• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تو را که میشنوی و طاقت شنیدن نیست
مرا که میطلبم خود چگونه باشد حال؟

رودکی
 
ترا دانش و دین رهاند درست
در رستگاری ببایدت جست

فردوسی
 
شمع بزم محفل شاهان شدن ذوقی ندارد
ای خوش آن شمعی که روشن می کند ویرانه ای را
 
این تمنایم به بیداری میسر کی می‌شود. کاشکیخوابم گرفتی تا به خوابت دیدمی. سعدی
 
یا میکده را دربند، ای رند شرابی را
یا چشم بپوش امشب مستی و خرابی را

وحدت کرمانشاهی
 
یا میکده را دربند، ای رند شرابی را
یا چشم بپوش امشب مستی و خرابی را
الا یا ایها الساقی آدر کاس و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاده مشکلها
 
اگر تو داری عقل و دانش و هوش
بیا بشنو حدیث گربه و موش
بخوانم از برایت داستانی
که در معنای آن حیران بمانی

عبید زاکانی
 
تشویش بتان از رخ رخشان تو خاست
تسکین روان از لب خندان تو خاست
هر چند دوای جان ز مرجان تو خاست
درد دل من ز درد دندان تو خاست

خاقانی
 
تا که نامی شدم از نام نبردم سودی
گر نمیرم من و این گوشه گمنامی ها

شهریار
 
از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه. انی رایت دهرا من هجرکالقیامه
 
هر دو جهان ریزه خوار کف کریمش
آنکه به فرمان واجب التعظیمش

ملک الشعرای بهار
 
شهریارا ورق از اشک ندامت می‌شوی
تا که نامت نبرد در افق نامی ها
 
این که خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
گرچه جز تلخی ز ایام ندید
هرچه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آن همه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است

پروین اعتصامی
 
تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو
پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو

حافظ
 
وه چه شیرینست لعلش اندرو پنهان نمک
کس نمیبینم که دارد در جهان چندان نمک
خواجوی کرمانی
 
کسی را کاندر این معنی است حیران
ضرورت میشود دانستن آن

شیخ محمود شبستری
 
Back
بالا