- ارسالها
- 2,383
- امتیاز
- 7,592
- نام مرکز سمپاد
-
- شهر
-
- سال فارغ التحصیلی
- 1382
آبروی خوبی، در چاه عشق توستای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
آبروی خوبی از چاه زنخدان شما
هر که در عشق تو غرق شود، خوشبختی میبیند
فقط یه سوال مشاعره ام خوبه؟؟ یا بد؟
آبروی خوبی، در چاه عشق توستای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
آبروی خوبی از چاه زنخدان شما
دوست دارم که خودم را ز خودم دور کنمآبروی خوبی، در چاه عشق توست
هر که در عشق تو غرق شود، خوشبختی میبیند
فقط یه سوال مشاعره ام خوبه؟؟ یا بد؟
یوسف گم گشته باز اید به کنعان غم مخوردر دیاری که در او نیست کسی یار کسی
کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی..
یاران در دیاری که در او نیست کسی،وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی
تا با تو بگویم غم شبهای جدایی..
رنجها به پایان میرسند، روزی خوشی آید،یوسف گم گشته باز اید به کنعان غم مخور
کلبۀ احزان شود روزی گلستان غم مخور
روزگاریست که سودای بتان دین منسترنجها به پایان میرسند، روزی خوشی آید،
رود زندگی به سوی گلستان، غم مخور.
روزگاریست که سودای بتان دین منست
غم این کار نشاط دل غمگین منست
تنگی زبان در دهان باز بستهاستنمیدانم چه میخواهم بگویم
زبان در دهان باز بستهاست..
توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنونتنگی زبان در دهان باز بستهاست
تردید در دل، رازها را پنهان کردهاست
مستم از عشق و ز نازش نمیگذرمتوبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون
میگزم لب که چرا گوش به نادان کردم
تویی که در دل، راز عشق را میپروریمن اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش..
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
دریای عشق تو، بیکران خواهد بودتا که از طارم میخانه نشان خواهد بود
طاق ابروی توام قبله جان خواهد بود
سایهاش بر دل من، عشق را جان میدهددارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
که چنان زد شدهام بی سر و سامان که مپرس..
یاد تو در دل من، همیشه زنده استدانی که چرا سر نهان با تو نگویم
طوطی صفتی محرم اسرار ندانی..
دلتنگیام، ز عشق تو بیپایان استتنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد..
تا کی به تمنای وصال تو یگانهدلتنگیام، ز عشق تو بیپایان است
دردی که در دل دارم، ز تو پنهان است
هجران تو، دل را به آتش میکشدتا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
دوستان عیب من بی دل حیران مکنیدهجران تو، دل را به آتش میکشد
هر لحظه، اشک من چون سیل روانه میشود
مگذارید در این حیرت بیپایان بمانمدوستان عیب من بی دل حیران مکنید
گوهری دارم و صاحب نظری میجویم
من ترک عشق و شاهد و ساغر نمیکنممگذارید در این حیرت بیپایان بمانم
مهر و محبت را در دل، با شما میجویم
