• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

melina03

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,198
امتیاز
15,430
نام مرکز سمپاد
فرزانگان1
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
چیزی ک باید میگفتم: این تو سوال استاد #$%^#$% هم بود
چیزی ک گفتم: این تو استاد $^%$%&^& هم بود😂🍃
خداروشکر استاد خودی بود.. خداروشکر
 

Naghmeh08

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
449
امتیاز
5,576
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۱
شهر
کرج
سال فارغ التحصیلی
1405
آقا امروز خیلی فاز گنگ و دعوایی گرفتم برم دستشویی ..این در راهروعم برقیه، خدا سر دشمنتونم نیاره، چشمیش گیر کرد تا نصفه باز موند ن تنها عین مارمولک پرتاب شدم چسبیدم روش از اونور با اقتدار تمام ۱۸۰ درجه باز شدم..
ینی از صب دارم ب اون پوزیشنی که دبیر شیمی ازم دید میخندم🤣بیچاره تو حال خودش بود یهو دید در راهرو با یه دانش اموز گمنامی اومده جلوش
همزمان اون لحظه:سلاااام صبحتون بخیر
هیچی دیگه حیثیتم رفت
مامانم اینجوریه دیگه حداقل درای مدرسه رو نشکن :)
یه روز عین آدم نمیگذرونیم ک😂🙂
پ ن : تصویر ناگهانی مشاهده شده از وی
 
ارسال‌ها
873
امتیاز
4,297
نام مرکز سمپاد
شهیداژه ای
شهر
اصفهان
سال فارغ التحصیلی
1402
دانشگاه
UI
رشته دانشگاه
مهندسی مکانیک
اولین روزی که رفتم دانشگاه وقتی خواستم غذا از رستوران بگیرم، اونی که سفارشارو می‌گرفت یه سر تکون داد ینی چی میخوای؟
منم با اعتماد به نفس اسم و فامیلمو گفتم بهش
کل صف غذا از خنده ترکید🥲😂
 

*100RA*

لنگر انداخته
ارسال‌ها
3,382
امتیاز
12,211
نام مرکز سمپاد
xy
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
1404
برنامه کلاسیمون یجوری بود که دو زنگ آخر شنبه فیزیک بود ، دو زنگ پشت سر هم
زنگ سوم که خورد تا زنگ چهارم نگو دبیر فیزیک مونده تو کلاس و رفته اون ته کلاس نشسته
و آره دیگه ماهم بعد زنگ تفریح اومدیم تو یکم رقصیدیم یکم به هم فحش دادیم
و آره همشو شنیده بود دقیقا
شکر خدا دیگه اون برنامه رو عوض کردن
 

Ayda-kz

کاربر فوق‌فعال
کنکوری 1403
ارسال‌ها
77
امتیاز
831
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
...
سال فارغ التحصیلی
1403
مدال المپیاد
طلای المپیاد Overthinking
بیشتر بدشانسیه تا سوتی ولی صدها دانش اموز در روز های مدرسه همراه خویشتن گوشی میبرن و میارن و هیچی نمیشه!
من یبار تو عمری که از خدا گرفتم بچگی کردم گوشی رو خاموششششش بردم اونم چون بعد مدرسه قرار بود با خالم بریم بیرون و باهاش هماهنگ کنم
ما با کلی استرس :حس میکردم قاچاقچی مواد مخدرممم که هعی از کنار پلیسا رد میشه اینو بردیم و خلاصه نشستیم سر کلاس و دانش اموزا اومدن
ساعت 7 و 5 دقیقه روشن شد الارمشو داد و بعد خاموش شد
آلارمشم زنگ خطر اژیر قرمز بود که اصن حواسم نبود برای مواقعی که کار به فاجعه میرسه و خیلی خواب میمونم گذاشتمششش رو تکرار
 

