• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جانا! سخن از زبان ما می‌گویی :-"

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع 11300
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
از دشمنان شکایت برند به دوستان
چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم
ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس
آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم
سعدی
 
دل من باز چو نی می نالد.
ای خدا خون کدامین عاشق باز در چاه چکید ؟

هوشنگ ابتهاج
 
به راستی چرا بر آدمیزاد مقدّر شده که عمیق ترینِ زخم هایش آن باشد که به دست خود حفر نموده است؟
غسان کنفانی
 
من معنای «دوستت دارم» را نمی‌دانم،
فقط می‌دانم که یعنی مرا اینجا، تنها، رها مکن.
نیل غیمان
 
بارون که میباره دلم برات تنگه
قلبم که میگیره دلم برات تنگه
اشکام میریزه دلم برات تنگه
دِ لعنتی تو چرا دلت اینقدر سنگه
 
تو چه می‌دانی
آدمی که به یک نقطه خیره مانده
و به موسیقی دلخواهش گوش می‌دهد
در آن نقطه‌ی کوچک که به آن خیره شده،
چه چیزهایی می‌بیند..
چه چیزهایی می‌شنود..
و چه چیزهایی احساس می‌کند...: )
 
همه‌ی انسان‌ها هر روز صبح که بیدار می‌شوند
موهایشان را درست می‌کنند، اما قلبشان را نه.
-چه‌گوارا
 
دیوان بیگی:قاضی به قطع گفت مادر گیتی چون منی نخواهد زاد!
امیر:این بهتر!شاید مردمان چندی نفس بکشند.
بهرام بیضایی
 
وقتی آدم به چیزی که می خواهد نمی رسد،
زیاد دور نمی رود.
همان حوالی پرسه می زند
و به آشناترین چیز نزدیک به او ، شبیه او چنگ می زند...
رویای تبت _ فریبا وفی
 
"زمینِ گرد چه می‌خواهد؟
به جز به گرد تو چرخیدن
سپس به سوی تو غلتیدن
سپس به پای تو افتادن

توانِ این همه در من نیست
مرا ببخش اگر ماهی!"
-حسین صفا
 
Back
بالا