- ارسالها
- 131
- امتیاز
- 4,516
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان یک
- شهر
- تهران
- سال فارغ التحصیلی
- 1406
ز هر خون دلی سروی قد افراشتماه فرو ماند از جمال محمد (ص)
سرو نباشد به اعتدال محمد (ص)
به هر سروی تذروی نغمه برداشت
ز هر خون دلی سروی قد افراشتماه فرو ماند از جمال محمد (ص)
سرو نباشد به اعتدال محمد (ص)
نغمهز هر خون دلی سروی قد افراشت
به هر سروی تذروی نغمه برداشت

امشب تو را به خوبی نسبت به ماه کردمنغمه
باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشب
تا کنی عقده اشک از دل من باز امشب

ماه (چرا بولد نمیشه :/ )امشب تو را به خوبی نسبت به ماه کردم
تو خوب تر ز ماهی ، من اشتباه کردم

😂😂😂ماه (چرا بولد نمیشه :/ )
این جزر و مد چیست که تا ماه می رود ؟
دریای درد کیست که در چاه می رود ؟
درد عشقی کشیدهام که مپرس😂😂😂
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست
به ارادت بکشم درد که درمان هم از اوست

احوال گل ز خار بپرس و ز من مپرسدرد عشقی کشیدهام که مپرس
زهر هجری چشیدهام که مپرس
تا توانی درون کس مخراشاحوال گل ز خار بپرس و ز من مپرس
نالیدن از هزار بپرس و ز من مپرس
در بيابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدمتا توانی درون کس مخراش
کاندرین راه خارها باشد
کار درویش مستمند برآر
که تو را نیز کارها باشد
با بدان کم نشین که صحبت بددر بيابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

کم گوی و گزیده گوی چون دربا بدان کم نشین که صحبت بد
گرچه پاکی تو را پلید کند
تومرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راکم گوی و گزیده گوی چون در
تا ز اندکت جهان شود پر
("اندک تو " دیدم ولی اینجوری قافیش قشنگ تره )

نابرده رنج گنج میسر نمی شودتومرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
مرا عهدیست با شادی، که شادی آنِ من باشدنابرده رنج گنج میسر نمی شود
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

از خاک مذلتم چو برداشته ایمرا عهدیست با شادی، که شادی آنِ من باشد
مرا قولیست با جانان، که جانان جانِ من باشد

یاد باد آنکه سر کوی تو ام منزل بوداز خاک مذلتم چو برداشته ای
یکباره نگه دار مینداز مرا

روز وصل دوستداران یاد بادیاد باد آنکه سر کوی تو ام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
نکند فکر کنی در دل من یاد تو نیستروز وصل دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد
باز نشان حرارتم ز آب دو دیده و ببیننکند فکر کنی در دل من یاد تو نیست
گوش کن نبض دلم زمزمه اش با تو یکیست

در زندگی مطالعه دل غنیمت استباز نشان حرارتم ز آب دو دیده و ببین
نبض مرا که میدهد هیچ ز زندگی نشان
