• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
ماه را من چه بگویم که چنین است و چنان
(شاه) شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان
چو عاجز گشت خسرو در جوابش
نیامد بیش پرسیدن صوابش
به یاران گفت کز خاکی و آبی
ندیدم کس بدین حاضرجوابی
 
چو عاجز گشت خسرو در جوابش
نیامد بیش پرسیدن صوابش
به یاران گفت کز خاکی و آبی
ندیدم کس بدین حاضرجوابی
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
 
ز همراهان کسی نگرفت شمعی پیش راه منن
به برق تیشه زین (ظلمت) برون چون کوهکن رفتم
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
 
امروز که محتاج توام جای تو خالی ست
فردا که (می‌آیی) به سراغم نفسی نیست
در این درگه، که گه گه که که و که که شود ناگه
نشو غره به امروزت که از فردا نهی آگه‌
 
در این درگه، که گه گه که که و که که شود ناگه
نشو غره به امروزت که از فردا نهی آگه‌
ای که در نعمت و نازی، به جهان غره مباش
که محال است در این مرحله امکان خلود
 
درون خلوت ما غیر در نمی‌گنجد
برو که هر که نه یار منست بار منست
هرکه چیزی دوست دارد، جان و دل بر وی گمارد
هرکه محرابش تو باشی، سر ز خلوت بر نیارد
 
هرکه چیزی دوست دارد، جان و دل بر وی گمارد
هرکه محرابش تو باشی، سر ز خلوت بر نیارد
در قنوتم ز خدا عقل طلب میکردم
عشق اما خبر از گوشه ی (محراب) گرفت
 
Back
بالا