• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

کافه گیم

گیمینگ رو چی میدونید؟


  • رای‌دهندگان
    163
یاتزی توی این ویدیو بیشتر این موضوع رو مطرح میکنه.
جالب بود؛ البته من هم‌چنان حس می‌کنم داره سلیقۀ خودش رو مبنای سنجشِ یک روایت خوب قرار می‌ده. وقتی از لغت «سلیقه» استفاده می‌کنم حسِ خوبی ندارم ولی خب that's what it is. اگر از این نکته که داریم به حرف‌های یک منتقد معروف ویدئوگیم گوش می‌دیم چشم‌پوشی کنیم، دلیلی نمی‌بینم که این صحبت‌ها رو به‌عنوان گفتۀ معتبر بپذیرم و به‌نظرم ویدئو عملاً داره یک نوع خاصی از روایت ("a.k.a "Ghost Train Ride) رو توصیف می‌کنه. ولی دقیقاً چه چیزی باعث می‌شه که انقدر از این مدل قصه‌گویی شاکی باشه؟ اوکی، Ghost Train Yardها به‌قول یاتزی متشکل از سه بخش جداگانۀ queue و thrill و gift shop هستن که هِی تکرار می‌شن. این لوپ دقیقاً چه ویژگی‌ای داره که اجازه نمی‌ده بازی‌ها immersive باشن؟ الآن تکلیف آدم‌هایی که تو دنیای Resident Evil و The Last of Us و Far Cry در مقایسه با Dark Souls بیشتر غرق می‌شن چیه؟ تنها دلیلی که به ذهنم می‌رسه، تکراری شدن و استفادۀ بیش‌ازحد از این نوع از روایت‌هاست که خب اصلاً منکرش نیستم. ولی این موضوع وقتی صدق می‌کنه که راجع به صنعت ویدئوگیم صحبت می‌کنیم و مقایسه‌مون مثلاً بین نسل‌های مختلفه؛ به‌نظرم درست نیست که برای قضاوت یک بازی مشخص (a specific game :))) از این زاویه به موضوع نگاه کنیم. من با هیچ‌کدوم از حرف‌های یاتزی مخالف نیستم. مشکلم فقط این‌جاست که دلیل خاصی برای خرده گرفتن به این نوع روایت‌ها نداره و صرفاً می‌گه فلان نوع قصه‌گویی فلان ویژگی‌ها رو داره و immersive نیست و ضعیفه.
 
جالب بود؛ البته من هم‌چنان حس می‌کنم داره سلیقۀ خودش رو مبنای سنجشِ یک روایت خوب قرار می‌ده. وقتی از لغت «سلیقه» استفاده می‌کنم حسِ خوبی ندارم ولی خب that's what it is. اگر از این نکته که داریم به حرف‌های یک منتقد معروف ویدئوگیم گوش می‌دیم چشم‌پوشی کنیم، دلیلی نمی‌بینم که این صحبت‌ها رو به‌عنوان گفتۀ معتبر بپذیرم و به‌نظرم ویدئو عملاً داره یک نوع خاصی از روایت ("a.k.a "Ghost Train Ride) رو توصیف می‌کنه. ولی دقیقاً چه چیزی باعث می‌شه که انقدر از این مدل قصه‌گویی شاکی باشه؟ اوکی، Ghost Train Yardها به‌قول یاتزی متشکل از سه بخش جداگانۀ queue و thrill و gift shop هستن که هِی تکرار می‌شن. این لوپ دقیقاً چه ویژگی‌ای داره که اجازه نمی‌ده بازی‌ها immersive باشن؟ الآن تکلیف آدم‌هایی که تو دنیای Resident Evil و The Last of Us و Far Cry در مقایسه با Dark Souls بیشتر غرق می‌شن چیه؟ تنها دلیلی که به ذهنم می‌رسه، تکراری شدن و استفادۀ بیش‌ازحد از این نوع از روایت‌هاست که خب اصلاً منکرش نیستم. ولی این موضوع وقتی صدق می‌کنه که راجع به صنعت ویدئوگیم صحبت می‌کنیم و مقایسه‌مون مثلاً بین نسل‌های مختلفه؛ به‌نظرم درست نیست که برای قضاوت یک بازی مشخص (a specific game :))) از این زاویه به موضوع نگاه کنیم. من با هیچ‌کدوم از حرف‌های یاتزی مخالف نیستم. مشکلم فقط این‌جاست که دلیل خاصی برای خرده گرفتن به این نوع روایت‌ها نداره و صرفاً می‌گه فلان نوع قصه‌گویی فلان ویژگی‌ها رو داره و immersive نیست و ضعیفه.
دلیل ناراحتی یاتزی تکراره، یاتزی موقع نقد Modern Warfare (2007) حسابی ازش تعریف کرد ولی بعد از اون هرچی ویژگی های این بازی توی بقیه بازی ها بیشتر تکرار شدن یاتزی بیشتر از این "الگو" بدش اومد(میشه گفت همون سلیقه). برای مقایسه نقد MW 2007 و MW2 و MW3 و MW 2019.

