• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
در قنوتم ز خدا عقل طلب میکردم
عشق اما خبر از گوشه ی (محراب) گرفت
ز (عشق) آغاز کن، تا نقش گردون را برگردانی
که تنها عشق سازد نقش گردون را دگرگونش
 
ز (عشق) آغاز کن، تا نقش گردون را برگردانی
که تنها عشق سازد نقش گردون را دگرگونش
این عشق جمله عاقل و بیدار می‌کشد
بی‌تیغ می‌برد سر و بی‌دار می‌کشد
 
این عشق جمله عاقل و بیدار می‌کشد
بی‌تیغ می‌برد سر و بی‌دار می‌کشد
زلیخا مرد از این حسرت که یوسف گشته زندانی
چرا (عاقل) کند کاری که بازآرد پشیمانی
 
زلیخا مرد از این حسرت که یوسف گشته زندانی
چرا (عاقل) کند کاری که بازآرد پشیمانی
من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت، برون آرد زلیخا را
 
من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت، برون آرد زلیخا را
پنهان اگر چه داری، جز من هزار مونس
من جز تو کس ندارم، پنهان و آشکارا
 
تا میهن کاوه، تابوت ضحاک است
این سرزمین از هر، اهریمنی پاک است
ری اکشن قلب شکسته هم آرزوست*
غلام آن لب ضحاک و چشم فتّانم
که کید سحر به ضحاک و سامری آموخت
 
ری اکشن قلب شکسته هم آرزوست*
غلام آن لب ضحاک و چشم فتّانم
که کید سحر به ضحاک و سامری آموخت
گفتم که نیاویزم با مار سر زلفت
بیچاره فروماندم پیش لب ضحاکت
 
آخرین ویرایش:
این صدف کی باز‌می‌گردد به دریا؟ هیچ‌وقت
راندی از دنیای خود ما را و یک دنیا سپاس
همگنان خاموش
گرد بر گردش به کردار صدف بر گرد مروارید
پای تا سر گوش
 
Back
بالا