Mahsa_j
کاربر نیمهحرفهای

- ارسالها
- 267
- امتیاز
- 2,529
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان3
- شهر
- مشهد
- سال فارغ التحصیلی
- 1404
با من از سوتی دادن حرف نزنین
همین یک ماه پیش که تو آزمایشگاه بودیم
بعد از تشریح میگوها و شاهمیگوها
وسایل رو جمع کردیم
بعد من از اون میگویی که تشریح کرده بودم، همه پاها و اجزاشو گذاشته بودم رو یک دستمال کاغذی روی میز که بعدا با خودم ببرمش خونمون(دوست داشتم نگهشون دارم بعنوان اولین تجربه تشریح میگویی که داشتم، آخه خیلیم قشنگ بودن واقعا!)
بعد که وسایل جمع شد، رو میز رو نگاه کردم و پیداش نکردم(یکی از بچهها موقع تمیز کردن میز، انداخته بودش دور)
بعد فک کنین جلوی دوتا استاد و بچه ها
بلند گفتم: "پاهای من کوووو؟؟!!"
هیچی دیگه، همه تا چندلحظه با بهت بهم نگاه میکردن که منظورت چیه
بعد که فهمیدم چی گفتم، سریع اصلاحش کردم که بابا، منظورم پاهای میگوم بود، ولی خب دیگه دیر شده بود و همه خندیدیم
همین یک ماه پیش که تو آزمایشگاه بودیم
بعد از تشریح میگوها و شاهمیگوها
وسایل رو جمع کردیم
بعد من از اون میگویی که تشریح کرده بودم، همه پاها و اجزاشو گذاشته بودم رو یک دستمال کاغذی روی میز که بعدا با خودم ببرمش خونمون(دوست داشتم نگهشون دارم بعنوان اولین تجربه تشریح میگویی که داشتم، آخه خیلیم قشنگ بودن واقعا!)
بعد که وسایل جمع شد، رو میز رو نگاه کردم و پیداش نکردم(یکی از بچهها موقع تمیز کردن میز، انداخته بودش دور)
بعد فک کنین جلوی دوتا استاد و بچه ها
بلند گفتم: "پاهای من کوووو؟؟!!"
هیچی دیگه، همه تا چندلحظه با بهت بهم نگاه میکردن که منظورت چیه
بعد که فهمیدم چی گفتم، سریع اصلاحش کردم که بابا، منظورم پاهای میگوم بود، ولی خب دیگه دیر شده بود و همه خندیدیم