و اینکه برای غوطه‌وری دلایل زیادی هست یکیش میتونه روایت باشه. Deus ex HR و Deus ex MD بخش زیادی از غوطه وری‌شون رو مدیون فضا و محیطن نه روایت. بعضی وقت ها غوطه وری بخاطر Grounded بودن بازیه مثلا Crysis 2 پلیر رو یه شخصیت شکست ناپذیر نشون میده ولی بوسیله Nano suit توجیحش میکنه و نشون میده وقتایی که Nano Suit از کار میوفته Alcatraz واقعا آسیب پذیره. بعضی وقت ها هم غوطه وری بخاطر دیالوگ ها و تعاملات شخصیت هاست مثل سری Max Payne و Assassin's Creed 4. هیچکدوم از این بازی ها Immersion Storytelling ندارن ولی تا حدی سعی میکنن Immersive باشن.(Deus ex که اصلا Immersive-sim)
مقایسه فقط بین Immersion Storytelling و Linear Narrative سخته چون پیش زمینه داستانی لازم براشون متفاوته ولی اگه فقط بخوایم ایده شون رو مقایسه کنیم به نظر من(و احتمالا یاتزی) Immersion Storytelling بهتره. جدا از پیشرفت تکنولوژی چیزی که باعث شد از بازی های آرکیدی شوتر(Serious Sam) به سمت شوتر های داستانی(Half Life) بریم این بود که پلیر میخواست بیشتر درگیر بازی باشه و به خاطر ایجاد درگیری بیشتر Immersion Storytelling بهتره.
+«برای غوطه‌وری دلایل زیادی هست یکیش میتونه روایت باشه.» اگه بازی اینجور روایتی نداشته باشه میتونه یه جور دیگه غوطه وری رو ایجاد کنه.
++مسلما این حرف ها برای بازی های رقابتی یا بازی‌ای مثل Doom درست نیست.
 
دلیل ناراحتی یاتزی تکراره، یاتزی موقع نقد Modern Warfare (2007) حسابی ازش تعریف کرد ولی بعد از اون هرچی ویژگی های این بازی توی بقیه بازی ها بیشتر تکرار شدن یاتزی بیشتر از این "الگو" بدش اومد(میشه گفت همون سلیقه). برای مقایسه نقد MW 2007 و MW2 و MW3 و MW 2019.

