• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
اگر هزار غمست از جفای او بر دل
هنوز بنده اویم که غمگسار منست
تا که بر هم زد وصالت غمزه‌ای
کرد صبح آغاز غمازی مرا

چو ز تو آواز می‌ندهد فرید
تا دهی قرب هم آوازی مرا
 
تا که بر هم زد وصالت غمزه‌ای
کرد صبح آغاز غمازی مرا

چو ز تو آواز می‌ندهد فرید
تا دهی قرب هم آوازی مرا
ارنی کسی بگوید که تو را ندیده باشد
تو که با منی همیشه چه لنی‌ چه لن‌ترانی؟
 
متصل است او معتدل است او
شمع دلست او پیش کشیدش
شبی را تا شبی با لشکری خرد
ز تن ها سر، ز سرها خود افکند

چو لشکر گرد بر گردش گرفتند
چو کشتی بادپا در رود افکند
 
شبی را تا شبی با لشکری خرد
ز تن ها سر، ز سرها خود افکند

چو لشکر گرد بر گردش گرفتند
چو کشتی بادپا در رود افکند
در کارگه کوزه گری رفتم دوش
دیدم دوهزار کوزه گویا و خموش
 
Back
بالا