• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اعترافگاه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ham!D ShojaE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
اعتراف میکنم هنوز نمیدونم پ.خ چیه )): کسی میدونه لطفاً بگه
(پ.ن: اولین هفته هایی هست که اینجا فعالیت میکنم و خیلی سر نمی‌زنم به سایت جهت اندکی Information)
پیغام خصوصی وقتی روی اواتار کسی کلیک می کنی گزینه اون میاد و میتونی ارسالش کنی
خوش بگذره
منم بُن می خوندم
 
اعتراف میکنم همیشه نسبت به همه شک داشتم و کلی سوال اما یه مشت باور خوب مزخرف ریختم تو پاچه ام کهه از همین کار ضربه های زیادی خوردم
 
اعتراف میکنم امسال لای کتاب های مطالعات و کاروفناوریو باز نکردم
اعتراف میکنم نصف حرفایی که میزنم تو روز باهاشون مخالفم
اعتراف میکنم با خودم حرف میزنم :-"
 
اعتراف مى كنم كه تا همين ديشب فكر مى كردم باقالى داغ رو بايد با پوست خورد و تا ديشب همينطور مى خوردمش:)
 
اعتراف میکنم دو ساعت داشتم به یکی از بچه های سایت توضیح میدادم ....فلان کاربر هست ایدی ش سحر تبر ه !!!هی میگفت سحر تبر نداریم هی میگفتم داریم ...یه روز نوتیف سحر رو دیدم به سوتی م پی بردم ! @SaharTR
 
اعتراف میکنم قرصایی که برای خودکشیم تعیین کرده بودم امروز معلوم شد ملین بوده!
 
اعتراف می‌کنم تا دو سال پیش بلد نبودم بند کفشمو درست و حسابی ببندم همیشه واسم دردسر میشد:))
 
اعتراف میکنم از روزی که نوشتن یادگرفتم تا همین الان هر وقت میخوام بنویسم خانواده به طرز کامل ناخودآگاه و عجیبی دستم میره که بنویسم خوانواده ؛یعنی هربار نوبت نوشتن این کلمه میشه چند ثانیه مکث و تامل میکنم :|~X(:-??
 
اعتراف میکنم چهار روز کذایی برای نصب اپ اینونتور تلاش کردم و بعد فهمیدم برنامه تحت وب بوده:)
 
اعتراف میکنم که امسال قرار بود من عین چیز درس بخونم ولی نخوندم و موکولش کردم به سال بعد
خخخخ :))
 
اعتراف میکنم:
دقیقا۳۰شهریور دیدم یه بوی خیلی بدی تو کمدم پیچیده کیفمو که چک میکردم دیدم یه لقمه نون پنیر نخورده توش مونده از اخرین روز مدرسه :|
دیگه خودتون میدونین ازش نمیگم:))@-|=))
 
اعتراف میکنم هروقت که خیره شدم به پنجره و مامانم میاد میپرسه به چی فک میکنی و میخندم و سکوت میکنم،درواقع فکرم درگیر المپیاد کارن و موهای زینب و خواهر ارمغان و صدای بهار و همسر موازی و دانش آموزای پرنیان و ازین دست موضوعاته ولی مامانم چیز دیگه ای برداشت میکنه :))
 
اعتراف میکنم وقتی مامانم صدام میکنه همیشه قبل از رفتن پیشش یه بسم الله میگم که یه گندی نزده باشم :))
 
اعتراف میکنم از عربی حالم بهم میخوره و تا الان فقط بخاطر نمره عربی خوندم
 
اعتراف میکنم هیچ وقت عاشقش نبودم و فقط و فقط بخاطر موقعیتش دوست داشتم بهش نزدیک شم:-"
پ.ن:زود قضاوت نکنید!من فقط دوست داشتم باهم صمیمی باشیم؛همین!
حتی وقتی گفت من بنا به فلان دلایل نمیتونم باهات ازدواج کنم
منم خیلی شیک گفتم:خب منم نمیخوام باتو ازدواج کنم!!:)):-"
 
=D> =)) اعتراف میکنم تا قبل ا اینکه با @armaghannn صمیمی بشم حین تلفظ اسمش تحت تاثیر نام کاربریش میگفتم ارمغاننننننننننننننننن
 
Back
بالا