• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
امروز که محتاج توام جای تو خالی ست
فردا که (می‌آیی) به سراغم نفسی نیست
در این درگه، که گه گه که که و که که شود ناگه
نشو غره به امروزت که از فردا نهی آگه‌
 
در این درگه، که گه گه که که و که که شود ناگه
نشو غره به امروزت که از فردا نهی آگه‌
ای که در نعمت و نازی، به جهان غره مباش
که محال است در این مرحله امکان خلود
 
درون خلوت ما غیر در نمی‌گنجد
برو که هر که نه یار منست بار منست
هرکه چیزی دوست دارد، جان و دل بر وی گمارد
هرکه محرابش تو باشی، سر ز خلوت بر نیارد
 
هرکه چیزی دوست دارد، جان و دل بر وی گمارد
هرکه محرابش تو باشی، سر ز خلوت بر نیارد
در قنوتم ز خدا عقل طلب میکردم
عشق اما خبر از گوشه ی (محراب) گرفت
 
در قنوتم ز خدا عقل طلب میکردم
عشق اما خبر از گوشه ی (محراب) گرفت
ز (عشق) آغاز کن، تا نقش گردون را برگردانی
که تنها عشق سازد نقش گردون را دگرگونش
 
ز (عشق) آغاز کن، تا نقش گردون را برگردانی
که تنها عشق سازد نقش گردون را دگرگونش
این عشق جمله عاقل و بیدار می‌کشد
بی‌تیغ می‌برد سر و بی‌دار می‌کشد
 
این عشق جمله عاقل و بیدار می‌کشد
بی‌تیغ می‌برد سر و بی‌دار می‌کشد
زلیخا مرد از این حسرت که یوسف گشته زندانی
چرا (عاقل) کند کاری که بازآرد پشیمانی
 
زلیخا مرد از این حسرت که یوسف گشته زندانی
چرا (عاقل) کند کاری که بازآرد پشیمانی
من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت، برون آرد زلیخا را
 
من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت، برون آرد زلیخا را
پنهان اگر چه داری، جز من هزار مونس
من جز تو کس ندارم، پنهان و آشکارا
 
Back
بالا