• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

بهترین یا بدترین خوابی که دیدید

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mahshid_f
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • تگ‌ها تگ‌ها
    خواب

روزی چند ساعت میخوابی؟؟

  • +10

    رای‌ها: 14 10.9%
  • 8-10

    رای‌ها: 37 28.9%
  • 6-8

    رای‌ها: 59 46.1%
  • -6

    رای‌ها: 18 14.1%

  • رای‌دهندگان
    128
پاسخ : خواب

کوچیک که بودم خواب دیدم که تو یه کلبه توی جنگل تنهام بعد یکی در میزنه بعد در رو که باز کردم گرگ و روباه بودند
فکر کنم شبش داستان شنگول منگول خونده بودم
هنوز این خواب یادمه
 
پاسخ : خواب

معمولا همه ي ما هر شب خواب ميبينيم كه خيلي وقتاشو يادمون نميمونه جريان چي بوده و چي شده و ...!

اما اگه كل خواب يا قسمتي ازش يادمون باشه
2تا حالت پيش مياره
1-خواب درست حسابي اي هست!چيز عجيب غريبي هم نداره ;D ;D ;D ;D
2- به شرح اسمايلي---------> 8-} :))!
عجيب غريب!غير عادي!خنده دار!!!!!!

با توجه به خوابايي كه خودم چند وقت يه بار ميبينم و ميخندم و برا بقيه هم تعريف ميكنم و ميخندن اين تاپيك رو زدم

خوابايي كه اينجا مينويسيديد جزو حالت2 باشه ;D



پ.ن:مطمئن نيستم ربط به خاطرات داشته باشه!اما تاپيك مرتبط تر پيدا نكردم!!!
پ.ن2:بعد عمري ما تاپيك زديم!!!!! :-"
 
پاسخ : خواب

من یه بار خواب دیدم
با بنده خدا ازدواج کردم که چی
یارو کچل ریشوو همیشه تسبیح دستش و نماز خونو ایکبیری
بعد مثل اینکه من عاشق اون مرده بودم
و مامانم اینا منو طرد کردم چون باهاش ازدواج کردم
تو خواب داشتم گریه میکردم
;D ;D ;D ;D :)) :)) :))
 
پاسخ : خواب

تو پست اصلي نميخواستم بگم
الان ميگم:

;D ;D ;D

من يه بار خواب ديدم تو يه رستوران بوديم
ميز ما كنار ديوار بود
بالا سر مامانم يه دوش آب بود!
گارسونه اومد شيرشو باز كرد آب از ارتفاع 2متر ميريخت وسط ميز!!!
پاشدم با گارسونه دعوا همه ساكت من هي جيغ جيغ ميكردم و اينا!
سر اونم خيلي خنديدم


يا بارم خوواب ديدم با خانواده و معلما و دوستا و اينا روي يه سري تنه ي درخت بوديم از روي يه رود كه تو سراشيبي بود ميومديم پايين!
تارزان رو يادتونه؟! :-"يه قسمتي داشت اين مدلي...!!!
 
پاسخ : خواب

من بچه بودم دقیقا نمی دونست خواب یعنی چی؟ فکر می کردم خواب یعنی چیزایی که قبل از خواب بهشون فکر می کنی.
بعد خر روز صبح که پا می شدم مامانم می پرسید: خواب چی دیدی؟ منم یه کتاب نقاشی داشتم همه ی شکلای اونو به عنوان خواب معرفی می کردم
"خواب خونه دیدم، خواب آدم دیدم، خواب گل دیدم...."
کل خونواده مونده بودن چرا من انقدر خوابای تکراری می بینم.
 
پاسخ : خواب

ما یه شب یه خوابی دیدیم ، یه جایی یه چیزی مثه یه کارناوال بود ! همه ی مردم اونجا جمع بودن ، بعد اساسا مردم دو دسته بودن ، یا مال ِ سرزمین بادبادک های رنگی بودن ( همون مشهد ِ امروزه ;;) ) یا مال ِ سرزمین باد های بلند ( همون تهران امروزه ;;) ) ، بعد کسایی که مال ِ بادبادک های رنگی بودن ، توانایی اینو داشتن که با هرچیزی ( هر چیزی ها یعنی !!! ;D ) بادبادک های خیلی قشنگ و بزرگ بسازن ، بعد کسایی که اهل ِ باد های بلند بودن ، ( به اون ترتیبی که مرد عنکبوتی تار میداد بیرون :-" ) میتونستن باد ایجاد کنن ( شکل گرد باد بودن بیشتر :-" ) ، بعد یه تیکه یکی اومده بود ما رو مسخره میکرد ، میگفت شما بادبادکاتون که بهتر شده ! ;)) ( ما مال ِ باد های بلند بودیم :> ) !
این یه تیکه ش بود ، ادامه داره خوابم !!! :-"

ویرایش : هر چیزی ، یعنی در این حد که به یه نفر یه تیکه نخ ِ 5 سانتی ِ قرمز دادن ، بعد این بنده ی خدا یه بادبادک ِ خیلی گنده ، شکل ِ دایناسور ازش در آورد ! بعد تازه رنگی رنگی هم بود ! :-"
 
پاسخ : خواب

دیشب خواب دیدم ازمون فردا ساعت 13 برگزار میشه ! بعدش هم پرسش نامه و پاسخ نامه ازمون رو بمون دادن گفتن هر کس سریع تر پر کنه رتبش بهتر میشه ! :-" :-" :-" :-"
 
پاسخ : خواب

من اصا خواب نمبینم ;D
 
پاسخ : خواب

من دیشب خواب دیدم معلم عربیمون اومده بود تو اتاقم :)) هی بهش میگفتم ببخشین من اتاقمو مرتب نکردم :-" بعد اون هی برگه هامو در میاورد میگفت چه قدر نمره هات خوبن, بعدش کتاب زبانمو برداشت گفت چه قدر تو زبانت خوبه :)) :)) ( هیچ کدوم از این دو تا واقعیت ندارنا ;D )

شب قبلش هم خواب دیدم سر کوچمون تظاهرات شده :)) :))
 
پاسخ : خواب

من یکبار خواب دیدم که معلم ریاضی مون منواز پنجره برای نمره ام انداختم بیرون O0 O0 >) ~X(

(گرچه خیلی به واقعیت نزدیک بود!!!!!!!!!!!!!) ;D
 
Back
بالا