• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از Sampadik :
بچه های ما سوتی زیاد میدن!!!یه بار یکی از بچه ها از پشت محکم زد به معاون!!(فک کرد یکی از بچه هاست!!!)
همین امروز ما رو برده بودن دانشگاه واسه بازدید دوستم خانم مشاورمونو هل داد گفت برو گمشو اون ور!!!!!!!!!!
فکر کرد یکی از بچه هاس که جلوش وایستاده!
تازه رنگ مانتوش اصلا شبیه ما نبود ولی نمیدونم چرا فکر کرد یکی از بچه هاس
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوستت عجب خنگي بود.(به دل نگير!)
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار داشتم سر کلاس اجتماعی زبان حل می کردم که معلم سگ اختماعیمون منو صدا کرد که درس جواب بدم
وقتی صدام زد به جای بله گفتم yes اونم همه چیز رو فهمید
وااااااااااااااااااااااااااااای
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار کلاس شلوغ بود اومدم پاچه خواریو اینا... گفتم : هیشکی زر نزنه جز استاد... انداختم بیرون ;D
ولی از اون موقع به بعد دیگه افتاد سر زبونم اون یه بار سوتی دادم بعدش عادت شد از قصد میگم!
پارسالم کیف یکی از معلما دستش بود اشتباه گرفتمش با یکی کیفشو تو دستش شوتیدم پرت شد زمین!!!
چند ماه پیشم با دوستم از پله ها میومدیم پایین معلم شیمیمون پشتمون بود داشتیم حرف میزدیم دوستم داشت کلاسو تعریف میکرد گفت این س.ح(اسم معلممون) ... ... ... ... 4تا فحش داد برگشت به کلاس اشاره کنه دقیقا به معلمه اشاره کرد...
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار سال اول راهنمایی معلم فارسی گفت باید 6 تا شعر از کتاب حفظ کنیم یه روز بیشتر وقت نداشتیم هیچکی (حتی بچه خرخون های کلاسمون) حفظ نکرده بود گفتیم امتحان رو لغو می کنیم رفتیم پیش معلممون که امتحان رو لغو کنه اونم لج کرد گفت حالا که اینطوریه نمرشو می ذارم نمره شفاهی ترمتون! ما هم که وقت نداشتیم تو یه زنگ تفریح شعرارو حفظ کنیم به این نتیجه رسیدیم که باید شعرارو پشت صندلی بنویسیم 6 تا شعر پشت یه صندلی نوشتیم. وقتی معلم می خواست ازمون شعر بپرسه نوبت هر کی می شد جاشو عوض می کرد (می رفت پشت همون صندلیه که پشتش شعرارو نوشتیم) معلمه هم نمی فهمید!!! نفر اول تا هشتم خوندن نمره گرفتن نوبت نفر نهم که رسید وسط شعر بود که بلند پرسید بیتا اینجا چی نوشتی؟ معللمون فهمید تا یه هفته هر روز دفتر بودیم!! 0 که گرفتیم هیچی 2 تا منفی هم گرفتیم(انظباطی) ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از suspire :
یه بار داشتم سر کلاس اجتماعی زبان حل می کردم که معلم سگ اختماعیمون منو صدا کرد که درس جواب بدم
وقتی صدام زد به جای بله گفتم yes اونم همه چیز رو فهمید
وااااااااااااااااااااااااااااای
منم یه دفعه سر کلاس ادبیات تکلیف زبان رو می نوشتم یهو معلممون گفت: از کی تا حالافارسی رو از چپ به راست می نویسند؟؟؟
 
پاسخ : سوتی‌ها

این یکی خیلی باهاله:
پشت مدرسه ما یه جایی هست به نام ستاره فارس(پاتوق بچه جقله هاست) هر وقت درس مسخره داشتیم از مدرسه جیم می شدیم می رفتیم بولینگ ستاره یه بار تو راه بودیم داشتیم می رفتیم که یه آقایی پرسید شما تو کدوم مدرسه درس می خونید؟ گفتیم فرزانگان اینقد لهه که خدا می دونه مدیرمون اینقد شوته نفهمیده ما جیو شدیو و از این حرفا...
فردا صبح که رفتیم مدرسه فهمیدیم ای داد بی داد یارو بازرس بوده! خلاصه آبروی مدسه رفت! ولی هنوزم نفهمیدن کار کی بوده ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از clever :
يه بار يكي از بچه ها جو گير شد...مي خواست واسه معلم خودشو لوس كنه...گفتش كه:بچه ها وسط خانوم نپرين ديگه.... :))
میدونم مال دانش آموز نیس ولی خوب یادش افتادم...
راهنمایی مسئول آزمایشگاه زیستمون هردفعه یه میگفت بچه ها کارتون کارتون که تموم شد لامو بشورید...
ما هم میترکیدیم از خنده!!! ;D
بیچاره تا آخر سالم خودش نفهمید چی میگه!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی لفظی:
یادش بخیر عهد جهالت نماینده کلاس بودم این یارو معلم ورزش هی نماینده نماینده میکرد. تو کلاس نشسته بودیم اولین جل3 ورزش بود صندلیارو گرد کرده بودیم با بچه ها دور همی..گفت نماینده بیاد(هر 1 دیقه 3دا میکرد).منم گفتم دردو نماینده بیاد مرگ بگیری صاف بالا سرم بود بالج گفت اشکال نداره خودم میرم.
کلا بچه ها میگن من بلند حرف میزنم ولی خودم نمیفهمم!
یه بار داشت آفتاب میزد تو چشم جا اینکه بگم یکی اینو(پرده) رو بکشه گفتم یکی اینو خفش کنه.در اون لحظه فقط معلم ادبیات در حال گفتن معنی شعر بود.
 
Back
بالا