و اینکه برای غوطه‌وری دلایل زیادی هست یکیش میتونه روایت باشه. Deus ex HR و Deus ex MD بخش زیادی از غوطه وری‌شون رو مدیون فضا و محیطن نه روایت. بعضی وقت ها غوطه وری بخاطر Grounded بودن بازیه مثلا Crysis 2 پلیر رو یه شخصیت شکست ناپذیر نشون میده ولی بوسیله Nano suit توجیحش میکنه و نشون میده وقتایی که Nano Suit از کار میوفته Alcatraz واقعا آسیب پذیره. بعضی وقت ها هم غوطه وری بخاطر دیالوگ ها و تعاملات شخصیت هاست مثل سری Max Payne و Assassin's Creed 4. هیچکدوم از این بازی ها Immersion Storytelling ندارن ولی تا حدی سعی میکنن Immersive باشن.(Deus ex که اصلا Immersive-sim)
مقایسه فقط بین Immersion Storytelling و Linear Narrative سخته چون پیش زمینه داستانی لازم براشون متفاوته ولی اگه فقط بخوایم ایده شون رو مقایسه کنیم به نظر من(و احتمالا یاتزی) Immersion Storytelling بهتره. جدا از پیشرفت تکنولوژی چیزی که باعث شد از بازی های آرکیدی شوتر(Serious Sam) به سمت شوتر های داستانی(Half Life) بریم این بود که پلیر میخواست بیشتر درگیر بازی باشه و به خاطر ایجاد درگیری بیشتر Immersion Storytelling بهتره.
+«برای غوطه‌وری دلایل زیادی هست یکیش میتونه روایت باشه.» اگه بازی اینجور روایتی نداشته باشه میتونه یه جور دیگه غوطه وری رو ایجاد کنه.
++مسلما این حرف ها برای بازی های رقابتی یا بازی‌ای مثل Doom درست نیست.
متوجه‌ام؛ درست میگه. البته همین تکرار هم به‌نظرم فی‌الذاته برای تمام مخاطب‌ها «بد» نیست و شاید فقط برای یک منتقد سخت‌گیر مثل یاتزی این حکم رو داشته باشه. مثلاً من به‌عنوان یک مخاطب ساده [حداقل تا الآن] مشکلی با این نوع روایت‌ها نداشتم. همون‌طور که شاید بتونم یک ماه تمام هر روز پیتزا بخورم ولی شکایتی نداشته نکنم :))
مثال‌های خیلی خوبی زدی. من این نکته رو به صحبتام اضافه می‌کنم که به‌نظرم فقط و فقط بالانس و هماهنگیِ بین فاکتورهای مختلف game-designـه که تعیین می‌کنه تجربۀ بازی چقدر immersive خواهد بود و اصلاً درست نیست که این اِلِمان‌ها رو جداگانه و تک‌بعدی بررسی کنیم. همون‌طور که تک‌تکِ مثال‌هایی که زدی با یک فاکتور متفاوت نسبت به بقیه سعی کردن مخاطب رو توی تجربه‌شون غوطه‌ور کنن و مثلاً مقایسۀ قصه‌گویی Crysis با Max Payne جالب نیست یا این‌که بگیم Doom در مقایسه با Half-Life طراحی محیطی قوی‌تری داره و بعد از این‌ها نتیجه بگیریم که کدوم یکیشون immersiveتره، منصفانه نخواهد بود. کلاً این موضوعِ immersion و غوطه‌وری و غرق شدن تو دنیای بازی‌ها خیلی چندعاملی و پیچیده‌ست؛ حس می‌کنم صحبت‌های یاتزی راجع به تفاوت نوعِ روایت بازی‌ها و نتیجه‌ای که ازشون می‌گیره درست نیست. من هم نوع قصه‌گویی امثال Dark Souls رو بیشتر از امثال The Last of Us 2 دوست دارم ولی خب خیلی ادعای عجیبیه که بگم کدوم یکیشون بهتره و در کدوم بازی راحت‌تر می‌شه غرق شد.
پ.ن: آها راستی الان یادم اومد مثلاً در رابطه با یک قصۀ پسا‌آخرالزمانی ما Days Gone و Dying Light رو هم داریم که با وجود خطی بودن روایتشون باز هم در مقایسه با The Last of Us 2 غیرخطی‌تر هستن و بیشتر سعی کردن از Immersion Storytelling استفاده کنن ولی خب وقتی نتیجۀ نهاییشون در immersive بودن رو با The Last of Us 2 مقایسه می‌کنیم این کجا و آن کجا؟ :))
 
