• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

دیشب ساعت نه داشتم با اتوبوس میومدم.
سر ایستگاه پیرمرده سوار شد، بلند شدم گفتم حاجی بفرما.
بعد دیدم غیر از من و اون و راننده هیچکس تو اتوبوس نیست و همه صندلی ها خالین :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

خواهرم كلاس رانندگي رفته بود ،خيلي با تعجب جديت أزمعلمه پرسيده أين پژوچرا همش چسبيده بهمون؟؟
ماشين خودش بودش تواينه بغل مي ديده :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

آقا چشتون روز بد نبینه ! تو دانشکده بعده کلاس میخواستم با دوستم برم خوابگاه ، گفت من میرم دستشویی! بعده چند مین دیدیم نیومد رفتم دستشویی محکم زدم به در گفتم بیا گمشو بیرون دیگه خسته شدم.یهو دیدم یه استادی اومد بیرون ، من :-[ :-[ شروع کردم به عذر خواهی که آقای دکتر ببخشید من فک کردم یکی از بچه ها این تویه! فک کنم تو دستشویی بغلی رفته ، اقا دستشویی بغلی هم خالی بود :)) استاده : :-L

بعد فهمیدم رفته دستشویی دیده دستشویی پره رفته بلوک وسطی دانشکده دستشویی !

شانس آوردم این ترم باهاش درس ندارم #:-S
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار داشتم تو اتاق درس میخوندمـفک کنم دین و زندگی-تلفن زنگ زد کسی تو خونه نبود تلفن هم رو اپن بود داشتم که میرفتم تلفن رو بردارم جو گیر شدم برا خودمبسم الله رو با صوت میخوندم
گوشی رو که برداشتم دیدم خاله جونمه
برگشتم پشت تلفن بهش میگم
بسم الله الرحمان الرحیم
میگه چی گفتی؟
میگم هیچییییییییی!گفتم سلام!
========================
تو تابستون که پنج شنبه بود داشت گلبرگ پخش میشد داشتند درمورد تشریفات برا جهاز صحبت می کردند
می گفتند که میگن یخچال باید ساید بای ساید باشه،اصلن باید نداریم و این جور حرفا
مامان داشت تو آشپزخونه ناهار درس می کرد
داد میزنم ماماااااااااااان!
میگه چیه؟
میگم بیا بشین نگا کن،میگن که برا دخترتون باید یخچال ساید بای ساید بدین!
به خودم که اومدم کم مونده بود از خجالت آب شم برم تو زمین!
مامان هم بر گشت گفت هر کی گفته غلط کرده!
 
پاسخ : سوتی‌ها

چند سال پیش توی کلاس زبان معلم داشت یه گرامریو درس می داد که دقیق نمی دونم چی بود ولی بحث به این جا کشید که مثلا چه کارای عجیبی کردین و اینا، بعد یکی گفت که من یه بار توی کلاس خوابیدم و معلمه هم گفت که مثلا از این سوال بپرسین راجبش. خب بچه ها یه سوالایی پرسیدن که مثلا چه زنگی خوابت برد و اینا. منم برای این که یه سوالی پرسیده باشم اولین چیزی که به ذهنم رسیدو گفتم:
- who did you sleep with?!
حالا بچه ها زیر خنده زدنو معلمم یه چشم غره کوتاه بهم رفت ولی جالب این جاست که من خودم نفهمیدم قضیه چیه بعد از این که برگشتم خونه و کلی گذشت تازه دوزاریم افتاد که چی گفتم!
 
پاسخ : سوتی‌ها

این سوتی رو یکی از دوستام داد..
سر زنگ المپیاد معلم داشت خواص اسیدی و بازی رو درس میداد معلم گفت خاصیت بازی.....
یه دفعه یکی از بچه ها گفت گِ.......ی معلم گفت چی رفیقم گفت گیم شما گیم بازی نمیکنید....
خلاصه کلاس نیم ساعت رفت رو هوا........
 
پاسخ : سوتی‌ها

شب بود منم میخواستم برم سریع تو رختخوابم بخوابم .ا
این مسواک برقیه دو تا سر داره جداگونه یکی مال منه یکی خواهرم! :-" ولی مسواکه همیشه پیش خواهرمه ک بذارشون تو شارژ(نمیذاره تو مسواک دونی! :|).منم رفتم مسواکو برداشتم سر مسواکم برداشتم و خمیر دندون و غیره مالیده شد و مسواکو زدم با آرامش بعد تو ذهنم میگم این مسواکه چرا همچینه؟شکل و شمایلش فرق داره! :-".حالا مسواک تموم میشه منم در حال تمیز کردن مسواک نگا میکنم میبینم عع! :-" این مسواکه چقد شبیه مسواک خواهرمه! :-"...شبیه ک نه مال خودشه !
 
پاسخ : سوتی‌ها

شوهر خواهرم خیلییی فوتبالیه، و برعکس خواهرم که تقریبا هیچی از فوتبال نمیدونه ;D، یه بار نمیدونم دقیقن چه تیم هایی باهم بازی داشتن، که مثلن خواهرم اومد بگه

که آره منم باهات همراهی میکنم و بازی فوتبال رو میبینم و نتیجه رو دنبال میکنم و این حرفا.. 8-^

بازی تموم شد. نیکو (خواهرم) حس میکرد الان منبع اطلاعات فوتبالیه! B-) حین بازی هم هرچی سوال داشت از شوهر خواهرم پرسید.

بابام یهو اومدن و پرسیدن: امید (شوهر خواهرم) نتیجه بازی چی شد؟

خواهرم با اعتماد به سقف، مصمم و با صدایی بلد و رسا داد زد: 0- هیچ به نفع بارسلونا! :))

اعضای خانواده متوقف نمیشدن از خنده :)) :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

دبیر هنر رفتن پاتخــته و میخواستن یه چیزی رو ذکر کنن این وسط خودکارم وسطشون بود ایشون نوشتن "خوکادرو...."من خـانم ببخشید خودکار دیگه بار دوم برای اصلاح نوشتن"خودکادر..."من خانــم.. :))
اون :| :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

من واسه یکی از درسام از اول ترم سر کلاساش مقاومت کرده بودم نمیخوابیدم جزوه مینوشتم ، همین جزوه رو آخر ترم گذاشتم انتشارات ملت کپی کنن شاد شن ، ولی خب جزوه ای ک بین خواب و بیداریو وسط چرت و پرتایی ک میگیمو بازیایی ک میکنیم نوشته شه مسلما دیگه اشتباهات لپی داره حداقل!
اون وقت من یه جایی نوشته بودم "اطلاعات مالی باید افشای مناسب داشته باشه و ویژگی کیفی بیان صادقه را دارا باشند وگرنه باعث _گمنام_ شدنِ استفاده کنندگانِ صورتهای مالی میگردد"
اون وقت الان واضحه ک منظوم "گمراه" بوده درواقع
بعدا یکی از کسایی ک کپی کرده بهم زنگ زده بود داشت میپرسید ینی اگه بیان صادقانه نباشه اون نویسنده هه گمنام میشه دیگه بهش اجازه فعالیت و اینا نمیدن؟ ;;) بیچاره فک کرده بود این جمله خیلی مفهومیه رفته بود تو عمقش چ تفسیرایی کرده بود :))
تهشم قانع نشد گفت نه این حتما ی منظوری داشته
اومدیم ثواب کنیم فک کنم ملت این چرت و پرتا رو سر امتحان بنویسن یه عمر نفرین پشت سرمه :))
 
Back
بالا