• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس ادبیات:

همی خواست پیروزی و دستگاه / نبود اگه از بخشش هور و ماه6

این "6" رو تو کتاب یه مدلی نوشته بود انگار همزه ست. :-"
منم درگیر این که اینو چه جوری بخونم؟ که روی "ه" همزه باشه :-" ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

بابام میگه گوگل ارث حتی خیابون ها و نمای خونه هارو هم نشون میده ...
من میگم : البته جاهایی که دوربین گذاشته باشن دیگه :دی (ژانر آدمای ریز بین)
بابام: آخه دانشمنگ جان ... اونا با ماهواره و اینا فیلم برداری می کنن نه دوربین مداربسته :دی =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیدین تو فیس بوک دخترا و گاها پسرا( :-&) میان زیر عکس دخترا می نویسن وای عزیزم چقدر خوشگل شدی وای تو همیشه زیبایی؟
من : زیر عکس یکی از بچه های مدرسه : واو فلانی عکستو که دیدم تا 5 مین داشتم فک میکردم این کیه ...
بعدش که کامنتمو لایک کرد فهمیدم چی گفتم ! یعنی نابود کردم :-" =)) قشنگ به روش آوردم خودت انقدر ها قشنگ نیستی :-" :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

واسه انتخابات شورای دانش آموزی ؛ دو تن از دوستان کاندید بودن؛ بعد داشتن بالای سکو خودشون رو معرفی می کردن.
بعد یکیشون میخواس بگه : اصولن مقوله ی " انتخابات " بدون من و درسا (دوستش :د ) امکان پذیر نیست و معنی نداره ؛
گفت : اصولن مقوله ی " ازدواج " بدون من و درسا امکان پذیر نیست و معنی نداره .
:-"""""
 
پاسخ : سوتی‌ها

خواهرم یه انیمیشن رو خیلی دوس داره ;D

بعد توش هم سوپرمن بود هم بتمن ;D

بعد مامانم به بتمن اشاره میکنه میگه : بتمن مرد عنکبوتیه دیگه ، نه؟ :-?

من: =)) نه بتمن مرد خفاشیه ;D مرد عنکبوتی اسپایدرمنه =))

مامان: واه من این خفاشه رو ندیدم رو لباسش ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

يه روز يكي از بچه ها منو كشيد كنار گفت :

دبير فيزيك المپياد چطوريه سطح علميش؟

منم نه گداشتم نه ورداشتم ،‌گفتم خيلي افتضاح :-w

اصا انگار تا الان فيزيك نديده

[size=14pt]هويج[/size] ميكاشتن پشت ميز معلم اطلاعاتش بيشتر بود ~X(

بعد فهميدم طفلك پسر همون دبيره س :-" ;D :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

:-[ يه بار داشتم آخر زنگي از كلاس ميرفتم بيرون در زدم :)) ;D :-[
 
پاسخ : سوتی‌ها

2 سال پیش میخواستیم یه انجمن رباتیک بزنیم اما تعدادمون کم بود واسه همین تصمیم گرفتیم چند نفر خارج از مجموعه خودمون که رباتیک کار باشن بیاریم تو انجمن. برای انتخاب اونایی که میخواستن بیان تو انجمن باهاشون مصاحبه میکردیم تا ببینیم سطح علمیشون در چه حد هست و واسه انجمن مناسبن یا نه. یه روز 3 نفر اومده بودن که اتفاقا با هم دوستای صمیمی بودن و میخواستن وارد انجمن بشن ما هم جمع شدیم که با اینا مصاحبه کنیم. نفر اول اومد یکی از دوستام که از هممون بزرگتر بود گفت:خب شما اسمتون چیه؟
_کیارش م. ولی بهم نگید آقای م. چون خوشم نمیاد کیارش صدام کنید!
(دوستش از اونور داد زد):بهش بگید کیارش قزوینی!!
قیافه ما در اون لحظه :|
مدیر انجمن :|
خود آقای م. :|
دوستش ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار لبتاب به اسپیکر کلاس وصل بود و هدستم تو گوشم( رنگ سیم هدست و لتاب جف یکی بود) عاغاع منم فک کردم که برعکسه و هدست به لبتاب وصله بعدم آهنگ گذاشتم .... چشتون روز بد نبینه کلاس رفت رو هوا
=)) =)) =))
بعد بچه ها یهو سلوات فرستادن موضوعو جمعو جور کردیم 8-} ;)
به خیر گذشت!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیروز داشتم با دوست بابام خداحافظی میکردم حواسم نبود بیچاره دستشو دراز کرده بود دست بده من رومو اون وری کردم یهو دیدم اون یکی دوست بابام پرید جلو باهاش دست داد که ضایه نشه !
 
Back
بالا