متوجه‌ام؛ درست میگه. البته همین تکرار هم به‌نظرم فی‌الذاته برای تمام مخاطب‌ها «بد» نیست و شاید فقط برای یک منتقد سخت‌گیر مثل یاتزی این حکم رو داشته باشه. مثلاً من به‌عنوان یک مخاطب ساده [حداقل تا الآن] مشکلی با این نوع روایت‌ها نداشتم. همون‌طور که شاید بتونم یک ماه تمام هر روز پیتزا بخورم ولی شکایتی نداشته نکنم :))
مثال‌های خیلی خوبی زدی. من این نکته رو به صحبتام اضافه می‌کنم که به‌نظرم فقط و فقط بالانس و هماهنگیِ بین فاکتورهای مختلف game-designـه که تعیین می‌کنه تجربۀ بازی چقدر immersive خواهد بود و اصلاً درست نیست که این اِلِمان‌ها رو جداگانه و تک‌بعدی بررسی کنیم. همون‌طور که تک‌تکِ مثال‌هایی که زدی با یک فاکتور متفاوت نسبت به بقیه سعی کردن مخاطب رو توی تجربه‌شون غوطه‌ور کنن و مثلاً مقایسۀ قصه‌گویی Crysis با Max Payne جالب نیست یا این‌که بگیم Doom در مقایسه با Half-Life طراحی محیطی قوی‌تری داره و بعد از این‌ها نتیجه بگیریم که کدوم یکیشون immersiveتره، منصفانه نخواهد بود. کلاً این موضوعِ immersion و غوطه‌وری و غرق شدن تو دنیای بازی‌ها خیلی چندعاملی و پیچیده‌ست؛ حس می‌کنم صحبت‌های یاتزی راجع به تفاوت نوعِ روایت بازی‌ها و نتیجه‌ای که ازشون می‌گیره درست نیست. من هم نوع قصه‌گویی امثال Dark Souls رو بیشتر از امثال The Last of Us 2 دوست دارم ولی خب خیلی ادعای عجیبیه که بگم کدوم یکیشون بهتره و در کدوم بازی راحت‌تر می‌شه غرق شد.
پ.ن: آها راستی الان یادم اومد مثلاً در رابطه با یک قصۀ پسا‌آخرالزمانی ما Days Gone و Dying Light رو هم داریم که با وجود خطی بودن روایتشون باز هم در مقایسه با The Last of Us 2 غیرخطی‌تر هستن و بیشتر سعی کردن از Immersion Storytelling استفاده کنن ولی خب وقتی نتیجۀ نهاییشون در immersive بودن رو با The Last of Us 2 مقایسه می‌کنیم این کجا و آن کجا؟ :))
ویدیوش رو دوباره دیدم و به نظرم یاتزی فقط دو نوع روایت رو مقایسه کرد نه روایت بازی‌ها رو با هم، بازی‌هایی هم که اسم میبرد فقط مثال بودن برای این دو نوع روایت. همه جا هم Immersion رو درباره روایت به کار برد نه کلیت بازی.
ولی خب در نهایت دلایل اصلی یاتزی برای گفتن اون حرف‌ها، تکراری شدن روایت خطی(و درنتیجه بازی‌هایی با روایت خطی) و کم‌تر پرداختن صنعت گیم به Immersion storytelling بود که همونجور خودت گفتی فقط برای یکی مثل یاتزی این قضیه مهمه.
 
بازی فقط زولا
کسی بازی میکنه بیاد بگه
 
دوستان فورتنایت باز
آیدی میفرمایید ؟ مردم از بس سولو بازی کردم :))
 
من آخر نفهمیدم این الدن رینگ اصلا چجور بازی ایه
هرجا میبینم حرف از کوئستاش و باسای سختشه، بعد یجا میگن مولتی پلیر داره، بعد میگن کمپینه
فکر میکنم یچی شبیه گنشین ایمپکت باشه هعب
 
