• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اعترافگاه!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Ham!D ShojaE
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم بچه که بودم یهو خودمو پرت میکردم رو زمین سرمو میزدم به یه جایی بعد همون موقع پا میشدم میگفتم:اینجا کجاست ؟ من کیم؟ =)) =)) =)) :کمبود توجه =)) =))
و همچنین اعتراف میکنم یهو خودم مینداختم زمین نفسمو تا چد دقیقه حتی ! نگه میداشتم تا همه فک کنن من مُردم! =)) =)) =)) :بازم کمبود توجه =)) =)) =))
یا مثلا وقتی کم میاوردم تو دعوا سرمو میگرفتم وانمود میکردم دارم با آدم فضایی ها صحبت میکنم :o که مثلا اون طرف بترسه فرار کنه =)) =)) =)) :خل
اون دو تا اولی مال یکی دیگه بود من گفتم
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم یکی از روش های آزار دادن معلم کامپیوترمون رو از خودش یاد گرفتم B-) با دکمه ی پرینت اسکرین (prt sc) از دسکتاپ اسکرین شات میگرفتم و میزاشتم پشت زمینه دسکتاپ.بعد همه ی آیکون های دسکتاپو حذف میکردم.معلم بیچاره میومد نزدیک 10 دقیقه روی My Computer کلیک میکرد آخرش میفهمید سرکاره! ;D سوژه ایما!!!
 
پاسخ : اعترافگاه !

من اعتراف میکنم که

ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑِﻬِﻢ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻪ“ﺟﯿﺶ ﺩﺍﺭﻡ ” ﺑﮕﻢ ” ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺨﻮﻧﻢ”!
ﯾﻪ ﺷﺐ ﻋﻤﻮﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﭘﯿﺶ ﻣﻦﺧﻮﺍﺑﯿﺪ، ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﭘﺎﺷﺪﻡ ﮔﯿﺮ ﺩﺍﺩﻡ ﮐﻪﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺨﻮﻧﻢ!!ﺍﻭﻧﻢ ﮔﻔﺖ ﺁﺭﻭﻡ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻢ ﺑﺨﻮﻥ .....هی هرچی من میگفتم میخام بخونم .....هی میگفت آروم تو گوشم بخون....... ;;)
[nb]
البته من دیدم نمیشه تو گوشش خوند خودمو کنترل کردم ;D[/nb]
 
پاسخ : اعترافگاه !

صادقانه اعتراف میکنم امروز تازه تونسم اسم موشیرامیشون رو بخونم! ;D
و اینکه بچه که بودم به شدت از گربه ی تو شهر موشها میترسیدم X_X
 
پاسخ : اعترافگاه !

هفت سالم بود به معلم زبان بیست و پنج سالم پیشنهاد دوستی دادم. گل رزم خریده بودم.
 
پاسخ : اعترافگاه !

Untitled2.png


این مرض دانلود هم بد مرضیه [-( ;D
اعتراف میکنم به هیچ کدوم از این دانلودایی که میبینین نیازی نداشتم و فقط کرم دانلود داشتم :-"
تو ماه رمضون هرشب وضعیت دسکتاپم همین بود X_X :-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

اولین روزی هستش که مامانم خونست و سر کار نرفته ، میگم : تو که خونه ای من نمیتونم فحش بدم ؛ اصن خوب نیست .
خیلی جدّی با اخم برگشت گفت : خب تو تمام این مدّتُ اشتباه می کردی !
هیچی دیگه ، اعتراف میکنم تو زندگیم تا حالا اینقد قانع نشده بودم :-"
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکن الان با یکی از بربچ سمپادیا سر اختلاف سلیقه دریگر شدم ولی واقعن ازش بدم نمیاد خودش میاد رو اعصابم ;D
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف میکنم ورس "ابی قرار نبود جایی برم ٬‌انقدر میمونم تا بدخواهام دایی بشن" رو میخوندم "ابی قرار نبود جایی برم ٬‌انقدر میمونم تا بدخواهام دایره بشن"

و اعتراف میکنم از شدت تنبلی تو اینترنت تکستشو پیدا کردم حوصله نکردم تایپ کنم X_X X_X
 
پاسخ : اعترافگاه !

اعتراف می‌کنم که از بچگی فک می‌کردم همه‌ی "فاطمه" ـا چادری ـَن. :-"
 
Back
بالا