- ارسالها
- 59
- امتیاز
- 837
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان ۱
- شهر
- تهران
- سال فارغ التحصیلی
- 1405
خدایا به خواری مران از درمخدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
که صورت نبندد دری دیگرم
خدایا به خواری مران از درمخدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
گر صورت بی صورت معشوق ببینیدخدایا به خواری مران از درم
که صورت نبندد دری دیگرم
جویای تو با کعبه ی گِل کار نداردگر صورت بی صورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
آینه چون نقش تو بنمود راستجویای تو با کعبه ی گِل کار ندارد
آیینه ی ما روی به دیوار ندارد
چیست این سقف بلند ساده بسیار نقش؟آینه چون نقش تو بنمود راست
خود شکن آیینه شکستن خطاست
در اول آسایش مان سقف فرو ریختچیست این سقف بلند ساده بسیار نقش؟
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست
اول آن کس که خریدار شدش من بودمدر اول آسایش مان سقف فرو ریخت
هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد
ای طاق ثریا طاقت به نماندستاول آن کس که خریدار شدش من بودم
باعث گرمی بازار شدش من بودم
این همه مشتری و گرمی بازار نداشتای طاق ثریا طاقت به نماندست
ما را بستان از این ولوله بازار
اول آن کس که خریدار شدش من بودماین همه مشتری و گرمی بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
بر من قلم قضا چو بی من راننداول آن کس که خریدار شدش من بودم
باعث گرمی بازار شدش من بودم
او می رو دامن کشان، من زهر تنهایی چشانبر من قلم قضا چو بی من رانند
پس نیک و بدش ز من چرا میدانند
روزی که نمانَد دگری بر سر کویتاو می رو دامن کشان، من زهر تنهایی چشان
دیگر نپرس از من نشان، کز دل نشانم می رود
روزی در آبی تا میان، دستی و پایی میزدمروزی که نمانَد دگری بر سر کویت
دانی که ز اغیار وفادارترم من

در این دریای پر موج بلا، تنها چه کردی؟روزی در آبی تا میان، دستی و پایی میزدم
اکنون همان پنداشتم دریای بیپایاب را
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایلدر این دریای پر موج بلا، تنها چه کردی؟
چو من دردمندی، ای آشنا، تنها چه کردی؟

در این ساحل تاریک،شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها؟
باغ سلام میکند سرو قیام میکنددر این ساحل تاریک،
تنها، قایق شکسته دل،
می لرزد
از موجِ غم که می آید
و می رود
غنچه از راز تو بو برد، شکفتباغ سلام میکند سرو قیام میکند
سبزه پیاده میرود غنچه سواره میرسد
نی حریف هر که از یاری بریدغنچه از راز تو بو برد، شکفت
گل گریبان به هوای تو درید
