• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

یکی از بچه ها هی زیپ چکمه هاش بازه یعنی اون قدر ورجه وورجه میکنه که باز میشه :) :)

برگشتم بهش گفتم : فلانی زیپتو ببند :)

بیچاره رنگش پرید چشاش گرد شد لبشو گاز گرفت بعد زود رفت سراغ زیپ شلوارش :-ss :-ss :-\ :-[

منم که غش کردم از خنده به زور بهش فهموندم که منظورم زیپ چکمشه !!! =)) =)) :)) :)) :))

حالا لازم به ذکره که از اون روز تا به الان دیگه خودم زحمت کشیدن زیپ چکمه هاشو میکشم!!! (:|

میگم اگه بهش بگم تو روحیش اثر منفی میزاره !!! :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

جاتون خالی دیروز یه پسره ای اومده بود تو مدرسه مون بعد ما رفتیم پایین به یکی از بچه هامون گفتیم که یه چنین شخصی پایین هست

اینم خواست بره طرف و ببینه از معلم مون اجازه خواس بره بیرون معلم مون گفت واسه چی این دوست ما در جواب یه حرف منطقی زد به این حالت که:
"دستم یکم تشنه شه":)) :))
حالا از اون جالب تر اینکه معلم مون اجازه داد و رفت بیرون
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی دوستم
من اینقدر از متفاوت بودن خوشم میاد،دوست دارم با بقیه ی تغییری داشته باشم
مثلا این قد دوست داشتم قلبم به جای این که سمت راستم باشه، سمت چپ باشه
جمع حاضر: :o =) :))
دوستم: X_X :-[
 
پاسخ : سوتی‌ها

ديروز بابام زنگ زده به دانشجوش كه كلاسُ تعطيل كنه!
دانشجوش كه جواب داده ميگه:من امروز "چيزم" نميتونم بيام كلاس كنسله!
من و مامان: =)) =)) =))
بابا: :-?? X_X #-o
دانشجوشم كه فك كنم خفه شد بس كه خودشو نگه داشت نخنده،بدبخت بدون خداحافظي قطع كرد! :))
هيچي ديه الان خود من بودم استاد بيچاره رو سوژه كل دانشگاه كرده بودم! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز تو مدرسه ميخواستم برم بوفه ،خوراكي بخرم


رفتم يه. پنج تومني دادم به سرايدار مدرسه بعد خوراكي خريدم

بعد گفت دو تومن ميشه بعد به جايي كه سه تؤمن بده همشون پنج تؤمان دوباره داد

من :))دوستم :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوستم سر زنگ زیست:
ملخ مرد 22 تا کروموزوم اتوزوم داره ...
خروس ماده هم ...
:-"
:))
(کلاس منفجر میشود!)
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوستم یه مگس اومده بود تو اتاق هر کاری میکرد نمیتونس بگیرتش بعد اعصابش بهم ریخت اومده میگه:

میگرسم این متسه بچه بذاره تو اتاق!!!!!!
(میترسم این مگسه )

ما رو میگی این داره چی میگه؟ مگرسم چیه!!! متس چیه !!! خلاصه یکم فکر کردیم فهمیدیم چی میخاسته بگه چی گفته!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

فک کن اس برسه که:
خبر دست اول! به علت برودت و رطوبت(!) و لغزندگی معابر و ... فردا مد تعطیله!
\:D/
بعد دیگه تو پوست خودت نگنجی :-" خلاصه حرکات ناموزون و عربده های ناشی از هیجان و .... :-"
بعدش صرفا جهت اطلاع رسانی و تقسیم کردن شادیت با دوستان گوشی ِ مفلوک رو برداری و برا تکت تک کانتکتات فورواردش کنی... و در جواب:
"بابا دمت گرم شارژمون کردی!"
.. " خیلی میخامت!"
"دلمونو شاد کردی خیر ببینی"
و "یکی طلبت"
و چه میدونم " جنبه همچین خبری رو نداشتم سکته ناقص زدم" ....
"گردنم از ذوق گرفت!!"....
.. و "خوشحالی زد سیاتیکم" و .... :|

خلاصه دور همی، همه خوشال، /m\ مهربونی، صفا، صمیمیت \:D/ \:D/ \:D/ ....که از نفر اول ملعون یه اس دیگه برسه با این مضمون:
مشترک گرامی، خوب اسکول شدی. راضیم ازت! حالا برو زود بخواب فردا برا مدرسه خواب نمونی!
:o :o
X_X


اینجاست که خودت ترجیه میدی به صورت کاملا خودجوش و داوطلبانه بری گور خودتو گم کنی :-L
یه اس ِ "عمه ی پیری دارم، رحم کنید!" به دوستان.. [-o<. و بعد خیلی تمییز میری تو افق محو میشی! :-"

فک کن... ^-^

اصن یه لحظه مرگو به چشم دیدم #:-S
 
پاسخ : سوتی‌ها

يه بار سر كلاس زيست داشتيم اشكالامونو رفع ميكرديم.سوال مربوط به ژنوتيپ كبوترا بود كه ماده ها از نظر كروموزوم جنسي هتروزيگوتن.بعد سوگي از من توضيح سوالو پرسيد ديدم با حالت نر حل كرده گفتم باهوش ماده است! ;))
در پاسخم ندا داد:مگه كبوترم نر و ماده داره؟!؟!
منو ميگي: =)) =)) =)) =)) =)) =)) =))
سوگي: ;D X_X :-" :-" :-"
معلممون: X-( :-w :-L
 
پاسخ : سوتی‌ها

زنگ میزنم خونه دوستم مامانش برمیداره.حالا منم کار مهم دارم با دوستم.مکالمه من و مادر دوستم:
من:سلام
مادر:سلام.بفرمایید
من:ببخشید فلانی هست؟
مادر:بله یه لحظه گوشی دستت...
بعد از چند لحظه دوباره مامانه میاد.
مادر:اسمت چیه عزیزم؟
من:مهرانه :)
مادر:آها مهرانه جون خوبی عزیزم؟چطوری؟
من:مرسی شما خوبین؟ :| :)
مادر:مرسی مامان بابا خوبن؟
من(حواسپرت):بله بله خوبن !
مادر:سلام برسونی حتما!
من:شما هم ب مامان بابا سلام برسونین!خدافظ! :>

و قطع کردم! ;;)
من یه همچین انسان حواسپرتیم.
 
Back
بالا