• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
دیگر این ابر بهاری جان باریدن ندارد
این گل خشکیده دیگر ارزش چیدن ندارد

این همه دیوانگی را با که گویم با که گویم
آبروی رفته ام را در کجا باید بجویم
میخواهمت چنان که شب خسته خواب را
می جویمت چنان که لب تشنه آب را
 
درب خانه جانان هر که کوبدش پاسخ
مشنود به جز رحمت، پیش از آنکه کوبیدن
نردبان این جهان ما و منیست
عاقبت این نردبان افتادنیست
لاجرم هرکس که بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست
 
نردبان این جهان ما و منیست
عاقبت این نردبان افتادنیست
لاجرم هرکس که بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست
تا مصور گشت در چشمم خیال روی دوست
چشم حودبینی ندارم روی خودراییم نیست
 
Back
بالا