• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

بایکی از دوستام داشتیم راجب شغلا می حرفیدیم
بَد من شروع کردم راجب یکی از شغلا که خودم متنفرم بد گفتم
عاغا هعی من بد گفتم
آخرش فهمیدم بابای دوستم همون کارَس X_X
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو مدرسه زنگ تفریحمون خورد و بچه ها نزدیک پله ها بودن.
بعد یه هوویی یکی از بچه ها اشتباهی یکی از معلما رو از رو پله ها هل داد پایین.
بدبخت معلمم که هول کرده بود موقعی که افتاد همینجوری سرشو انداخت پایینو رفت.
بعد همه بچه ها شروع کردن به بلند بلند خندیدن.
و شعار دادن!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

من داشتم خالـه شـادونه نگاه میکردم دوبـاره ;D
خاله شادونه: اسمت چیه؟ :-?
بچه :عســــل ;;)
خاله شادونه:عسل چه جوریه؟ 8-^
بچه:مثل مرباست ^-^
خاله شادونه:مربا چه مزه ایه؟!
بچـه:تـُــرشه! 8-^
 
پاسخ : سوتی‌ها

دختر عمم شاد و خوشحال جوراب خریده اومده میگه: نیگا کن توش پشت پنبه ایه؟!!!!!
:)) ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوستم: بعد محرم و صفر عروسی دختر عممه
من:پسر خاله منم عروس شده ...!
 
پاسخ : سوتی‌ها

ما معلم زیستمون بنده خدا نوک زبونی بعضی موقع ها صحبت میکنه ولی همیشه میخواد طبیعیش کنه. مثلا':::::: سر کلاس اینجوریو میگه:::::اینزوری بعدش برا اینکه طبیعیش کنه همیشه یه جوک مسخره تعریف میکنه که بچه ها نمیخندن و بعد خودش ضایع میشه!!!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

چند ماه بعد از مرگ مادر بزرگم یه روز دوستم خیلی ناراحت اومد مدرسه گفتم چی شده کلی گریه کرد که مادربزرگم حالش بده و باید دیالیز بشه منم گفتم این که اشکال نداره مامان بزرگ منم دیالیز میشه دختره یه ذره امیدوار شده بود (منم که یادم نبود مادر بزرگم فوت کرده)دوستم پرسید الان حالش چه طوره تازه به خودم اومدم گفتم مرده.... دوستم :((
من ^#^
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکی میاد بانک بزنه غافل از اینکه 17 سال که همون بانک تبدیل شده به فیزیوتراپی!
حالا شما فرض کنین میاد داخل،تیر هوایی میزنه با چندتا بیمار که منتظر دکتر نشستن روبرو میشه!!!نیم ساعت هنگ بوده بعد میاد 340 یورویی که تو صندوق مطب بوده برمیداره...از اونجایی که نقشش کاملا شکست خورده از مطب میاد بیرون پلیسم که تو این مدت فرصت کافی برای اومدن داشته دستگیرش میکنه و محکوم میشه به 7 سال زندان :))
حالا از سوتی این دزد که برنامه ریزیش حرف نداشته بگذریم،مسئول فیزیوتراپی که بعد از 17 سال همت نکرده تابلوی بانکو عوض کنه فوق العادس =D>
 
پاسخ : سوتی‌ها

داداشم بعد نماز جماعت .بلند گفت: ان الله و ملائکه یصلون علی النبی یاایها الذین کفروا .صلوا علیع و سلمو تسلیـــــــــــــما...
یه دفعه مسجد ترکید و کل حالت روحانی نماز از بین رفت...
 
پاسخ : سوتی‌ها

به مدیر مدرسه میگیم: خانوم این معلما خیلی تند تند امتحان میگیرن

مدیر مدرسه:چشم.بهشون میگم به جای امتحان رسمی هرجلسه فیس بوک بگیرن
(منظورش کوییز بود ;D ;D ;D)

تنها شباهت بین فیس بوک وکوییز اینه که هردوشونم خارجکین.وگرنه شباهت دیگه ای نمیبینم من :)) :))
 
Back
بالا