• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

بگم؟ بگم؟ ... ازینا که زیاده ولی قشنگه :-" (اعتماد به سقف)

دوستم میگوید:
اون روز خودمون رو کشتیم به هلیا (خواهرش- 8 سالشه) شطرنج یاد بدیم.
موقعِ بازی دیدیم داره فیل رو اِل مانند حرکت میده!
ما: هلیا جان، حرکت فیل اینطوری نیست :)
هلیا: فیل خودمه، اختیارشو دارم :>

;D ینی منطق من سر فرود آورد در برابر این بچه!!

تو فیلمه دختره نمیدونه کفش چیه ;D عکس العملش وقتی کفش پاش میکنه:
AAAA(in alan jigh bud). I love that 8-^
where are my feet?
:)) ینی ما هم یه همچین عکس العملی میداشتیم آیا :-?

یکی از بچه ها تو ح.ب نوشته بود:
این داداشِ منو داداشم چار ساله ازدواج کردن
البته ویرایش شد دیگه ;D

پ.ن: حالا ما نخواستیم ریا شه ...
ولی تو گوشی میگن: اعلام کنید این سوتی آخریه مال "محمد پسندیده فرد" ــِ
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتم با یه آدم خیلیییی شاخ ( طلا جهانی ) حرف میزدم بعد
گفت : من اگه مامانو دیدم میگم بهتون افتخار کنه
من خیلی جدی : مگه مامانتون کجاس ؟ ;;)
اون فرد : مامان شما منظورم بود :-"
من : آهان :-"

کاملا فهمید من چقد ذهنم منحرفه :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

وای من دیروز بعد ناهار اومدم از مامانم تشکر کنم نمیدونم داشتم به چی فک میکردم گفتم مامان دستت درست!!! :-" :-"
ادم بمیره جلو داداشش سوتی نده بهم میگه از این به بعد یه دسمال یزدیم بگیر دستت بگو نوکککککرم مامان ..... :-L
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیشب به مامانم گفتم می خوام یه چیزی بهت بگم که وقتی شنیدی از تعجب ، بال در میاری!!!!!!!!!!


اینم اختراع جدید من : از تعجب شاخ در میاری + از خوشحالی بال درمیاری = از تعجب بال درمیاری!!!!!!!!! =)) =)) =)) =)) :)) :)) :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

رفته بودیم بعله برون داییم
بحث سر ماه تولد بود بعد من و زن دایی جدیدم!! متولد ابان بودیم من برگشتم گفتم ابانی ها خیلی ادمای خوبین و اینا
داییم :بعله ولی ب شرطی ک ادم باشن :))
من:من ک فرشتم :>
داییم: #-o :-" :-[
زن دایی جدید: :-L :-w
ملت بقیه: =)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز عموم داشت تعریف میکرد میگفت :
یادش به خیر وقتی احسان (پسر عمم) تازه 1 سالش شده بود یه بار انداختمش هوا که بعد بگیرمش ، بعد اون قدر رفت بالا که سرش خورد به سقف !! نفهمیدیم سقف پایین بود یا ما زیاد پرت کردیم !
میگم پسر عمم خله حالا فهمیدم چرا !
 
پاسخ : سوتی‌ها

این خیلی قدیمیه...
پنجم که بودم,یه بار سر کلاس بودیم(البته مدرسه نبود)بعدش موبایل دوستم دستم بود,ردیفه جلو هم نشسته بودیم...
معلممونم مرد بود و البته جدی...
نمیدونم چی شد دستم خورد رو یکی از دکمه هاش اهنگ با صدا بلندplay شد...
حالا مگه ما میتونستیم اینو stop کنیم...
خیلی بد بود...
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیروز بابام میگه
ری را برو تو کولر آب بریز بادش خنک شه.
بعد من : بلد نیستم
بابام:خو ببین 4 لیتری رو بردار برو نزدیک زمین آب بریز اونجا خشک تره
من:ع؟یعنی رو زمین بریزم آبو؟!بعد خو چجوری باد کولرو خنک میکنه؟ :-?
(لامصب یه جور گفتم انگار قانون نسبیت انیشتنو فهمیدم!)
بابام: X-( رو پوشالو منظورم بود.بیخود کرده هر کی گذاشته تو کنکور بدی!اون رئیس سازمان سنجشم خول تر از تو! X-(
هیچی دیگه.تا من رفتم آبو بریزم بیام بابا هنو داشت داد و بیداد میکرد!
;D
...
برا کنکور پی ام سی و حذفیده بودم
بعد دیروز داشتیم فرکانس میگرفتیم و پیداش میکردیم
بابام به بچه ها:چشاتونو ببندید شاید یه چیز بد داشته باشه
بعد اونام گفتن:باشه
یهو زدیم و دختر و پسر و خلاصه بعــــله!
یهو خواهرم جفتک زد و خاموش کرد و چن تا فحش داد به بی حیایی ملت! ;D
یعنی همچی خانواده ی فانی داریم! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

به یکی از دوستام میگم که فیلم دانلود میکنی،فیلمای بد بد دانلود نکنیا!!! :-" ;;)
میگه نهههههههههههه!!!! دارم بازی والیبال ایران-ایتالیا رو دانلود میکنم،از 100 تا فیلم جذاب تره ;D =))
من: :| :-s
اون: :-" :-??
 
Back
بالا