*100RA*

لنگر انداخته
ارسال‌ها
3,382
امتیاز
12,211
نام مرکز سمپاد
xy
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
1404
مدیر اومد تو کلاس یکم در مورد برنامه تحصیلی و اینا حرف زد
یه سری مزخرفات رو تخته نوشته بود
مدارس پسرونه هم یجوریه که امکان نداره کسی گوشی نیاره مدرسه
خلاصه حرفاش که تموم شد گفتم آقا میشه از تخته عکس بگیریم ؟
یه لحظه هنگ کرد
گفت با چی میخوای عکس بگیری ؟
منم دیدم بدجوری خراب کردم گفتم با چشام عکس میگیرم
آره خلاصه به خیر گذشت
با اینکه با دستگاه دنبال گوشیا گشتن ولی گوشی هیچکسی پیدا نشد
 

melina03

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,198
امتیاز
15,430
نام مرکز سمپاد
فرزانگان1
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
ی دوستی از خوزستان اومده بود مشهد. بعد میخواسته بره شیرینی خامه ای بخره.. بعد گفته بزار بگیم نارنجک فک نکنن مشهدی نیستیم گرون بدن و این چیزا
رفته مغازه یادش نبوده اسمش چی بوده.. گفته اقا شیرینی خمپاره بدین =))
 

_Violoncello_

کاربر نیمه‌فعال
ارسال‌ها
16
امتیاز
40
نام مرکز سمپاد
...
شهر
دزفول
سال فارغ التحصیلی
1406
همه به شکل صد در صدی از یکی از دبیرامون بشدت بدمون میاد
یه روز داشتیم حرف می زدیم و میگفتیم که آره هرکی نتونست رتبه خوبی بیاره میره دبیری و یکی از بچه ها گفت آره مثل فلانی !
بد چی بود؟ این که پشت سرمون بود و زل زده بود بهمون))))
* بعد از سه هفته هنوز نتونستیم تو روش نگاه کنیم
 

Ayda-kz

کاربر فوق‌فعال
کنکوری 1403
ارسال‌ها
77
امتیاز
831
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
...
سال فارغ التحصیلی
1403
مدال المپیاد
طلای المپیاد Overthinking
ما یکم سرایدارمون تنبلن:)
بعد تو این دهه اخیر مدیریت دبیرستان عوض شده ...یکی از دبیرا دوباره تدریس برداشته بود اینجا
بعد گفت :اینجا از 7 سال پیش هیچ تغییری نکرده یادش بخیر...فقط رنگش نو شده
من:اره اقای فلانی از 7 سال پیش جارو هم نشده اگه دقت کنین
بعد بچه ها به تایید من گفتن:بله بله و اینا
اینم داشت میخندید
بعد گفت حالا من که نمیگم بهشون ولی خانوم من و خانوم اون اقا باهم دختر دایی دختر عمه هستن ...
 

Sajjad_Simon

کاربر نیمه‌فعال
ارسال‌ها
8
امتیاز
27
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
بجنورد
سال فارغ التحصیلی
1406
یه روز با رفیقام داشتیم دباره معلم عربی مون که ازش بدمون میاد صحبت میکردیم یهو اومد داخل یکی از رفیقام هم بلند گفت خرس اومد اونم برگشت یجوری به رفیق ما زل زد رفیقما در رفت دیگی هیچی یگه رفیقما 2 هفتست جرعت نداره بیاد سر کلاس عربی
 

Ayda-kz

کاربر فوق‌فعال
کنکوری 1403
ارسال‌ها
77
امتیاز
831
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
...
سال فارغ التحصیلی
1403
مدال المپیاد
طلای المپیاد Overthinking
https://uupload.ir/view/-2147483648_-211358_(1)_g3iq.mp4/
یبار کلاس هفتم بودم هیچوقتتت یادم نمیره مطالعات 17.25 شده بودم خیلی هم عصبانی از دست خودم بودم و اینا
رفتیم خونه بابابزرگم اینا که مرغ و بوقلمون و ...دارن
من کاغذ امتحانی رو انقد تیکه کردم که تجزیه شد بعد خیس کردم انداختم جلوشون که بخورن
و منتظر موندم تا اون امتحان شوم خورده بشه ...
فرداش رفتیم مدرسه و دبیرش گفت با توجه به نمرات درخشانتون همه میدین مامان باباتون امضا کنن بیارن
این شانس ما:))))حالا بیا از تو شکم مرغا امتحان مطالعات اجتماعی درار :)))))))
مجبور شدم خودم بگم و یه کاغذ برداره رو یه کاغذ بنویسه که نمره درخشانمو دیده:))))
 