الان سه‌گانه‌ی اتزیوی AC رو برای چندمین بار تموم کردم، بعد از حدود ۲ هفته. نگران کلید Wی لپ‌تاپمم که هرز نشده باشه. در تمام طول بازی‌هاش باید W و Space و راست‌کلیک رو نگه داری :‌))
واقعاً همه اتفاق نظر دارن که بهترین نسخه‌های AC، این دو بازی هستن:
Assassin's Creed II
Assassin's Creed: Brotherhood​
به‌ویژه برادرهود که شاهکاره از نظر من. همون AC 2 عه منتها بهبودیافته‌ترش.
کاراکتر اتزیو رو خیلی دوست دارم. خیلی خوب پرداخته شده بهش. توی برادرهود هم که قشنگ OP عه، ۲۰ نفرو ممکنه پیوسته بکشه :‌))
از نظر داستان، من ۲ رو بیشتر دوست داشتم. اما مابقی فاکتورها مثل گیم‌پلی و مکانیکِ بازی و گرافیک و آنتاگونیست‌ها و ابزار و ... من برادرهود رو می‌پسندم. Revelations فضاش کلاً متفاوته با دوتای قبلی. توی قسطنطنیه در زمان حکومت عثمانی رخ میده، اتزیو ۵۰ سالشه و خبری از لئوناردو داوینچی هم نیست و از خانواده‌ش هم دوره و فقط واسه خواهرش نامه می‌نویسه، مراحل جانبی آنچنانی هم نداره؛ اما مثلاً برادرهود هم سیکرت لوکیشنز داره که باید وارد معبد پیروان رومولوس بشی تا Armor of Brutus رو پیدا کنی، هم Leonardo's War Machines رو داره که داوینچی اومده از سر اجبار و تهدید برای دشمن ماشین‌آلات جنگی مثل تانک و اینا ساخته و ازت خواسته بری نابودشون کنی و واقعاً مراحل سخت و رومخی هم هستن. تمام مراحل بازی شرط جانبی واسه 100% sync شدن دارن و اگه اونا رو به‌جا نیاری 50% sync می‌خوری. اتفاق بدی نمیفته ولی خب ناراحت‌کننده‌ست :‌)) تمام اتفاقات برادرهود به‌جز چند مرحله‌ی استثنا توی شهر رم اتفاق میفته، ولی AC 2 توی چندین شهر ایتالیا رخ میده و میشه بین شهرها سفر کرد.

+ آغازِ AC 2 به نظرم یکی از زیباترین آغازهاست. ویری دِ پاتزی و دار و دسته‌ش که با اتزیو و کلاً خاندان آدیتوره خصومت شخصی دارن می‌ریزن سر اتزیو و اتزیو همه‌شونو کتک می‌زنه، بعدش شب به همراه برادرش از یه برج بالا میرن و داداشش آرزو می‌کنه کاش اوضاع همیشه به خوبیِ الان بمونه و بعد یوبیسافت پرزنتس و لوگوی AC نشون داده میشه و همه‌ی این‌ها زمانی به اوج می‌رسن که آهنگ Ezio's Family از Jesper Kyd پخش میشه و مثل چسب تمام این عواملو به هم می‌چسبونه و اشک آدم رو درمیاره. به خصوص اگه برای دومین بار سراغ بازیش برید و می‌فهمید که چه بلایی سر این خانواده اومده.
 
خیر، بهترین: Black Flag
بازیش نکردم اما در ادامه می‌خوام برم سراغش، بعد از ۳.
برادرهود رو بازی کردی؟ این که برادرهود بهترینه فقط نظر من نیستش، خیلیا رو به عنوان مثال تو یوتیوب دیدم که لیست می‌ساختن برادرهود رو همیشه یا اول یا دوم‌ قرار می‌دادن.
+ تریلر پشم‌ریزون برادرهود. یادمه اول یا دوم دبیرستان بودم تریلرشو از کافی‌نت دانلود کردم :‌)) قبل اینکه بازیش ریلیز شه منتظرش بودیم حسابی من و یکی از دوستام که اونم مثل من اسسین‌باز بود :‌))
 
Back
بالا