پاسخ : سوتیها
یه بار داشتم تو اتاق درس میخوندمـفک کنم دین و زندگی-تلفن زنگ زد کسی تو خونه نبود تلفن هم رو اپن بود داشتم که میرفتم تلفن رو بردارم جو گیر شدم برا خودمبسم الله رو با صوت میخوندم
گوشی رو که برداشتم دیدم خاله جونمه
برگشتم پشت تلفن بهش میگم
بسم الله الرحمان الرحیم
میگه چی گفتی؟
میگم هیچییییییییی!گفتم سلام!
========================
تو تابستون که پنج شنبه بود داشت گلبرگ پخش میشد داشتند درمورد تشریفات برا جهاز صحبت می کردند
می گفتند که میگن یخچال باید ساید بای ساید باشه،اصلن باید نداریم و این جور حرفا
مامان داشت تو آشپزخونه ناهار درس می کرد
داد میزنم ماماااااااااااان!
میگه چیه؟
میگم بیا بشین نگا کن،میگن که برا دخترتون باید یخچال ساید بای ساید بدین!
به خودم که اومدم کم مونده بود از خجالت آب شم برم تو زمین!
مامان هم بر گشت گفت هر کی گفته غلط کرده!