• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

Sana81

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
191
امتیاز
1,342
نام مرکز سمپاد
farzanegan
شهر
sarab
سال فارغ التحصیلی
1400
در کمال بی حالی رو به یکی از دوستان که راهو بسته بود بالفظی قاطع گفتم (چه جمله ای:D):
راه کن بازو:-"X_X(بازکن راهو)
دوستم =))=))
من:|:-l:-"
 

RZWN

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
416
امتیاز
1,741
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
svh
سال فارغ التحصیلی
1402
دانشگاه
×××
رشته دانشگاه
×××
یکی از آشنا ها باهامون تو ماشبن بود.یه پسر کلاس اولی هم داشت که تازه خوندن یاد گرفته بود.
داشت یکی از تابلو های مغازه ها رو بلند بلند می خوند:
بِـــ رَنج
باباش:برنج:|
پسره:برنج ای ایران نی بـــ شششَرط
عهه بابا نگاه کن برنج ایرانی به شرط چاقو هم هست .میشه بخریم؟
من :|:))
باباش و بابام=))=))=))
خودش:-/o_O
 

Z.BBH04

گودوخ^^
ارسال‌ها
625
امتیاز
3,105
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۷
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1401
عاقا یجایی بودیم ، خونه یکی از دوستام
بعد من طبق معمول داشتم وای فای های منطقه رو چک می کردم ک یدفعه این اومد
Babaee
داد زدم پا شدم گفتم وا ای ییی همسایتون اسم های فایش بَبَعی یه !! ببعیییی گوگولیییی .. خلاصه همینجوری داشتم ذوق می کردم ک دیدم همه عین ببعی بهم نگاه می کنن ( یه بازه زمانی خیلی تو کف ببعی بودم عاقا )
برگشتم گفتم چیه
+ زینب ، اون بابایی عه احمق
- نه ..... ببعی نیست ینی ؟
+ ....خاک بابا خاک
خ بد ضایع شدم بددداااا
ولی خیلی شیرین عه برام الان

ببعی ^^^_______^^^
 

Dina.A

کاربر نیمه‌فعال
ارسال‌ها
10
امتیاز
66
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۱
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1404
من یه بار داشتم از کلاس خارج مشدن بعد در زدم بعد گفتم کودومتونید دارید به میز کوبید
یهو کل بچه ها رو زمین ولو شده بودن داشتن می خندیدن منم تا دوستم بهم نگفت چی شده موضوع رو نگرفتم~X(~X(
 
آخرین ویرایش:

breeze

نسیم
ارسال‌ها
732
امتیاز
6,945
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
داراب
سال فارغ التحصیلی
98
دانشگاه
ایشالا شیراز
رشته دانشگاه
ایشالا پزشکی
دوستم زنگ زد به تلفن خونمون جواب دادم و یه سوال داشت جواب دادم بعد گفت صدا نمیاد درست من زنگ میزنم به گوشیت و از اونجایی که خیلی سوال میپرسه وقتی زنگ زد به گوشیم برا اینکه زود قطع کنه گفتم مینا جان من خونه نیستم رسیدم هونه سوال ریاضی تو جواب میدم
گفت من همین الان زنگ زدم تو خونه بودی لامصببب
بعد این قضیه دوس نداشتم پامو تو مدرسه بزارم :))
 

