• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

مامانبزرگم اومده میگه نه ببینین عاشوری(همون غذایی که روز عاشورا میدن واسه اموات) واجبه چون حضرت زهرا واسه حضرت علی با ریگ بلغور عاشوری درست کرده :)
من:ینی چــــی عاشورا که بعد از امام علی و حضرت زهرا اتفاق افتاده!!!!!! :)) :))
داداشم:اصن حضرت علیم بعد از حضرت زهرا شهید شد =)) :))
مامانبزرگم: چیزه... :-"علما گفتن :-" ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز ظهر داشتم سفره رو جمع میکردم ولی کلا تو یه عالم دیگه سیر میکردم! ;D
موقع شام مامانم میخواست سفره پهن کنه هرچی گشت پیداش نکرد کلی سر من داد زد که چیکار کردی سفره رو؟ X-(
من: نمی دونم...اصن یادم نمیاد! 8-|
مامانم بعد از باز کردن در یخچال: X-( آخه کدوم احمقی سفره رو میذاره تو یخچال؟
من: ;D
بابا و مامان و خواهرم: :)) =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز میخواستم برای داداشم فیلم بزارم بعد هر چی گشتم کنترل ویدئو رو پیدا نکردم
بعد به همه گفتم که بسیج شین دنبال کنترل

چند دقیقه بعد خواهرم :-w :-w
با اخم بهم نگا میکنه بهش میگم چیه؟؟؟
میگه تو دستتو نگا کن

بعد منو میگی ;D ;D ;D
خانوادرو میگی :-w :-w :-w :-w

هیچی دیگه طبیعی کردم خودمو به فیلم گذاشتن مشغول کردم
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو مسنجرم محمد 3-4 تا دارم
بعد باید از روی فامیلی بشناسم یا آواتارشون
حالا سر خونواده سمپادیا پنترا اومده بهم میگه زن من بلاتاعخ تو میای بشی بچمون؟
منو بگو فک کردم این یکی دیگس... :-"
ی ساعت میگم تو غلط کردی رفتی با بلاتا ازدواج کردی.باباعه قبلیم بهتر بود
بعد اون میگه باباعه قبلیت کیه؟
من:پنترا
اون:پس من کیم؟؟
و در این لحظه است ک من میفهمم ی ساغ=عته دارم با خود پنترا جرو بحث میکنم!:سوووت
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس دینی داشتیم فیلم میدیدم من هه سوتی خانوم real و نوشته rael :))
دوستم: هه یسنا سوتی real منظورش نبود منظورش انقلاب رائیلیه من : ععع واقن ;D خب پ حل شد :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

میخواستیم سرکلاس دیتا روشن کنیم...بعد من گفتم بچه ها چراغارو بکشین پرده هارم خاموش کنین :)) :))
یه بار دیگه میخواستم بگم یه جواب دهن پر کن یا دندون شکن داد گفتم یه جواب دهن شکن داد!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوستم میخواست به یه بنده خدایی اس بده به جای اینکه بنویسه: "چی میگی تو حالت خوبه؟" نوشت:
"چی میگی توالت ... ;D"

اومد بنویسه : "چرا چرت و پرت میگی؟" نوشت:
"چرارت و پرت ... " cheraretto pert

خوب میشه! ;) مگه نه؟ [-o<
 
پاسخ : سوتی‌ها

این همین الان اتفاق افتاد!
مادرم پشت در بود...بعد در زد خواهرم رفت درو باز کنه
بعد ب رسم همیشگی رفتارش ب شوخی صداش رو بچگونه کرده بود و ب مادرم گفت"اگه مادرمونی دستاتو نشون بده"
:))الان من نمیتونم با صدای خواهرم بگم براتون ک بفهمین عمق قضیه رو 8-^ :x
بعد نگو از پشت در ندیده بود ی آقاهه هم همراه مادرم بوده ک مثلا مهمونه و قراره بیاد تو... ;))
مرده بیچاره معذب شده گفته:میخواین بعدا مزاحم بشم؟
:))...راضیم از خواهرم >:D<
 
پاسخ : سوتی‌ها

من و دوستام سر زنگ شیمی و دینی تنها کاری که می کنیم نوشتن سوتی های اوناست یعنی ما سه نفری می نوسیم سوتی ها رو انقدر تند میگن جا می مونیم من خودم از اول سال 3 صفحه پر کردم از سوتی هاشون:
دینی می خواست بگه فرق کج باز کنید گفت:کجیتونو باز کنید.
دکتر تشخیص بشه(بده)
با یه پزشک می رید دکتر
من زنده بودم :) ایشون زنده بودن
هی به چیپس میگه چیسپ به سمپاد میگه سمبات
انگشت اشاره رو خدا برا چی گذاشته ؟ مسواک :)
خدایا برای رضا ی تو می کنم
خانوم:کتابت کجاست؟
نسیم:دارم صلوات میفرستم
دست بندازی تو نافت
گلشن:ریدیم.........(چند لحظه بعد) پاک کن.
حالا شیمی:
یکی اومده گفته غایبم :)
وسط بطری ها چین چین بود.
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز معلم زيستمون با جديت كامل: پس نكتش شد اينكه بسياري از گياهان علفي، چوبي هستند!
ما: :-/
هيچيم نگفتيم چون اساسا هممون خواب بوديم! ;D
بعد چند لحظه خود دبيرمون:‌ بچه ها من چي گفتم الان؟!
ما: بسياري از گياهان علفي،‌ چوبي هستند! (:|
دبير: :)) احيانا شماهام لازم نيس هيچي در مورد اين جمله بگين نه؟!
ما: اااااااا... چرا خانوم راس ميگين! :)) :)) منظورتون اينه كه بسياري از علفي ها چند ساله هستند...!
و...
در زمان اين واقعه يكي از بچه ها از كلاس رفته بود بيرون!
بعد كه اومد دبيرمون ازش پرسيد: اين جمله درسته كه بگيم بسياري از گياهان علفي،‌ چوبي هستند!؟!
دانش آموز مورد نظر: بله خانوم كاملا درسته!
همه: =)) =)) =)) =))
 
Back
بالا