• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

بچه بودم 6 سالم بود
بعد از این بخاری بدون دودکشا داشتیم تازه اومده بود بعد جلوش بازه این مدل بخاری ها...
یه سری یه کاغذ گرفتم جلوش بعد کاغذه آتیش گرفت منم از ترسم جیغ زدم مامانم اومد خاموشش کرد...
خلاصه تا جایی که یادمه فرش اندازه کف دست خودم((الآن کف دستم)) سوخت...
 
پاسخ : سوتی‌ها

مامان دوستم زنگیده کتابفروشی گاج.میگه سلام کتابفروشی گاز؟!
مامان دوستم ازاینور میخندیده اون فروشنده از اونور!!
باز این میخندیده اون میخندیده!!
هیچی دیگ هی این میخندیده باز اون میخندیده!!
باز نوبتی میخندیدن!!
دو باره باهم میخندیدن!!
کلا میخندیدن!!
ن آخرش اون فروشنده خندش واستاد گفت:خانوم خندتون تموم شد تماس بگیرید!!! :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

من چند روز پیش به یکی از دوستام اس دادم " وقت داری راجب فلان موضوع بحرفیم؟ :-?"
این دوست [ پسر بودن ایشون ] جواب دادن " بزنگ به خونه "

یه کاری برای من پیش اومد، تا حدود یه ربع بعد نتونستم زنگ بزنم، یه خبری ازش گرفتم، گفتش دارم میرم حموم الان.
من بعد نیم ساعت با فرض این که ایشون از حموم اومدن بیرون زنگ زدم خونشون.

من : سلام
مادر دوست : سلام :-?
من : چیزه :-" منزل ریاحی؟ :-ss [ فامیلی ایشون ریاحی نبود فکر کردم شاید بعدا برایش بد بشه که یه دختر زنگ زده خونشون و باهاش کار داشته]
مادرش : نه :-?
من : ببخشید اشتباه زنگ زدم ، خدافظ. #-o :-h

بعد گویا بنده انقدر ضایع بودم که مادر ایشون رفته بودن دم در حموم و گفته بودن " آقای ریاحی! تلفن زنگ زده بود با شما کار داشت " :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

با دوستم رفته بودیم بیرون نشسته بودیم رو نیمکت ایستگاه اتوبوس. بعد دوستم پاشد رفت از دستگاه خودپرداز پشت سرمون پول برداره.
من منتظرش نشستم.چند لحظه بعد سرمو برگردوندم ببینم در چه حاله.
دیدم در ازون مدلیاست که باید کارتت رو تا ته وارد کنی بعد در باز میشه از اونورم باید دکمه بزنی در باز بشه. این دوسته ما هم همینجوری هاج و واج مونده بود جلو در :)) دنبال دکمه میگشت بعد دید جای کارت هست چند بار کارتشو یه کوچولو وارد میکرد بعد میترسید کارتشو بخوره سریع میکشید =)) عاقا من این صحنه رو دیدم همش میخواستم صداش کنم خندم میومد نمیشد بعد آخر دوستم متوجه من شد بدو اومد پیشم نشست :-" =))

بعد حالا 2تایی پاشدیم رفتیم داخل دوستم داشت پول برداشت میکرد یوهو برگشتم دیدم یه مرده واستاده پشت در همینجوری نگاه میکنه هیچ کاریم انجام نمیده =)) احتمالا فکر میکرده چون ظرفیت پره در باز نمیشه منتظر بوده خالی شه =))
وای اگه اونجا یه دوربین مخفی میذاشتن عالی میشد =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

اقا این چن روزه این جا برف اومده و زمین بسیار سر :-"
هیچی دیگه من طبق معمول داشتم تو کوچمون خیلی شیک و مجلسی راه میرفتم
که یهو نمیدونم چی شد پخش زمین شدم :| :-"
حالا همون موقع پسر همسایمونم از خونشون اومد بیرون :-Lکاش باباش مییومد ولی اون نبود :|
حالا قیافشو تصور کنین که خودش رو چجوری نگه داشته که نخنده :-wحالا بماند که من چن بار
پیش ایشون سوتی دادم :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس مطالعات یکی از بچه ها حرف معلمو نشنید کفت:خانوم.....زیر کی بنویسیم نظام اقتصادی؟!
:-" :-" :-" :-" :-" :-" :-" ;D ;D ;D ;D ;D ;D
=)) =)) =)) =))



ببخشید اگه یه کم بی ادبانه بود...
 
پاسخ : سوتی‌ها

فامیل مدیرمون زینلیِ بعد من تو گوشیم ، زینو سیوش کردم

بعد امروز تو مدرسه گف با ما تماس گرفتن گفتن گوشیت مسدوده و اینا بعد با گوشیش زنگ زد منم اومدم نشون بدم زنگ میخوره گرفتم جلوش آقا ببنینو اینا ، بعد دیگه رو گوشیم افتاده بود زینو و ...
 
پاسخ : سوتی‌ها

روی کارت شورا دانش آموزی جای تاریخ تولد نوشته تاریخ تولید :)) .تازه وزارت آموزش و پرورش هم اینطوری نوشته:وزارتآموزش و پرورش :-"
×فهمیدین من شورائم دیگه؟یا دوباره بگم :دی
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو اتوبوس نشسته بودم و کتاب intermediate 2 کانون زبان رو گرفته بودم دستم و داشتم vocab هاش رو میخوندم، یه خانم نسبتا مُسن ــیی کنارم نشسته بود و گهگاهی یه نگاهی به کتاب من می انداخت. من هم در خیالات خودم فک میکردم این الآنه که بپرسه دخترم ترم چندی؟ :-" ;D
بعد دقیقن در همین لحظه خانومه برگشت پرسید:"دخترم، ساعت چنده؟" :)
منم با خجستگی بسیار و با نیش باز گفتم:" من ترم intermediate 2 (با لهجه آمریکایی و اعتماد به سقف بالا B-) ) هستم ;;)
بعد خانم ــه یه لحظه اینطوری نیگام کرد ~~> :| :-?
بعد گفت: "عزیزم، نه..، پرسیدم ساعت چنده؟ " :-??
و بعدش من:"جانم..؟ آهان.. خب.. آهان! فهمیدم، ببخشید..،امم، ساعت، اِمم، 20 دقیقه به 2. 8-} X_X

مکالمه ما تمام شد اما من تا آخرین ایستگاه اینجوری بودم: :|
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوستم میخواست بگه استاتیک یادش نمیومد گفت اون چی بود؟سیاتیک؟؟؟ :-? :|
دوسته ما داریم :)) ولی خوبه آدم دلش شاد میشه اصن با این سوتی ها :))
 
Back
بالا