• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

کلاس فیزیک:
من: خانوم ببخشید میشه این سوالو دوباره توضیح بدین من گوش ندادم ;D
دبیر دویاره توضیح میده..
من: خانوم بازم میشه بیشتر توضیح بدین :-"
دبیر: باشه
دفعه سوم روم نشد بگم که بازم نفهمیدم... اخه از همون اول منظوره سوالو نمیگرفتم... البته تعجبم کردم که بچه ها چرا اعتراض نکردن که چند بار توضیح میدین خانوم... :-?
به مریم گفتم : تو فهمیدی؟؟؟( صدام بلند بود و خودم نفهمیدم)
مریم: نه... منم نفهمیدم :)) ;D
یهو کلاس ترکید!!! :))
اخه هیچ کس نفهمیده بود =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوستم تو مدرسه دوان دوان اومد پیشم:
-دوستم: ممد ممد...!
-من:ها چیه؟
-موبایل داری؟
-چی من؟نه :-"
-تلفن کارتی چی؟
-ها؟
-لوس بازی در نیار...اگه تلفن کارتی داری بده لازم دارم!
-منظورت کارت تلفنه دیگه؟
 
پاسخ : سوتی‌ها

باز زنگ دینی میخوایم با سوالامون زنگو بگذرونیم، یکی از بچه ها پرسید گوشت خرچنگ حرومه ؟ گفت گوشت خزندگان کلا حرامه :))
+
یکی از کلاسا زنگ آخر یک روز و فرداش شیمی داشتن نوشته های معلم از دیروزش پای تخته مونده بود بعد این اومده بود کلاس بهش گفتن آقا شما همین زنگ قبل سر کلاس ما بودین! این گفته اییی امان از حواس پرتی و اینا نیم ساعت از این کلاس به اون کلاس چرخوندنش =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

+ بازی پرسپولیس و مس کرمان بود ...
مامانم : حمید ، چی شده با یه من عسل هم نمیشه خوردت ؟؟؟
من : هیچی پرسپولیس 2_1 باخت :(
مامانم : تا همین چند دقیقه پیش که یک یک جلو بود ;D

+ زنگ ریاضی معلم در حال درس دادن تابع :
معلم : یک پدر میتونه چندتا فرزند داشته باشه اما یک فرزند نمیتونه چندتا پدر داشته باشه ...
بچه ها : =)) =)) =))
معلم : :-?? :-?
دوباره بچه ها : =)) =)) =))
معلم بعد از چند دقیقه دوهزاریش جا میفته : :-? خوب البته در همه قوانین علمی استثنائاتی وجود داره :-" :-[ :))

× دو پست متوالی ـتون ترکیب شد . لطفن پست متوالی ندید . ممنان
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتیم یه برنامه می دیدیم راجع به صخره نوردی و اینا بود,بعد:
برادرم:"دیوونه ن, با جونشون زندگی میکنن" !!! [-(
من:"منظورت این بود که با جونشون بازی میکنن دیگه,نه?! " :))
برادرم: :-"
=========================================================
مامانم اومد بگه:"نمیدونم چرا بیشتر مردا از مرغ خوششون نمیاد"
گفت:"نمیدونم چرا بیشتر مَرغا از مُرد خوششون نمیاد"
:دی
 
پاسخ : سوتی‌ها

فکر کن دبیر مرد از کنارت رد شه بعد تو داری با دوستت راجع به یه چی دیگه حرف میزنی تا از کنارت رد شد بلند بگی جیگرشووو...اونم متوجه شه برگرده نگاه کنه
یا دبیرت از تو دست شویی دبیرا بیاد بیرون بعد هول شی بگی خانم خسته نباشید...
چیزی نیس که!پیشآمده...پیش میاد:-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

دبیر : کشور ِ دوبی ... :دی
اون یکی دبیر : رفتیم کیش ، وقتی برگشتیم ایران ...

یَنی حالت ِ من بعد شنیدن ِ چرت و پرتاشون palm face ِ ... #:-S :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس معارف
همه هندزفری در گوش یا خواب
یکی از بچه ها:استاد اقای فلانی انلاینه !!!
استاد:نه اقاجان ایشون نیشابوریه :| =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

اووووووووووووووف
زندگی وسوتی هاش!!!!!!!


تودوران راهنمایی سال سوم که بودیم 1ماهه پایانی سال رو واسمون دبیرمرد آورده بودن.اصلا یارو یه تیپی بود ئاسه خودش..............یععععععععنی معتاد ها معتاد!!!
اومدیم یه بار کاریکاتورشو پای تخته کشیدیم.همون موقع اومد توکلاس ........ازقضا هم کاریکاتور شبیش بود هم اسمشونوشته بودیم....آقا تابرگشت سمت تخته مامردیم از خنده!!!!!!!حالانخند کی بخند!!!!!!!
ولی چون ماها دختر بودیم روش نشد چیزی بگه.یه تاملی کرد بعدم پاکش کرد!!!! 8-} 8-} :)) ;D
 
Back
بالا