*100RA*

لنگر انداخته
ارسال‌ها
3,382
امتیاز
12,211
نام مرکز سمپاد
xy
شهر
تبریز
سال فارغ التحصیلی
1404
به رسانا های اهمی گفتم رسانا های ت*خمی
 

Xiao

کاربر جدید
ارسال‌ها
1
امتیاز
1
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۱
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1405
وقتی سال هفتم بودم، یک‌بار میکروفونم سرکلاس باز بود(سال هفتم‌مون بخاطر کرونا کلهم آنلاین بود)و خارجی حرف می‌زدم اون‌موقع و معلم گفت کیه که عجیب غریب حرف می‌زنه؟ آبروم رفته بود اون‌موقع😂
 

melina03

کاربر خاک‌انجمن‌خورده
ارسال‌ها
2,198
امتیاز
15,430
نام مرکز سمپاد
فرزانگان1
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1404
می خواستم بگم دوره طلا گفتم دولِ طلا =))
پیش بچه ها البته خداروشکر O_O
وای.... سلام استاد میشه یکم برامون در مورد دول طلا بگین🙂... یا اسطوخودوس... دیگه در این حدم سوتی نیستم دیگه(من فردا جلو استادم:
 

Xpac

Physics Fucker
ارسال‌ها
229
امتیاز
542
نام مرکز سمپاد
شهید بهشتی
شهر
اهواز
سال فارغ التحصیلی
1405
مدال المپیاد
المپیاد کاشتن خیار
یه بار کلاس نهم
زنگ تفریح خورده بود
باید میرفتیم واسه زنگ دوم
من و رفیقم که اسسمش ابولفضل بود وایساده بودیم داشتیم به نقشیای روی دیوار نگاه میکردیم
منم که مغز خراب ... یه چیزی نوشته شده بود روی دیوار کلاس که این بود: tk
من این tk رو به بدترین فحش ناموسی ممکن تبدیل کردم(کسیو خطاب قرار ندادم ... پسرا میدونن چی میگم :)) ) و با بلند ترین صدای ممکن دادش زدم
و همینطور که دادش زدم چرخیدم سمت در برم آب بخورم دیدم ناظم وایساده چش تو چش
یه سلام کردم و فرار کردم و تا سه روز چسبیده بودم به دوستم 🤣
 

spy404

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
180
امتیاز
285
نام مرکز سمپاد
حلی ۱
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1406
سخنانی از من سرکلاس امروز المپیاد:
جمله اصلی: خرس میکشتت
حرف من: خرس میکنتت
جمله اصلی: پلیس با دزد مکانش یکی میشه
حرف من: دزد و پلیس میرن مکان
 

𝕳𝖊𝖗𝖇𝖆𝖑 𝕿𝖊𝖆

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
134
امتیاز
212
نام مرکز سمپاد
G.F
شهر
G.G
سال فارغ التحصیلی
1406
همین ک به جای کیوان رو تخته گردالی واو رو کوچیکتر بنویسی و بشه
کی*ران
کافیه . نمیخوام بیشتر حرف بزنم...
 
  • خنده
امتیازات: R.Z

hypnos

کاربر فوق‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
706
امتیاز
10,673
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1404
مدال المپیاد
انتظار...
روز تولدم سرکلاس المپیاد، استاد ازم پرسید نسبت به سن جدیدت چه حسی داری و من اومدم با توضیحات فراوان به انیمیشن گیسوکمند ارجاع دادم که وقتی بچه بودم اونو می‌دیدم و فکر می‌کردم خیلی ازم دوره که ۱۸ سالشه، حالا خودم یه سال با ۱۸ فاصله دارم.
این مضمون چیزی بود که می‌خواستم بگم ولی از اونجایی که فهمیدم کسی غیر من گیسوکمند ندیده اول مجبور شدم داستانش رو توضیح بدم و کل کلاس با قیافه‌ی پوکر زل زده بودن بهم🥲🤣
آره خلاصه، خدا نصیب نکنه
 
بالا