• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

=((چارشنبه ژنگ چارم واستادم ک با بابام برم خونه گفتم پ بزار یکم با دوستام فوتبال بازی کنم
بابامم برداشته بود از بالا ازم فیلم گرفته بود >:p
منم ک مث همیشه ب سبک کریستینو کارمو انجام مدادم اصن نفهمیدم :-"
رفتیم تو ماشین یه هو بابام شروع کدذ ب دعوا کردنم!!! X-(
این کیه تو بدا خودت الگو انتخاب کردی؟؟اینقد بدم میاد ازش X-( X-( X-(
بعد منم ک کپ کرده بودم اینجوری بودم::: :-" :-" :-"
بعد منم شروع کردم ب دفا /m\
بعد بابام میگه:: همونجوری را میری ..آستیناتو همونجوری بالا میدی..ضربه آزادات ..کلا حرکاتت دست و بدنت مث همونه ^#^
منم میگم پدر من بیخیال..من فوتبالو دوس دارم و الگو فوتبالیمم اینه
بعد باز بابام شروع کرده ک درسات چی؟؟ :-L
منم باز میگم این آزمونایی ک دادمو ک خوب بود رتبه ام /m\ پرسشای شفاهیم همه اش خوب بودم /m\ /m\
بعد بابام یه هوو بحثو عوض کرد!!
منم ک ااز خدا خواسته هی اینجوری میشدم: :دی
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیشب برقا رفته بود.... بعد بابام از بیرون اومده میگه شارژر گوشیم کجاست بزنم شارژ بشه روشن کنم چراغشو خونه روشن بشه....
بعد ما: :)) =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

اونروز فوتبال بازی میکنیم من شوت میکنم از 1 متری صورت مامان دوستم میگذره حالا داره نگام میکنه
من :سلام خوبم مرسی
مامان دوستم: :-/
ینی چیزه:مامانم سلام میرسونن
فک کنم مامانش به عقلم شک کرد
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیروز دوست مامانم اومده دم در
من آیفونو ور داشتم میگم : بله؟؟
میگه : سلام نسرین بگو مامانت بیاد دم در :-"
من : باشه یه لحظه گوشی ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

میخواستم ازخط واحدپیاده بشم همینجوردست کردم توی کیف پولم ی کارتیوبرداشتم حالاهرچی میزنم روی دستگاه درست نمیشه ازخانم بغلیم پرسیدم خرابه گفت نه اونی ک دستتونه کارت اتوبوس نیست
:-/ :-/ :-/ :-/
نگاش کردم دیدم بععععععله دارم کارت عابربانکومیزنم رودستگاه :-[ :-[ :-[ :-[ :-[ :-[
دیگه خجالت کشیدم
کارت زدم رفتم پایین
 
پاسخ : سوتی‌ها

اول راهنمایی که بودم یه روز به جای معلم پرورشیمون یه معلمی که به بداخلاقی شهرت داشت اومد سر کلاسمون.منم خیلی از این خانم حساب می بردم.خلاصه مثل یه خانم موقر سر کلاسش نشسته بودم که منو برای آوردن گچ فرستاد بیرون از کلاس.منم که می خواستم نهایت ادبمو نشون بدم موقع بیرون رفتن اول در زدم بعد رفتم بیرون. :-[ :-[ :-[ :-[ :-[ :-[ :-[
حالا مونده بودم چجوری برگردم سرکلاس.سر دو راهی بودم که در بزنم یا نه؟ :-?
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار همه خیلی خوشگل نشسته بودیم با خانواده داشتیم تلویزیون نگا میکردیم
یهویی بابام برگشت به ساعت نگا کرد گفت اوه اوه کنترلو بدین بزنم 20:30
منم با کلی ذوق :اره بابا بدو بزن ولی باید با اون کنترل بزنی
خواهر شماره1: 20:30 که جمعه ها نمیذاره
خواهر شماره 2: بعدشم 20:30 رو مگه ساعت 19:30 میذاره؟
یک از یک باهوش تریم
حال کنید
 
پاسخ : سوتی‌ها

من: برو ببین کتری نپخت :-" :-"

===============================

دوستم: کلاس زبانت کجاست؟

من: اونجا رو به رو اون مجسمه کوسه ها

دوستم : اون نهنگارو میگی ؟؟؟؟!!!! :-? :-?

==============================

من: این حرفا چیه مثله اینکه ما تو قرن 2012 زندگی میکنیمااا ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکی از بچه ها :
هوا اونقد سر بود که رفت تو ریه هام ;D
(فک کنم اون با معدش تنفس می کنه بعد آبم که می خوره می ره تو ششاش) ;))
 
Back
بالا