Z.BBH04

گودوخ^^
ارسال‌ها
625
امتیاز
3,105
نام مرکز سمپاد
فرزانگان ۷
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1401
عاقا عاقا
سر کلاس دینی بودیم
بعد دبیر گفت ک اهداف ما و گیاها باهم متفاوته ، اوت غریزی رفتار می کنن و اینا
بعد پرسید ک وقتی ما ی دونه رو می کاریم، چجوری بزرگ میشه ؟؟
کلاس سکوت بود .. یدفع منو بغل دستیم گفتیم : عمودی !!
کلاس منفجر شد و من بعدش فهمیدم چ گندی زدم
.........
سر همین کلاس دینی و در همون زنک ، معلم گفت ک می دونین ما چند بعد داریم ؟
همه کلاس : سه بعدی
معلم : نه!! ما دو بعدی ایم ( مادی معنوی میگف)
بعد من چند ثانیه ذهنم درگیر بود ک الان من کاغذم ؟؟ دو بعد دارم /؟
با دوستان ب اشتراک گذاشتم و اونا هم گفتن ک ب همین چیزا فک کردن ... نخبه های مملکتیم واقیعا
.......
سر کلاس عربی ک با همون دبیر گرامی داشتیم ، داشت اسم های مذکر حقیقی رو می نوشت .. نوشت ثور
بعد از دختره پرسید این چیه ؟
اینم گفت گاو
دبیر گفت چ گاوی ؟؟
ب تخته نگاه کرد و گفت : ماده !!!
ب فناااا رفتیم رسما ..
خ جذاب بود


دوستان این سوتی های پربار همش دو زنگ اول امروز بود
داغه داغن lol
 

Mehrka

MEHRKA
ارسال‌ها
327
امتیاز
3,755
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
دوردورا
سال فارغ التحصیلی
1400
دانشگاه
...
رشته دانشگاه
...
یبار میخواستم از کلاس برم بیرون در کلاسو زدم و وقتی دیدم معلم داره بهم نگاه میکنه دوباره ناخوداگاه بازم در زدم و رفتم بیرون و تازه وقتی صدای خنده بچه ها رو شنیدم فهمیدم چیکار کردم
 

mitokondry

مرغابی شیطون
ارسال‌ها
351
امتیاز
4,562
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
دامغان
سال فارغ التحصیلی
1401
سر زنگ زیست
معلم در تلاش برای توضیح ازمایش:
+بچه ها هرکی داشت اینو میکرد حواسش باشه پرده پاره نشه:D
خیلی اروم و بادقت باید انجام باشه
-خانم خیلی سخته ها
+غیرممکن نیس ک باید دل بدید به کار اما برای بخش ب اگ پاره هم شد اشکال نداره اما حواستون باشه زیاد پاره نشه

و این کل کلاس بود ک ناگهان بهم نگاه میکردن و لبخند میزدن و بعد سرشونو میندازن پایین:))X_X
 

shgh.tv

کاربر حرفه‌ای
کنکوری ۹۹
ارسال‌ها
339
امتیاز
2,233
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
شهرکرد
سال فارغ التحصیلی
1398
ی بار معلممون میخواست با سیستم کلاس ی فایلی رو باز کنه پیداش نمی کرد. بش گفتم "حلقه ی وسط موس" رو بتابون رو ب پایین.
گفت "SCROLL" رو میگین؟
نابود شدم
 

farnaz_jr

کاربر جدید
ارسال‌ها
0
امتیاز
242
نام مرکز سمپاد
.
شهر
.
سال فارغ التحصیلی
0000
رشته دانشگاه
-
سر زنگ زیست
معلم در تلاش برای توضیح ازمایش:
+بچه ها هرکی داشت اینو میکرد حواسش باشه پرده پاره نشه:D
خیلی اروم و بادقت باید انجام باشه
-خانم خیلی سخته ها
+غیرممکن نیس ک باید دل بدید به کار اما برای بخش ب اگ پاره هم شد اشکال نداره اما حواستون باشه زیاد پاره نشه

و این کل کلاس بود ک ناگهان بهم نگاه میکردن و لبخند میزدن و بعد سرشونو میندازن پایین:))X_X
در همین راستا پارسال یکی از بچه ها یهو با جدیت گف خانوم اینو چحوری بکنم توش که پاره نشه؟
 

shgh.tv

کاربر حرفه‌ای
کنکوری ۹۹
ارسال‌ها
339
امتیاز
2,233
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
شهرکرد
سال فارغ التحصیلی
1398
عاقا من ۵ سال پیش سر ی قضیه ای دوستام بم گفتن سوتی دادی و هی می‌خندیدن ولی هنوز م هر چی فک میکنم نمیفهمم کجای حرفام سوتی بوده:-?
 
