goldengirl
کاربر فعال

- ارسالها
- 25
- امتیاز
- 176
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- نیشابور
پاسخ : سوتیها
چندوقت پیش تلفن زنگ زد منم برداشتمش یه آقایی بود خیلی گرم گفت سلام دخترم من عمو محسنم شناختی؟

من عمو محسن ندارم باخودم گفتم حتما یکی ازهمکارای بابامه گفتم سوتی ندم بگم نمیشناسم یه وقت ضایع نشم
رفتم بابامو صداکنم حالا بابامم دم دربودوداشت باهمسایه صحبت میکرد گفت کیه؟گفتم همکارتونه خلاصه بابااومدوخیلی گرم
سلام واحوال پرسی کردبعد یه دفعه دیدم گفت خواهش میکنم خداحافظ

بعد فهمیدم مرده اشتباه گرفته خلاصه که خیلی ضایع شدم یعنی ادم باچنگال اب بخوره اینجوری ضایع نشه نه؟؟؟؟

چندوقت پیش تلفن زنگ زد منم برداشتمش یه آقایی بود خیلی گرم گفت سلام دخترم من عمو محسنم شناختی؟

من عمو محسن ندارم باخودم گفتم حتما یکی ازهمکارای بابامه گفتم سوتی ندم بگم نمیشناسم یه وقت ضایع نشم
رفتم بابامو صداکنم حالا بابامم دم دربودوداشت باهمسایه صحبت میکرد گفت کیه؟گفتم همکارتونه خلاصه بابااومدوخیلی گرم
سلام واحوال پرسی کردبعد یه دفعه دیدم گفت خواهش میکنم خداحافظ

بعد فهمیدم مرده اشتباه گرفته خلاصه که خیلی ضایع شدم یعنی ادم باچنگال اب بخوره اینجوری ضایع نشه نه؟؟؟؟



هی راه می رفت اوضاعی بود خلاصه بعد یه سوال داد بهمون اصل لانه کبوتری رو 
درمیاد . ازش میپرسه چرا میخندی؟!
فروشنده میگه که اینجا فروشگاه کتابهای انگلیسی هستش 
} : خوبالا

اینم بابام 


