• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

داشتم فيلم نگا ميكردم از پسره تو فيلم كلى حال كرده بودم بد بابام داشت ميرفت بيرون گفت چيزى لازم ندارى ؟من مخواستم بگم برو شام با مخلفات بخر اشتباهى گفتم چرا از اين پسره برام بخر با مخلفات بابام :-? :-w :oمن :-[ ;D :-"منظورم همون شام بود
 
پاسخ : سوتی‌ها

ظهر منتظر تاکسی بودم تو گرما مدت طولانی وایستاده بودم بهو دیدم یک ماشین دنده عقب اومد خوشحال پریدم بالا


اقاهه گفت:خانم بفرمایید پایین منکه مسافر کش نیستم دنده عقب اومدم پارک کنم


من تازه دوهزاریم افتاد رنگین کمون شدم از ماشین اومدم پایین
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتم پست میدادم،
داداشم اومده نیگا میکنه! اینو ( :-h) دیده به این حالت :)) میگه مثلا داره شیشه پاک میکنه! ;D
منو میگی! =)) =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

عيد مبعث امسال بود...تا از خواب بيدار شدم مامانم پريد تو اتاقم گفت عيدت مبارك =D>گفتم چه عيدي؟؟؟ (:|گفت مبعث ديگه ~X(منم كه اول صبي مخم هنگ كرده بود گفتم:بعثت كي؟! :)) :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتيم درباره سعيد علي حسيني (فردي كه نزديك بود ركورد رضازاده رو بزنه) صحبت مي كرديم،محمد (همكلاسيم) اومد گقت بحث راجع به چيه؟ گفتيم سعيد علي حسيني.ميشناسي كه؟ گفت آره بابا همون كشتي گيري كه ركورد رضازاده رو زد.
من :-?
كلاس =))
محمد ???
علي حسيني :-??
مديرعامل كنفدراسيون كشتي آزاد و فرنگي :-L
كلمه «ركورد» X-(

زنگ ورزش بود،معلم گفت تيم فوتبال برن حياط،بدمينتون و پينگ پنگ روي ميز!!! برن وسايل بگيرن...!!!! ;D

توپ پينگ پنگ در كمد اتاق معلم ورزش: :|
معلم ورزش پس از سالها: :))
سازمان فيفا،فيلا و پفيلا: :o
من،محمد و تيم فوتبالي كه داشتن راهي ميشدن: :)

~محدثه : پست متوالی ترکیب شد.
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلممون امروز تو کلاس از بچه ها سر کامپیوتر امتحان میگرف .یکی امتحان میداد میومد کنار اون یکی میرف.منم امتحان رو داده بودم و رو صندلی اون نشسته بودم و داشتم لیست نمره ها رو نیگا میکردم.رو میز هم پر کیف بود.یه دفعه گوشیش رو میز ز زد منم گفتم این گوشی کیه؟پنج تومن جریمش رو بزاره رو میز لطفا.آخه معلممون گفته هر کی صدای زنگش بیاد پنج تومن جریمه داره.یه دفعه دیدم بالای سرم واستاده با این قیافه :-w منم X_X
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکی از دوستان ( برا این که آبروش نره اسمشو نمیگم ) گفت شما جاهای تاریخی که جدید زدن رو ندیدین
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیشب طبق معمول همیشه به داوشم گفتم بیا بریم دوچرخه سواری ;D
لباسامو پوشیم
چک کردم دیدم همه چیم همراهمه
پامو از دره آسانسور بیرون نزاشته بودم دیدم داداشم از شدت خنده آبی شده ;D
تا بگم بش چی شده نگا کردم به شلوارکه سبزه راه راهه خودم که تا بالایه زانوم بود
منو داداشم تو آسانسور واسادیم داریم میخندیم چنتا از همسایه همونم جلو در
کلا یه جو آبرو داشتم اوئنم دیگه ندارم ;D :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

خونه داییم اینا بودم..زنگ در خونشون زد!!!
زن داییم گفت ببین کیه!!!
_هان?!? ;D یعنی ببخشید!!!بله?!? ;D
_منم!!!!
_منم,کیه?!? :o
_منم دیگه!!! ;;)
_اهان!بله,شمایید!!!بفرمایید!!!
...
اومدم به زنداییم میگم داداشته!!! :>
زنداییم: :o :o :oاون که امریکاست 8-} 8-}
من:اخی!!!چشت روشن!!!اومده بهتون سر زده سر بزنه ;D
چند ثانیه بعد...
هه!!!مامانش بود ;D
من:خب!!!یه ایفون تصویری بذارین دیگه ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

وای من باز دیشب گند زدم X_X
ساعت حدودا 11 بود منم داشتم به یکی از بچه ها اس ام اس میزدم توی جریان همین خانواده ی سمپادیا
بعد یه اس ام اسی فرستادم درباره ی خواستگاری و عروسی و شوهر اینجوری حرفا :-[
بعد دیدم این اصن جواب نمیده تا دوباره اس زد که چرا جوابمو نمیدی
من اینجوری بودم دقیقا :o رفتم گشتم اس ام اس هامو دیدم من اشتباهی به منشی آموزشگاه اس ام اس زدم :-[ :-[ :-[ :-[
چه قدرم ضایه بود :-s =))
 
Back
بالا