ImPiSh
کاربر حرفهای

- ارسالها
- 371
- امتیاز
- 1,121
- نام مرکز سمپاد
- دبیرستان فـرزانگان یـک
- شهر
- تهران
پاسخ : خواب
من یه چیزی براتون تعریف می کنم مُنتاها خواب نیس. درباره ی خوابه
ما یه خواهر داریم دور از جون شما تو خواب راه می ره
بعد یه بار خوابیده بودیم یهو دیدیم نصف شبی داره صدای داد و بیداد می یاد
رفتم دیدم داره در اتاق مامانم اینا رو می کوبونه می گه آهای! چرا منو با خودتون نبردین ؟!!
حالا این که خوب بود
یه بار رفته بودیم مهمونی بعد این خوابش میومد رفت خوابید
ما داشتیم صحبت می کردیم یه دفعه دیدیم با چشای بسته اومد شروع کرد بگه it is a cat... this a pencil

مائم فقط نگاش می کردیم . آخرشم بابام اومد جمعش کرد برد خوابوندش

من یه چیزی براتون تعریف می کنم مُنتاها خواب نیس. درباره ی خوابه

ما یه خواهر داریم دور از جون شما تو خواب راه می ره

بعد یه بار خوابیده بودیم یهو دیدیم نصف شبی داره صدای داد و بیداد می یاد
رفتم دیدم داره در اتاق مامانم اینا رو می کوبونه می گه آهای! چرا منو با خودتون نبردین ؟!!

حالا این که خوب بود

یه بار رفته بودیم مهمونی بعد این خوابش میومد رفت خوابید
ما داشتیم صحبت می کردیم یه دفعه دیدیم با چشای بسته اومد شروع کرد بگه it is a cat... this a pencil

مائم فقط نگاش می کردیم . آخرشم بابام اومد جمعش کرد برد خوابوندش






یه لحظه خوابم میبره بعد دیدم که دارم رو یه جای لیز راه میرم لیز می خورم بعد همون موقع از خواب می پرم بعد یه طوری بود انگار واقعا لیز خوردم خیلی باحال بود پاهام یه حسی داشت
بعدشم یه قاتل که از زندان فرارکرده بود اومد توی خوابگاه میخواست همه رو بکشه O0... اون وسط من میخواستم فرار کنم داشتم دنبال لنگه ی همرنگ دمپاییم میگشتم 