مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
می فروشی گفت کالایم می است
رونق بازار من ساز و نی است

من خمینی دوست میدارم که او
هم خم است و هم می است و هم نی است
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم
 
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم
من از آن روز که در بند توام آزادم
پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم

همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند
در من از بس که به دیدار عزیزت شادم
 
من از آن روز که در بند توام آزادم
پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم

همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند
در من از بس که به دیدار عزیزت شادم
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار آلود دور
یا خزانی خالی از فریاد شور
 
مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبار آلود دور
یا خزانی خالی از فریاد شور
رو رخت سوی او کش و پهلوش خانه گیر
کان جا فرشتگان را آرام و مسکنیست
 
  • لایک
امتیازات: f.hn
رو رخت سوی او کش و پهلوش خانه گیر
کان جا فرشتگان را آرام و مسکنیست
تو با این لطف و دلبندی چرا با ما نپیوندی
نقاب از بهر آن باشد که روی زشت بر بندی
 
تو با این لطف و دلبندی چرا با ما نپیوندی
نقاب از بهر آن باشد که روی زشت بر بندی
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور
 
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور
رویی که نخواستم که ببیند همه کس
الّا شب و روز پیش من باشد و بس
پیوست به دیگران و از من ببرید
یا رب تو به فریاد من مسکین رس
 
رویی که نخواستم که ببیند همه کس
الّا شب و روز پیش من باشد و بس
پیوست به دیگران و از من ببرید
یا رب تو به فریاد من مسکین رس
سجده گه ما خاک در تو
جولانگه ما کوی خوش تو
دل می‌نرود سوی دگران
چون رفته بود سوی خوش تو
 
سجده گه ما خاک در تو
جولانگه ما کوی خوش تو
دل می‌نرود سوی دگران
چون رفته بود سوی خوش تو
وقت غنیمت شمار ار نه چو فرصت نماند
ناله که راداشت سود آه کی آمد به کار
 
تا چه عمل کند عجب شکر من و سپاس من
تا چه اثر کند عجب ناله و زینهار من
نسبت عشق به من نسبت جان است به تن
تو بگو من به تو مشتاق‌ترم یا تو به من؟
 
نسبت عشق به من نسبت جان است به تن
تو بگو من به تو مشتاق‌ترم یا تو به من؟
نمیدانم چه میخواهم بگویم
زبانم در دهان باز بسته است
در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته است
 
نمیدانم چه میخواهم بگویم
زبانم در دهان باز بسته است
در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته است
تنها گناه ما طمع بخشش تو بود
ما را کرامت تو گنه کار کرده است

چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر
قربان آن گلی که مرا خوار کرده است
 
تنها گناه ما طمع بخشش تو بود
ما را کرامت تو گنه کار کرده است

چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر
قربان آن گلی که مرا خوار کرده است
توتولموش کونلوم جام ایله شادان ایلمک اولماز
ال ایلن پسته نین آغزینی خندان ایلمک اولماز
 
توتولموش کونلوم جام ایله شادان ایلمک اولماز
ال ایلن پسته نین آغزینی خندان ایلمک اولماز
زشت در آیینه گر خود زشت بیند گو مرنج
گر عمل زیبا کنی زیبا کنی عکس العمل
 
زشت در آیینه گر خود زشت بیند گو مرنج
گر عمل زیبا کنی زیبا کنی عکس العمل
لاله خواهم شدنش در چمن و باغ که روزی
بـه تـمـاشـای مـن آن لـالـه عـذار آمـده بـاشـد
 
لاله خواهم شدنش در چمن و باغ که روزی
بـه تـمـاشـای مـن آن لـالـه عـذار آمـده بـاشـد
دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفت
زندگی بعد تو بر هیچ کس آسان نگرفت

چشمم افتاد به چشم تو ولی خیره نماند
شعله ای بود که لرزید ولی جان نگرفت
 
تنها دل ما نیست که در آب و آتش است
هر سوخته ای، دیده ی تر داشته باشد
 
Back
بالا