحتتر دروغ میدهند و برخلاف آدم شهری راست گفتن برایشان چندان اصلا ارزش محسوب نمیشود(حتی یک آدم شهری دروغگو هم شاید راست نگوید ولی به هر حال راستگویی برایش ارزش است). جدای از راستگویی، آدم روستایی به طور کلی درمورد بقیه ارزشهای انسانی هم لنگ میزند و از مظاهر تمدن به دور است. آدم روستایی حتی کمتر دیندار است و به سبب بدوی بودنش نمیتواند به اصول دینی پایبند باشد و حتی روابط جنسی تودرتو، خارج از تعهد و خیانت در میان روستاییها بیشتر است(این رهایی از احکام دینی از سر ما قبل تمدن و بدوی بودنش است، برخلاف آدم شهری که دوره دینداریاش را -به عنوان مرحلهای از تمدن- گذرانده و حالا به دوره پسادینداری خودش رسیده). آن تصویر صاف و ساده که از روستایی به وجود آمده است هم تنها به خاطر ناآشنایی و عدم درک آدم روستایی از ساختار زندگی شهری و سردرگمی آدم روستایی در شهر است؛ که آن هم اگر چند سالی را در محیط شهری بگذراند و از ماجرا سر در بیاورد، میبینیم به خاطر شرارت و جاهطلبی ذاتیاش چطور از هر آدم شهر دیگری پدرسوختهتر میشود و چگونه از ابزارهایی که از مدتها پیش در اختیار شهریها بود به بدترین شکل ممکن برای شرارتورزی استفاده خواهد کرد. روستاییها پلیدند؛ مولوی هم با من موافق است.روستاییها پلیدند.






