• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

جانا! سخن از زبان ما می‌گویی :-"

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع 11300
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پرسیدم تو مدرسه چطور بودی؟
گفت: خوب بودم، معدلم معمولا ۱۴-۱۵ بود
گفتم به نظرت معدل پایینی نبوده؟
گفت: با داشتن مادر اسكيزوفرنيك،پدری فوت شده و سرطان هوچکینی که در زمان دبیرستان مبتلا شدم
به نظرم معدلم خوب بود!
راست میگفت؛ خوب بودن در پس زمینه ی رنج هایی که دیده نمیشود، تعریف میشود.

متنی که به دلم نشست. از یه چنل کنکوری.
 
چو در دست است رودی خوش، بزن مطرب سرودی خوش

که دست‌افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم
 
دور دلم دیوار نیست، انکار من دشوار نیست
اصلا منی در کار نیست، امن ام حصارت نیستم
 
یاد بعضی نفرات
روشنم می دارد.
قوتم می بخشد،
راه می اندازد،
و اجاق ِکهن ِسردِ سرایم
گرم می آید از گرمی ِعالی دم شان.
نام بعضی نفرات
رزق روحم شده است.
وقت هر دل تنگی
سوی شان دارم دست
جراتم می بخشد
روشنم می دارد.
 
ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم
او به ظاهر گشت عاشق ، ما به معنی سوختیم
 
اى سرزمين!
كدام فرزندها، در كدام نسل، تو را آزاد، آباد و سربلند با چشمان باور خود خواهند ديد؟
اى مادر ما ايران!
جان زخمى تو در كدام روز هفته التيام خواهد پذيرفت؟
چشمان ما به راه عافيت تو سفيد شد؛
اى ما نثار عافيتِ تو!
 
میگه :
تو دانستی بجز دستت پناهی نیست زِ این طوفان
ولی امّا تو بُبریدی،دو دستم را زِ دامانت...
 
مرا خود با تو چیزی در میان هست،
وگرنه روی زیبا در جهان هست :')
 
هر شهیدین گانینا آلا اَلوان دی وطن

گونِینَن گوزیه یاشیل اورمان دی وطن

هیچ اوندما بو سوزی دولو اسلان دی وطن

هورمَه دوشمان داها دا جانا جانان دی وطن

دونیا اَلبیر اولا دا کیمسَ باتمازدی وطن

بیز واریخ سَسَله فقط بورجیمیز جان دی وطن

یورقین اولماز سَنی له دَردَ درمان دی وطن

آرخاسین بوشلاسالار آه و اَفغان دی وطن

چپ باخام توپراقیوا گانا غلتان دی وطن


ی آهنگ بود
 
حرکت بعدیت از اشتباه قبلیت مهم تره‌.
 
"چه بی تابانه می خواهمت، ای دوری ات آزمونِ تلخِ زنده به گوری..
چه بی تابانه تورا طلب میکنم،
بر پشت سمندی
گویی نو زین، که قرارش نیست!
و فاصله تجربه ای بیهوده است.."
 
اگر روزی درباره من از تو پرسیدند
بی درنگ بگو:
اندکی شعر دوست داشت
و بسیار مرا ...
 
Back
بالا