آخرین ویرایش:

a.khakpour77

گُم‌دَرسَر!!!
عضو کادر مدیریت
مدیر کل
ارسال‌ها
1,379
امتیاز
15,737
نام مرکز سمپاد
فرزانگان 5 تهران
شهر
فرز 1 بندرعباس/فرز 5 تهران
سال فارغ التحصیلی
1396
دانشگاه
علوم‌پزشکی تهران
رشته دانشگاه
ژنتیک
رفته بودیم مسجد ختم همسایمون
بعد از نهار کمک کردم سفره رو جمع کنیم و ظرفارو ببریم
دختر مرحوم اومده میگه دستت درد نکنه عاطفه‌جان، زحمت کشیدی
میدونین من چی جوابشو دادم؟!
گفتم خواهش میکنم، ایشالا توو شادیامون جبران میکنید:|:|:|
ینی بعدش دلم میخواست زمین دهن باز کنه من محو شم از جلوش:|
ینی واقعاً خاااااک...
 

Sayuri

در انتظار هیچ :-"
ارسال‌ها
1,290
امتیاز
5,712
نام مرکز سمپاد
Frz
شهر
پایتخت
سال فارغ التحصیلی
1402
دوستم میخواس بگه یکی از دوستاش فرز6 درس میخوند ازدواج کرد
گفت یکی از دوستام فرز6 درس میخوند، درس خوند :|
 
ارسال‌ها
116
امتیاز
1,045
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
شهرکرد
سال فارغ التحصیلی
1398
یه بار سوار سرویس شدیم که بریم خونه تو مینی بوس جا نبود بشینم رفتم دم در وایسادم تکیه دادم به در . همون موقع راننده اومد از بیرون در رو باز کرد و من ولو شدم...=))
خلاصه کل مسیر به افق خیره شده بودم

۰۰۰۰۰۰۰۰

یه بارم معلم ادبیات گفت هرکس از دوران جوانی امام خمینی چیزی میدونه بیاد بالا . من و دو سه نفر دیگه رفتیم
اونا گفتن مثلا چه سالی و کجا بدنیا اومده و شاگرد کی بوده و باباش چجوری کشته شده و ....
نوبت من که شد گفتم ایشون خیلی پسر خوبی بودن:T52:P
معلمه گفت تو اصن برو بشین نمیخواد توضیح بدی :-s#-)
 

Ahoora.o

کاربر حرفه‌ای
ارسال‌ها
432
امتیاز
1,689
نام مرکز سمپاد
استعداد های درخشان علامه حلی
شهر
ملایر
سال فارغ التحصیلی
1404
رفته بودیم مسجد ختم همسایمون
بعد از نهار کمک کردم سفره رو جمع کنیم و ظرفارو ببریم
دختر مرحوم اومده میگه دستت درد نکنه عاطفه‌جان، زحمت کشیدی
میدونین من چی جوابشو دادم؟!
گفتم خواهش میکنم، ایشالا توو شادیامون جبران میکنید:|:|:|
ینی بعدش دلم میخواست زمین دهن باز کنه من محو شم از جلوش:|
ینی واقعاً خاااااک...
دقیقا همین اتفاق برای من ولی توی عروسی افتاد به اشتباه گفتم انشاالله توی غم هاتون شادی کنیم...:-":-":-":-":-":-"

طرف تا ده دقیقه هیمنطوری(:|:|:|) داشت نگاهم میکرد منم همینطور به اون نگاه میکردم آخرش گفتم نه منظورم... نذاشت حرفمو تموم کنم گفت کار خودتو کردی.منم دیگه از خجالت آب شدم:-":-":-"
 

shgh.tv

کاربر حرفه‌ای
کنکوری ۹۹
ارسال‌ها
339
امتیاز
2,233
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
شهرکرد
سال فارغ التحصیلی
1398
عاقا همین چند روز پیش اومدم بگم من بیسکوئیت ویفر و های‌بای دوست دارم
گفتم وای‌فای دوست دارم:-l

:)):))=))=))
 
بالا