afroDt
کاربر فوقحرفهای

- ارسالها
- 866
- امتیاز
- 4,439
- نام مرکز سمپاد
- دبیرستان فرزانگان 1
- شهر
- تهرانــــــــــ
پاسخ : ادبیات کودک و نوجوان
به نظرم برای هر بچه لازم نیس از اون سن این چیزا رُ بشناسه...
بذارین فکر کنن دنیا قشتگه و پر از شاپرک ُ ادم های خوبه...تو اون سن که احتیاجِ به دونستنِ ادمای بد ندارن...
این خیلی تو زندگیِ ایندشون تاثیر میذاره...
خب میشه یه پایان خوب داشت ولی غیر قابلِ انتظار...
خب من موافق نیستم... میگم که اون بچه رُ بذاریم بعدا با دنیایی ترسناک ُ زشتُ نا امید کننده اشنا بشه...به نقل از نیمچه :بذارید من یه بار دیگه نظراتم رو بیان کنم(!):
1.من میگم که باید گاهی وقتها پایان داستانها هم ناامیدکننده باشه.چون تجربه ی شخصی من این بود که به راحتی ته هر داستان و قصه و انیمیشنی رو حدس میزدم و قضیه برام بیمزه شده بود.پس باید داستانهایی با پایان ناامیدکننده هم بنویسن.من هنوز سر مسخ پافشاری میکنم.چون بچه با فضای سورئال قضیه که یکی میشه سوسک کلی حال میکنه(من به شخصه مسخ رو برای دخترخاله ی پنج سالم تعریف کردم،با جزئیات،خیلی خوشش اومد!انتظار پایانش رو نداشت!کیف کرده بود!)
2.من میگم که باید در بعضی مواقع تیم برتونی با قضیه برخورد کرد و جای اسبهای پونی و شاپرکهای آوازخوان و رقصان،زامبی ها و اسکلتهای رقصان رو نشون بچه داد.تا با عناصری مثل ترس هم آشنا بشه.
3.باز هم میگم،دلیل مخالفت من با صدرا،این بود که من اون موقع داشتم از دید میس مارولسها و sAynaها به قضیه نگاه میکردم!
به نظرم برای هر بچه لازم نیس از اون سن این چیزا رُ بشناسه...
بذارین فکر کنن دنیا قشتگه و پر از شاپرک ُ ادم های خوبه...تو اون سن که احتیاجِ به دونستنِ ادمای بد ندارن...
این خیلی تو زندگیِ ایندشون تاثیر میذاره...
خب میشه یه پایان خوب داشت ولی غیر قابلِ انتظار...









